کتاب 'سامیت' 1A - واحد 4 - پیش نمایش

در اینجا واژگان از واحد 4 - پیش نمایش در کتاب درسی Summit 1A را پیدا خواهید کرد، مانند "funky"، "conservative"، "elegant" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 1A
fashionable [صفت]
اجرا کردن

مد روز

Ex: She always stays fashionable by keeping up with the latest trends and incorporating them into her wardrobe .

او همیشه با دنبال کردن آخرین ترندها و گنجاندن آنها در کمد لباسش مُد روز می‌ماند.

stylish [صفت]
اجرا کردن

شیک‌پوش

Ex: The stylish couple turned heads as they walked down the street , dressed in coordinated outfits .

زوج شیک توجه‌ها را به خود جلب کردند در حالی که در خیابان راه می‌رفتند و لباس‌های هماهنگ پوشیده بودند.

funky [صفت]
اجرا کردن

(تیپ) مدرن

Ex: They decorated their apartment with funky furniture and vibrant artwork .

آنها آپارتمان خود را با مبلمان فانکی و آثار هنری پر جنب و جوش تزئین کردند.

trendy [صفت]
اجرا کردن

به‌روز

Ex: Fashion magazines are full of articles about the latest trendy looks .

مجلات مد پر از مقالاتی درباره آخرین ظواهر مد روز است.

classic [اسم]
اجرا کردن

اثر کلاسیک

Ex: The book is regarded as a classic in English literature .
elegant [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The bride looked stunning in her elegant wedding dress , radiating grace and charm as she walked down the aisle .

عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر می‌رسید، در حالی که در راهرو راه می‌رفت، از لطف و جذابیت می‌درخشید.

subdued [صفت]
اجرا کردن

ملایم

Ex:

انرژی مهمانی به دلیل ساعت دیروقت کاهش یافته بود، مهمانان در گروه‌های کوچک به آرامی گفتگو می‌کردند.

loud [صفت]
اجرا کردن

بلند (صدا)

Ex: His laugh is so loud that you can hear it from the next room .

خنده او آنقدر بلند است که می‌توانید آن را از اتاق بعدی بشنوید.

wild [صفت]
اجرا کردن

تهاجمی

Ex: The wild teenager skipped school and went on a road trip without telling anyone .

نوجوان وحشی از مدرسه فرار کرد و بدون گفتن به کسی به سفر رفت.

اجرا کردن

اصولگرا

Ex: They follow a conservative lifestyle rooted in tradition .

آنها از یک سبک زندگی محافظه‌کارانه که ریشه در سنت دارد پیروی می‌کنند.

modest [صفت]
اجرا کردن

متواضع

Ex: He has always been modest about his skills , never boasting or seeking the spotlight .
appropriate [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: Wearing casual attire is appropriate for a picnic .

پوشیدن لباس غیررسمی برای پیکنیک مناسب است.

اجرا کردن

نامناسب

Ex: Sharing personal details about someone without their consent is inappropriate .

به اشتراک گذاشتن جزئیات شخصی درباره کسی بدون رضایت او نامناسب است.

casual [صفت]
اجرا کردن

راحتی (لباس)

Ex: She wore a casual sundress to the picnic , enjoying the comfort and ease of movement .

او یک لباس تابستانی راحت به پیکنیک پوشید، از راحتی و سهولت حرکت لذت برد.

formal [صفت]
اجرا کردن

رسمی

Ex: The school requires a formal uniform during weekdays .

مدرسه در طول روزهای هفته یونیفرم رسمی نیاز دارد.

informal [صفت]
اجرا کردن

غیررسمی

Ex: The party was an informal gathering of friends .

مهمانی یک گردهمایی غیررسمی از دوستان بود.