کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی 2 - واحد 8 - درس 1
در اینجا شما واژگان از واحد 8 - درس 1 در کتاب Top Notch Fundamentals B را پیدا خواهید کرد، مانند "ساختمان"، "باغ"، "نزدیک"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the place that we live in, usually with our family

خانه, منزل
خانه آنها همیشه پر از خنده و گرمی بود.
the area around someone, somewhere, or something

محله
املاک و مستغلات در محله لس آنجلس معمولاً در بالاترین سطح بازار قرار دارد.
a structure that has walls, a roof, and sometimes many levels, like an apartment, house, school, etc.

ساختمان
او در طبقه سوم یک ساختمان مسکونی زندگی میکند.
a building where people live, especially as a family

خانه
خانه یک زیرزمین دارد که وسایلشان را در آن نگه میدارند.
a tall building with one or several apartments built on each floor

مجتمع مسکونی, مجتمع آپارتمانی
ساختمان آپارتمان در خط افق شهر بلند قد برافراشته بود و فضاهای زندگی مدرن و امکانات راحت ارائه میداد.
a large building with many offices, especially belonging to various companies

ساختمان اداری
او در یک ساختمان اداری با بیش از 20 طبقه کار میکند.
a piece of land where flowers, trees, and other plants are grown

باغ, باغچه
او انواع گیاهان و سبزیجات را در باغچه خود کاشت تا منبع غذایی پایدار ایجاد کند.
a set of steps along with their surrounding structure that can lead one from one floor to another

راهپله
او از پلکان باریک به زیرشیروانی بالا رفت.
a platform above the ground level and on the outside wall of a building that we can get into from the upper floor

بالکن
اتاق هتل یک بالکن خصوصی داشت که به اقیانوس مشرف بود و آن را به مکانی عالی برای تماشای غروب آفتاب تبدیل میکرد.
a place where people work, particularly behind a desk

اداره
استارتاپ کوچک از یک فضای اداری مشترک فعالیت میکرد که همکاری بین اعضای تیم را تقویت میکرد.
a box-like device that moves up and down and is used to get to the different levels of a building

آسانسور
من ترجیح میدهم در ساختمانهای بلند به جای استفاده از پلهها از آسانسور استفاده کنم.
the bottom of a room that we walk on

کف, زمین
فرزندم روی زمین مینشیند تا با اسباببازیهایش بازی کند.
a place where multiple buses begin and end their journeys, particularly a journey between towns or cites

پایانه اتوبوس
ایستگاه اتوبوس پر از مسافران بود، همه منتظر رسیدن اتوبوسهایشان بودند.
a place where trains regularly stop for passengers to get on and off

ایستگاه قطار, ایستگاه راهآهن
من دوستم را در ایستگاه قطار ملاقات کردم و با هم سفر کردیم.
a very large, often roofless, structure where sports events, etc. are held for an audience

ورزشگاه, استادیوم
کنسرتها و رویدادهای ورزشی بزرگ اغلب جمعیت زیادی را به استادیوم میکشانند و جوّی پرانرژی ایجاد میکنند.
a large public place in a town or a city that has grass and trees and people go to for walking, playing, and relaxing

پارک, بوستان
من از پیکنیک رفتن در پارک با خانوادهام لذت میبرم.
a large building or enclosed area, where many stores are placed

مرکز خرید, پاساژ
مرکز خرید جدید در مرکز شهر دارای بیش از ۲۰۰ فروشگاه خردهفروشی است.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.
a large place where planes take off and land, with buildings and facilities for passengers to wait for their flights

فرودگاه
خانوادهام هنگام رسیدن من از فرودگاه به دنبالم میآیند.
a large building where sick or injured people receive medical treatment and care

بیمارستان
او برای معاینه به بیمارستان نزد دکترش رفت.
