کتاب 'سامیت' 1A - واحد 5 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 5 - درس 1 در کتاب Summit 1A را پیدا خواهید کرد، مانند "ملاحظه‌کار"، "غیرمسئول"، "مناسب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 1A
acceptable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌قبول

Ex: The quality of the report was acceptable , but it could be improved .

کیفیت گزارش قابل قبول بود، اما می‌توانست بهبود یابد.

اجرا کردن

غیر قابل قبول

Ex: The conditions in the facility were deemed unacceptable by the health inspectors .

شرایط در تسهیلات توسط بازرسان بهداشت غیرقابل قبول تشخیص داده شد.

considerate [صفت]
اجرا کردن

باملاحظه

Ex:

راننده مهربان به عابران پیاده اجازه داد تا قبل از ادامه دادن، با خیال راحت از خیابان عبور کنند.

اجرا کردن

بی‌ملاحظه

Ex: The inconsiderate choice of loud music late at night disturbed the neighbors .

انتخاب بی‌ملاحظه موسیقی بلند در دیروقت شب همسایه‌ها را آزار داد.

polite [صفت]
اجرا کردن

مؤدب

Ex: The polite tourist asked for directions in a respectful manner .

گردشگر مؤدب به صورت محترمانه راهنمایی خواست.

impolite [صفت]
اجرا کردن

بی‌ادب

Ex: The customer was impolite to the store clerk for no reason .

مشتری بدون دلیل با فروشنده بی‌ادب بود.

proper [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: Wearing formal attire is proper for a business meeting .

پوشیدن لباس رسمی برای یک جلسه کاری مناسب است.

improper [صفت]
اجرا کردن

نامناسب

Ex: Parking in a handicapped spot without a permit is an improper use of designated spaces .

پارک کردن در جایگاه معلولین بدون مجوز استفاده نادرست از فضاهای تعیین شده است.

respectful [صفت]
اجرا کردن

محترم

Ex: The respectful neighbor takes care to keep noise levels down and respects the privacy of others in the community .

همسایه محترم مراقب است که سطح صدا را پایین نگه دارد و حریم خصوصی دیگران در جامعه را محترم بشمارد.

اجرا کردن

توهین‌آمیز

Ex: She felt hurt by her friend 's disrespectful treatment of her belongings .

او از رفتار بی‌احترام دوستش نسبت به وسایلش احساس ناراحتی کرد.

responsible [صفت]
اجرا کردن

مسئول

Ex: She feels responsible for the well-being of her elderly parents .

او احساس مسئولیت می‌کند برای رفاه والدین سالخورده‌اش.

اجرا کردن

بی‌خیال

Ex: Leaving the children alone at home was deemed irresponsible by the concerned neighbors .

رها کردن بچه‌ها در خانه به تنهایی توسط همسایه‌های نگران غیرمسئولانه تلقی شد.