کتاب 'سامیت' 1A - واحد 2 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 2 در کتاب درسی Summit 1A را پیدا خواهید کرد، مانند "منفی"، "احساسی"، "تکراری" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having an unpleasant or harmful effect on someone or something

مضر
تصویر منفی از برخی جوامع در رسانهها میتواند کلیشههای مضر را تداوم بخشد.
causing someone to feel deeply hurt, upset, or angry due to being insulting, disrespectful, or inappropriate

توهینآمیز, ناراحتکننده
استفاده از زبان توهینآمیز میتواند احساسات دیگران را جریحهدار کند و به روابط آسیب بزند.
showing or aiming to stir feelings of tenderness, or sorrow, in a way that may seem exaggerated

احساساتی, پراحساس
او یک نامه احساساتی نوشت که خیلی سعی در برانگیختن احساسات داشت.
producing a sound or noise with high volume

بلند (صدا)
او با صدای بلند صحبت کرد تا همه در مخاطبان بتوانند او را بشنوند.
needing attention and action because of possible danger or risk

جدی, خطرناک، شدید
طوفان به خانههای منطقه جدی خسارت وارد کرد.
related to the purchasing and selling of different goods and services

تجاری, بازرگانی
این شهر به خاطر منطقه تجاری پر جنب و جوشش معروف است.
no longer fashionable or commonly used

منسوخ, ازمدافتاده
تکنولوژی در دفتر منسوخ بود، که باعث میشد وظایف کندتر و کمکارآمدتر انجام شوند.
referring to something that involves repeating the same actions or elements multiple times, often leading to boredom or dissatisfaction

یکنواخت
روال تمرین مؤثر بود، اما ماهیت تکراری آن باعث شد که با گذشت زمان پایبندی به آن سخت شود.
causing slight anger

آزاردهنده, اعصابخردکن
عادت آزاردهنده ضربه زدن مداوم به پایش در طول جلسه حواس همه را پرت کرد.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
کلاس خستهکننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی میخواند.
making one feel sad and hopeless

افسردهکننده, غمانگیز
تماشای مستند درباره فقر در جهان تجربهای افسردهکننده بود.
showing a lack of seriousness, often in a playful way

احمق, احمقانه
او وقتی که جلوی دوستانش بیدلیل زمین خورد احساس احمق بودن کرد.
strange in a way that is difficult to understand

عجیب, غریب
او عادت عجیبی دارد که وقتی عصبی است با خودش صحبت میکند.
a written or oral piece intended to give a mental image of something

توصیف
او توضیح روشنی از مظنون به پلیس داد.
