کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی 2 - واحد 10 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 2 در کتاب درسی Top Notch Fundamentals B را پیدا خواهید کرد، مانند "پیشنهاد"، "آبمیوه"، "ظرف"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی 2
to offer [فعل]
اجرا کردن

ارائه کردن

Ex: The restaurant offered a diverse menu to cater to various culinary preferences .

رستوران یک منوی متنوع را ارائه داد تا به ترجیحات مختلف آشپزی پاسخ دهد.

to ask [فعل]
اجرا کردن

پرسیدن

Ex: Can you ask him if he 'll be at the meeting tomorrow ?

می‌توانید از او بپرسید که آیا فردا در جلسه خواهد بود؟

food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

drink [اسم]
اجرا کردن

نوشیدنی

Ex: I always start my morning with a warm drink , like tea or coffee .

من همیشه صبحم را با یک نوشیدنی گرم، مثل چای یا قهوه شروع می‌کنم.

water [اسم]
اجرا کردن

آب

Ex: The rain poured down , and the water quickly filled the streets .

باران می‌بارید، و آب خیابان‌ها را به سرعت پر کرد.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

tea [اسم]
اجرا کردن

چای

Ex: The aroma of freshly brewed tea filled the room .

عطر چای تازه دم شده اتاق را پر کرد.

juice [اسم]
اجرا کردن

آب‌میوه

Ex: They mixed the juices of different fruits to create a delicious and colorful blend .

آنها آبمیوه‌های میوه‌های مختلف را مخلوط کردند تا یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ ایجاد کنند.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

soda [اسم]
اجرا کردن

نوشابه

Ex: They shared a large pitcher of soda at the diner , refilling their glasses throughout the meal .

آن‌ها یک پارچ بزرگ نوشابه در رستوران تقسیم کردند، و در طول غذا لیوان‌های خود را دوباره پر کردند.

bread [اسم]
اجرا کردن

نان

Ex: The children made mini pizzas using slices of bread as the crust .

بچه‌ها با استفاده از برش‌های نان به عنوان خمیر، پیتزاهای کوچک درست کردند.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: The restaurant specializes in homemade pasta , making it a favorite among locals .

رستوران در پاستا خانگی تخصص دارد که آن را در بین مردم محلی محبوب کرده است.

rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

meat [اسم]
اجرا کردن

گوشت

Ex: She seasoned the meat with herbs and spices before cooking .

او قبل از پختن، گوشت را با گیاهان و ادویه‌ها طعم دار کرد.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

fish [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی

Ex:

آشپز یک خورش خوشمزه از ماهی با سبزیجات و ادویه‌ها تهیه کرد.

oil [اسم]
اجرا کردن

روغن

Ex:

روغن نارگیل اغلب به خاطر طعم منحصر به فردش در پخت و پز استفاده می‌شود.

butter [اسم]
اجرا کردن

کره

Ex: Spread some melted butter on warm toast for a simple and comforting breakfast .

کمی کره ذوب شده را روی نان تست گرم پخش کنید تا یک صبحانه ساده و دلچسب داشته باشید.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: The soup needed a little more salt to bring out the taste .

سوپ به کمی نمک بیشتر نیاز داشت تا طعم آن را بهتر کند.

pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل

Ex: She prefers eating raw pepper as a healthy snack .

او ترجیح می‌دهد فلفل خام را به عنوان یک میان‌وعده سالم بخورد.

container [اسم]
اجرا کردن

محفظه

Ex: The plastic container kept the cookies fresh for days .

ظرف پلاستیکی کلوچه‌ها را برای روزها تازه نگه داشت.

quantity [اسم]
اجرا کردن

مقدار

Ex: The factory increased its production to meet the growing quantity of orders .

کارخانه تولید خود را افزایش داد تا به مقدار رو به رشد سفارشات پاسخ دهد.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

can [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: She opened a can of soup for a quick and easy lunch .

او یک قوطی سوپ برای یک ناهار سریع و آسان باز کرد.

bag [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: He ’s got bags of charm , which makes him a great salesperson .

او کوله‌بار جذابیت دارد، که او را به فروشنده‌ای عالی تبدیل می‌کند.

loaf [اسم]
اجرا کردن

قرص (نان)

Ex: She bought a fresh loaf of bread from the bakery .

او یک نان تازه از نانوایی خرید.