کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی 2 - واحد 10 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 1 در کتاب درسی Top Notch Fundamentals B را پیدا خواهید کرد، مانند "دستور پخت"، "سبزیجات"، "قفسه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی 2
to discuss [فعل]
اجرا کردن

صحبت کردن (درمورد چیزی)

Ex: The manager discussed the sales targets with the staff .

مدیر اهداف فروش را با کارکنان بحث کرد.

ingredient [اسم]
اجرا کردن

مواد تشکیل‌دهنده

Ex: She bought organic ingredients for the salad .
recipe [اسم]
اجرا کردن

دستور پخت

Ex: The cookbook contains recipes from various cuisines , providing a diverse range of dishes to try .

کتاب آشپزی شامل دستور العمل‌های مختلف از آشپزی‌های گوناگون است، که طیف متنوعی از غذاها برای امتحان کردن ارائه می‌دهد.

food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

onion [اسم]
اجرا کردن

پیاز

Ex:

بچه‌ها از حلقه‌های پیاز به عنوان یک غذای جانبی ترد لذت بردند.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.

orange [اسم]
اجرا کردن

پرتقال

Ex: They peeled and separated the orange segments to make a fruit salad .

آنها پوست پرتقال را کندند و قطعات آن را جدا کردند تا سالاد میوه درست کنند.

lemon [اسم]
اجرا کردن

لیمو

Ex: Lemon chicken is a flavorful dish that combines the juiciness of chicken with the tanginess of lemons .

مرغ لیمویی یک غذای خوشمزه است که آبدار بودن مرغ را با ترشی لیموها ترکیب می‌کند.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل

Ex: She prefers eating raw pepper as a healthy snack .

او ترجیح می‌دهد فلفل خام را به عنوان یک میان‌وعده سالم بخورد.

bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیا

Ex: She cooked rice and beans for a simple meal .

او برنج و لوبیا را برای یک وعده غذایی ساده پخت.

pea [اسم]
اجرا کردن

نخودفرنگی

Ex: We bought a bag of frozen peas for quick meals .

ما یک کیسه نخود فرنگی منجمد برای وعده‌های غذایی سریع خریدیم.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: I tossed the roasted vegetables with olive oil and a sprinkle of salt and pepper .

من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

cabbage [اسم]
اجرا کردن

کلم

Ex: Fermented cabbage , known as sauerkraut , is popular in many cultures for its unique flavor and health benefits .

کلم تخمیر شده، معروف به کلم ترش، به خاطر طعم منحصر به فرد و فواید سلامتی در بسیاری از فرهنگ‌ها محبوب است.

broccoli [اسم]
اجرا کردن

کلم بروکلی

Ex:

کلم بروکلی سرشار از ویتامین‌ها است و افزودنی عالی برای یک رژیم غذایی سالم محسوب می‌شود.

cauliflower [اسم]
اجرا کردن

گل‌کلم

Ex: Cauliflower rice has become a popular low-carb alternative to traditional rice for those watching their carbohydrate intake .

برنج گل‌کلم به یک جایگزین محبوب کم‌کربوهیدرات برای برنج سنتی برای کسانی که مراقب مصرف کربوهیدرات خود هستند تبدیل شده است.

leek [اسم]
اجرا کردن

تره‌فرنگی

Ex: The chef prepared a savory quiche filled with leeks , mushrooms , and Gruyère cheese for brunch .

آشپز یک کیش خوشمزه پر از تره فرنگی، قارچ و پنیر گرویِر برای ناهار آماده کرد.

cucumber [اسم]
اجرا کردن

خیار

Ex: We made a refreshing cucumber salsa with tomatoes , onions , and cilantro .

ما یک سالسای خنک با خیار، گوجه‌فرنگی، پیاز و گشنیز درست کردیم.

اجرا کردن

کلم بروکسل

Ex:

او کلم بروکسل را ریز خرد کرد تا به غذای سرخ شده اضافه کند.

corn [اسم]
اجرا کردن

بلال

Ex: She planted rows of corn in her garden for the summer harvest .

او ردیف‌هایی از ذرت را در باغش برای برداشت تابستانی کاشت.

lettuce [اسم]
اجرا کردن

کاهو

Ex:

کاهو یک ماده کم کالری است که برای وعده‌های غذایی سالم عالی است.

asparagus [اسم]
اجرا کردن

مارچوبه

Ex: She served a side dish of roasted asparagus seasoned with garlic and parmesan cheese .

او یک غذای جانبی از مارچوبه کبابی چاشنی‌دار با سیر و پنیر پارمسان سرو کرد.

eggplant [اسم]
اجرا کردن

بادمجان

Ex: The stir-fry featured chunks of eggplant cooked with tofu , bell peppers , and a savory sauce .

سرخ کرده شامل تکه‌های بادمجان پخته شده با توفو، فلفل دلمه‌ای و یک سس خوشمزه بود.

celery [اسم]
اجرا کردن

کرفس

Ex: It is important to wash celery thoroughly before consuming it .

