کتاب 'سامیت' 1A - واحد 1 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 1 در کتاب Summit 1A را پیدا خواهید کرد، مانند "دوستانه"، "بی ادب"، "منظم" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to give details about someone or something to say what they are like

توصیف کردن
او احساسات هیجان خود را قبل از رویداد بزرگ توصیف کرد.
all the qualities that shape a person's character and make them different from others

شخصیت, خصوصیت اخلاقی
با اینکه آنها دوقلو هستند، شخصیتهایشان کاملاً متفاوت است.
a distinguishing quality or characteristic, especially one that forms part of someone's personality or identity

خصلت, خصوصیت
حس شوخ طبعی او یک ویژگی بود که او را محبوب دوستانش میکرد.
calm and not easily worried or upset

آسودهخاطر, راحت
او رفتاری آرام داشت، به ندرت حتی در شرایط چالشبرانگیز ناراحت میشد.
(of a person) putting in a lot of effort and dedication to achieve goals or complete tasks

سختکوش, کوشا
طبیعت سختکوش او برایش تقدیر و تحسین همکارانش را به ارمغان آورد.
thoughtful of others and their feelings

باملاحظه, بافکر
حرکت مهربانانه نگه داشتن در برای بانوی مسن، ملاحظهگری و احترام او را نشان داد.
not boasting about one's abilities, achievements, or belongings

متواضع, فروتن
رفتار فروتنانه او او را با وجود موفقیتش، قابل دسترس و آسان برای ارتباط میکند.
enjoying other people's company and social interactions

برونگرا, معاشرتی
شخصیت برونگرای او در گردهماییهای اجتماعی میدرخشید، جایی که به راحتی با غریبهها گفتگو میکرد.
able to be trusted or relied on

قابل اعتماد
طبیعت قابل اعتماد او باعث میشود که او دوستی ارزشمند باشد، همیشه در مواقع نیاز حاضر است.
(of a person) quiet, thoughtful, and showing little emotion in one's manner or appearance

جدی
او در طول جلسه یک حالت جدی را حفظ کرد.
talking a great deal

پرحرف, حراف، پرچانه
طبیعت پرحرف او او را به یک فروشنده عالی تبدیل میکند.
showing good manners and respectful behavior towards others

مؤدب
علیرغم اختلاف نظر، او مودب باقی ماند و لحنی آرام و محترمانه حفظ کرد.
having bad manners or behavior

بیادب
بیادبانه است که از ظاهر مردم مسخره کنید.
happening or arriving at the time expected or arranged

وقتشناس, سروقت
ورود به موقع قطار مسافران را تحت تأثیر قرار داد.
(of a person) having no respect for other people

بیادب
او بسیار بیادب است، همیشه بدون دلیل به مردم فریاد میزند.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
شهر ما به خاطر مردم دوستداشتنی و مهماننوازش معروف است.
not kind or nice toward other people

نامهربان
راننده دوستانه نبود و از کمک به چمدان ها خودداری کرد.
providing pleasure and enjoyment

خوب, دلپذیر
او یک ژاکت خوشگل از چرم با کیفیت بالا خرید.
willing to accept, respect, and understand different behaviors, beliefs, opinions, etc.

آزاداندیش, روشنفکر
دانشگاه آموزش لیبرال را ترویج میکند که تفکر انتقادی و کاوش در دیدگاههای متنوع را تشویق میکند.
supporting traditional values and beliefs and not willing to accept any contradictory change

اصولگرا, مذهبی
او دیدگاههای محافظهکارانهای در مورد مسائل اجتماعی مانند ازدواج و نقشهای جنسیتی داشت.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سالها چگونه تکامل یافته است.
good at learning things, understanding ideas, and thinking clearly

باهوش, هوشمند
سیستمهای هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده میشوند.
able to do things as one wants without needing help from others

مستقل
علیرغم سن کم، او کاملاً مستقل است، امور مالی و مسئولیتهای خود را مدیریت میکند.
