کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی 2 - واحد 12 - درس 2

در اینجا شما واژگان از واحد 12 - درس 2 در کتاب درسی Top Notch Fundamentals B را پیدا خواهید کرد، مانند "نگرانی"، "معده"، "آسیب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی 2
concern [اسم]
اجرا کردن

دغدغه

Ex: Environmental issues are a major concern for many people .

مسائل زیست‌محیطی یک نگرانی عمده برای بسیاری از افراد است.

injury [اسم]
اجرا کردن

آسیب

Ex: The car crash caused multiple injuries .

تصادف ماشین باعث چندین آسیب شد.

head [اسم]
اجرا کردن

سر

Ex: She held her head high as she walked confidently into the room .

او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد می‌شد.

chest [اسم]
اجرا کردن

سینه

Ex: She placed her hand over her chest and felt her heartbeat .

او دستش را روی سینه‌اش گذاشت و ضربان قلبش را احساس کرد.

stomach [اسم]
اجرا کردن

معده

Ex: She felt a rumble in her stomach , indicating that she was hungry .

او در شکم خود احساس غرغر کرد، که نشان می‌داد گرسنه است.

hip [اسم]
اجرا کردن

مفصل ران

Ex: The jeans fit perfectly around his hips , providing both comfort and style .

شلوار جین به طور کامل دور کمر او می‌نشیند، که هم راحتی و هم استایل را فراهم می‌کند.

knee [اسم]
اجرا کردن

زانو

Ex: He performed knee exercises to strengthen the muscles around the joint .

او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.

ankle [اسم]
اجرا کردن

مچ پا

Ex:

دستبند مچ پایی که او به پا داشت در نور خورشید می‌درخشید.

neck [اسم]
اجرا کردن

گردن

Ex: She wore a necklace around her neck .

او یک گردنبند دور گردن خود انداخت.

shoulder [اسم]
اجرا کردن

شانه

Ex: The massage therapist kneaded the tense muscles in her shoulders , providing relief from stress and tension .

ماساژور عضلات منقبض در شانه‌های او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.

back [اسم]
اجرا کردن

کمر

Ex:

او تمریناتی انجام داد تا عضلات پشت خود را تقویت کند.

arm [اسم]
اجرا کردن

دست (از مچ به بالا)

Ex: She felt a sense of protection as her father placed his arm around her .

وقتی پدرش بازوی خود را دور او انداخت، او احساس محافظت کرد.

leg [اسم]
اجرا کردن

پا

Ex: She felt a cramp in her leg after running for a long time .

او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.

hand [اسم]
اجرا کردن

دست

Ex: She raised her hand to ask a question in class .

او دستش را بلند کرد تا در کلاس سوالی بپرسد.

finger [اسم]
اجرا کردن

انگشت

Ex: She accidentally cut her finger while preparing dinner .

او به طور تصادفی انگشت خود را در حال تهیه شام برید.

fingernail [اسم]
اجرا کردن

ناخن

Ex: Dirt was trapped under his fingernail after gardening .

خاک زیر ناخن او پس از باغبانی گیر کرده بود.

foot [اسم]
اجرا کردن

پا (از انگشت‌ها تا مچ)

Ex: He rested his foot on the ottoman to relax .

او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.

toe [اسم]
اجرا کردن

انگشت پا

Ex:

ورزشکار در طول بازی فوتبال انگشت پایش را آسیب زد و مجبور شد بقیه بازی را ننشیند.

toenail [اسم]
اجرا کردن

ناخن پا

Ex: Long toenails can make walking uncomfortable .

ناخن‌های پا بلند می‌توانند راه رفتن را ناراحت‌کننده کنند.

forehead [اسم]
اجرا کردن

پیشانی

Ex: A cold compress on his forehead helped soothe the headache that had been bothering him all day .

کمپرس سرد روی پیشانی او به تسکین سردردی که تمام روز او را آزار می‌داد کمک کرد.

cheek [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: She smiled , her cheeks dimpling with joy .

او لبخند زد، گونه‌هایش از خوشحالی گود افتاد.

earlobe [اسم]
اجرا کردن

لاله گوش

Ex: The child accidentally hurt his earlobe while putting on his headphones .

کودک به طور تصادفی نرمه گوش خود را هنگام گذاشتن هدفون زخمی کرد.

lip [اسم]
اجرا کردن

لب

Ex: She pursed her lips , showing disapproval .

او لب‌هایش را جمع کرد، نشان دادن عدم تأیید.

tongue [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: The singer stuck out her tongue playfully during the concert .

خواننده در طول کنسرت به شوخی زبانش را بیرون آورد.

elbow [اسم]
اجرا کردن

آرنج

Ex: The tennis player 's powerful serve put a lot of strain on her elbow .

سرویس قدرتمند تنیس‌باز فشار زیادی به آرنج او وارد کرد.

calf [اسم]
اجرا کردن

پویز

Ex: The athlete did calf raises as part of their strength training routine to build stronger leg muscles .

ورزشکار به عنوان بخشی از برنامه تمرین قدرتی خود برای ساختن عضلات قوی‌تر پا، حرکات بلند کردن ساق پا را انجام داد.

thigh [اسم]
اجرا کردن

ران

Ex: The doctor advised doing exercises to strengthen the thigh muscles .

پزشک توصیه کرد که برای تقویت عضلات ران ورزش کنید.