کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 6 - 6H
در اینجا واژگان از واحد 6 - 6H در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "ماجراجویی"، "غار"، "حیات وحش"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an exciting or unusual experience, often involving risk or physical activity

ماجراجویی
پیمودن رودخانههای خروشان در سفر قایقرانی سفیدآب، یک ماجراجویی پر از آدرنالین بود.
a period of time away from home or work, typically to relax, have fun, and do activities that one enjoys

تعطیلات
او یک هفته تعطیلات گرفت تا اروپا را کاوش کند و از نشانههای تاریخی دیدن کند.
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
پیادهروی در پارک یک فعالیت آرامشبخش در فضای باز است.
to ride or travel on a bicycle or motorbike

دوچرخه سواری کردن
در طول تعطیلات تابستانی، ما عاشق دوچرخه سواری در امتداد جاده ساحلی دیدنی هستیم.
to visit places one has never seen before

سیاحت کردن, بازدید کردن
تیم، قلمروهای ناشناخته را کاوش میکند تا دانش علمی را گسترش دهد.
to travel or move in a small narrow boat propelled with a double-bladed paddle, called a kayak

کایاکرانی کردن, قایقرانی کردن
او عاشق کایاکسواری در رودخانههای پرسرعت است.
to move on sea waves by standing or lying on a special board

موجسواری کردن
او به راحتی روی قله موج سواری کرد، با مهارت به سمت ساحل موج سواری کرد.
to go for a long walk or journey, particularly in the mountains, forests, etc. as an adventure

به سفری سخت و طولانی رفتن
کاشفان از میان توندرای یخزده راهپیمایی کردند، با سرمای شدید و بادهای قوی روبرو شدند.
an activity in which someone jumps from a very high place with a rubber cord tied around their ankles

پرش بانجی, بانجی جامپینگ
او با انجام پرش بانجی از یک جرثقیل بر ترس از ارتفاع خود غلبه کرد.
to go up mountains, cliffs, or high natural places as a sport

بالا رفتن, صعود کردن
سال گذشته آنها بلندترین قله کشورشان را صعود کردند.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a hole or chamber formed underground naturally by rocks gradually breaking down over time

غار
ورودی غار توسط شاخ و برگ انبوه پنهان شده بود، که به دنیایی مرموز در زیر سطح منتهی میشد.
to move through water by moving parts of the body, typically arms and legs

شنا کردن
تابستان گذشته، او برای اولین بار در اقیانوس شنا کرد.
a type of sport in which a person stands on a surfboard that is pulled on the surface of water by a special kite

موجسواری با کایت
بادهای قوی این ساحل را به مکانی عالی برای کایتسواری تبدیل میکنند.
to look at a thing or person and pay attention to it for some time

تماشا کردن, نگاه کردن
او روی نیمکت پارک نشست و به بچههایی که در زمین بازی بازی میکردند نگاه کرد.
to engage in a water sport where a person stands on a board and uses a sail to catch the wind and move themselves across the water

بادسواری کردن, بادموجسواری کردن
او به راحتی از کنار ساحل ویندسرف کرد.