مهم است که کرفس را قبل از مصرف به خوبی بشویید.

garlic [اسم]
اجرا کردن

سیر

Ex:

سیر یک ماده کلیدی در بسیاری از غذاهای ایتالیایی است.

tangerine [اسم]
اجرا کردن

نارنگی

Ex: She peeled a tangerine and enjoyed its sweet segments as a mid-morning snack .

او یک نارنگی پوست کند و از قطعات شیرین آن به عنوان میان وعده صبحگاهی لذت برد.

grapefruit [اسم]
اجرا کردن

گریپ‌فروت

Ex: The diet plan recommends starting the day with half a grapefruit .

برنامه رژیم غذایی توصیه می‌کند روز را با نصف گریپ فروت شروع کنید.

lime [اسم]
اجرا کردن

لیموترش

Ex: He sliced the lime in half and squeezed its juice into his glass of water for a refreshing drink .

او لیمو را به دو نیم کرد و آب آن را برای یک نوشیدنی خنک کننده در لیوان آب خود فشرد.

grape [اسم]
اجرا کردن

انگور

Ex: I enjoy relaxing with a glass of red wine made from the finest grapes .

من از استراحت با یک لیوان شراب قرمز ساخته شده از بهترین انگورها لذت می‌برم.

pineapple [اسم]
اجرا کردن

آناناس

Ex: She uses a special tool to cut the pineapple into rings .

او از یک ابزار خاص برای برش آناناس به صورت حلقه‌ای استفاده می‌کند.

pear [اسم]
اجرا کردن

گلابی

Ex: Pears are a good source of dietary fiber and vitamin C.

گلابی منبع خوبی از فیبر غذایی و ویتامین C است.

strawberry [اسم]
اجرا کردن

توت‌فرنگی

Ex: The strawberry plant in our garden is beginning to bear fruit .

گیاه توت فرنگی در باغ ما شروع به میوه دادن کرده است.

apricot [اسم]
اجرا کردن

زردآلو

Ex: The jam-maker simmered apricots with sugar and lemon juice to make a delicious spread for toast .

تولیدکننده مربا زردآلو را با شکر و آب لیمو به آرامی پخت تا یک خوراکی خوشمزه برای نان تست درست کند.

peach [اسم]
اجرا کردن

هلو

Ex: She enjoyed a ripe peach for a refreshing summer snack .

او از یک هلو رسیده به عنوان یک میان وعده تابستانی خنک لذت برد.

raspberry [اسم]
اجرا کردن

تمشک

Ex: She used frozen raspberries in the pie filling for a rich and tart taste .

او از تمشک منجمد در پر کردن پای برای یک طعم غنی و ترش استفاده کرد.

اجرا کردن

طالبی

Ex: A ripe honeydew melon has a sweet aroma .

یک خربزه عسلی رسیده عطر شیرینی دارد.

avocado [اسم]
اجرا کردن

آووکادو

Ex: I made a delicious avocado and shrimp salad for lunch .

من برای ناهار یک سالاد خوشمزه از آووکادو و میگو درست کردم.

papaya [اسم]
اجرا کردن

پاپایا (نوعی میوه استوایی)

Ex: They bought a whole papaya from the market and scooped out the seeds to eat the ripe flesh .

آنها یک پاپایا کامل از بازار خریدند و دانه‌ها را برای خوردن گوشت رسیده خارج کردند.

mango [اسم]
اجرا کردن

انبه

Ex:

انبه و شیر نارگیل مواد اصلی در اسموتی گرمسیری مورد علاقه من هستند.

kiwi [اسم]
اجرا کردن

کیوی

Ex:

کیوی میوه‌ای همه‌کاره است که می‌توان در غذاهای شیرین و شور استفاده کرد.

watermelon [اسم]
اجرا کردن

هندوانه

Ex: The farmer harvested a bountiful crop of watermelons from his fields .

کشاورز محصول فراوانی از هندوانه را از مزارع خود برداشت کرد.

raisin [اسم]
اجرا کردن

کشمش

Ex: The child picked out all the raisins from his cookie .

کودک تمام کشمش‌ها را از کلوچه خود جدا کرد.

fig [اسم]
اجرا کردن

انجیر

Ex: She added chopped figs to her morning yogurt and granola .

او انجیر خرد شده را به ماست و گرانولای صبحانه اش اضافه کرد.

prune [اسم]
اجرا کردن

آلو بخارا

Ex: The dessert was made with stewed prunes and cream .

دسر با آلو خشک خورشتی و خامه درست شده بود.

date [اسم]
اجرا کردن

خرما

Ex: She enjoyed snacking on dried dates as a healthy and energizing snack .

او از خوردن خرما خشک به عنوان یک میان‌وعده سالم و انرژی‌بخش لذت می‌برد.

to keep [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex:

باتری‌های یدکی در کشوی بالای کابینت ذخیره‌سازی نگهداری می‌شوند.

kitchen [اسم]
اجرا کردن

آشپزخانه

Ex: The kitchen had a double oven , allowing for simultaneous baking of different dishes .

آشپزخانه یک اجاق دوتایی داشت که امکان پخت همزمان غذاهای مختلف را فراهم می‌کرد.

اجرا کردن

یخچال

Ex:

درب یخچال یک نوار مغناطیسی برای نگه داشتن یادداشت ها و تصاویر دارد.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.