کتاب 'سامیت' 1A - واحد 1 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 1 در کتاب Summit 1A را پیدا خواهید کرد، مانند "دوستانه"، "بی ادب"، "منظم" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 1A
to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: People find her independent personality quite appealing .

مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب می‌یابند.

trait [اسم]
اجرا کردن

خصلت

Ex: Honesty is one of her most admirable traits .

صداقت یکی از قابل تحسین‌ترین ویژگی‌های او است.

easygoing [صفت]
اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: Despite the chaos around him , he remained easygoing and managed to keep things under control .

علیرغم هرج و مرج اطرافش، او آرام ماند و توانست اوضاع را تحت کنترل نگه دارد.

hardworking [صفت]
اجرا کردن

سخت‌کوش

Ex:

کشاورز سختکوش بی‌وقفه از محصولات خود مراقبت کرد و برداشت فراوانی را تضمین کرد.

considerate [صفت]
اجرا کردن

باملاحظه

Ex:

راننده مهربان به عابران پیاده اجازه داد تا قبل از ادامه دادن، با خیال راحت از خیابان عبور کنند.

modest [صفت]
اجرا کردن

متواضع

Ex: He has always been modest about his skills , never boasting or seeking the spotlight .
outgoing [صفت]
اجرا کردن

برونگرا

Ex: As an outgoing salesperson , he excelled in building relationships with clients and closing deals .

به عنوان یک فروشنده برونگرا، او در ایجاد روابط با مشتریان و بستن معاملات عالی عمل کرد.

trustworthy [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اعتماد

Ex: The trustworthy mechanic provides honest assessments and fair pricing for repairs .

مکانیک قابل اعتماد ارزیابی‌های صادقانه و قیمت‌گذاری منصفانه برای تعمیرات ارائه می‌دهد.

serious [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: He is a serious person who always thinks carefully before making decisions .

او یک فرد جدی است که همیشه قبل از تصمیم‌گیری با دقت فکر می‌کند.

talkative [صفت]
اجرا کردن

پرحرف

Ex: She 's talkative , which is a great trait for her job as a tour guide .

او پرحرف است، که برای شغلش به عنوان راهنمای تور یک ویژگی عالی است.

polite [صفت]
اجرا کردن

مؤدب

Ex: The polite tourist asked for directions in a respectful manner .

گردشگر مؤدب به صورت محترمانه راهنمایی خواست.

impolite [صفت]
اجرا کردن

بی‌ادب

Ex: The customer was impolite to the store clerk for no reason .

مشتری بدون دلیل با فروشنده بی‌ادب بود.

punctual [صفت]
اجرا کردن

وقت‌شناس

Ex: His punctual habits earned him a good reputation at work .

عادت‌های منظم او برایش شهرت خوبی در محل کار به ارمغان آورد.

rude [صفت]
اجرا کردن

بی‌ادب

Ex: She was being rude by constantly texting during the movie .

او با پیامک زدن مداوم در طول فیلم بی‌ادب بود.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

unfriendly [صفت]
اجرا کردن

نامهربان

Ex: The unfriendly cat hissed at anyone who tried to pet it .

گربه غیردوستانه به هر کسی که سعی می‌کرد آن را نوازش کند، هیس می‌کرد.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

liberal [صفت]
اجرا کردن

آزاداندیش

Ex: The company has adopted a liberal dress code policy , allowing employees to wear casual attire .

شرکت یک سیاست لیبرال کد لباس را اتخاذ کرده است که به کارمندان اجازه می‌دهد لباس غیررسمی بپوشند.

اجرا کردن

اصولگرا

Ex: They follow a conservative lifestyle rooted in tradition .

آنها از یک سبک زندگی محافظه‌کارانه که ریشه در سنت دارد پیروی می‌کنند.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

independent [صفت]
اجرا کردن

مستقل

Ex: The independent artist pursued her passion without seeking validation from others .

هنرمند مستقل بدون جستجوی تایید از دیگران، به دنبال علاقه خود رفت.