کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 7 - 7A

در اینجا واژگان واحد 7 - 7A در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "موج سواری"، "فشار"، "محاسبات" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
computing [اسم]
اجرا کردن

رایانش

Ex:

دانشگاه مدرکی در محاسبات با تخصص‌های مختلف ارائه می‌دهد.

to connect [فعل]
اجرا کردن

(به اینترنت) وصل کردن

Ex: The gaming console automatically connects to the online gaming platform when powered on .

کنسول بازی هنگام روشن شدن به طور خودکار به پلتفرم بازی آنلاین متصل می‌شود.

to delete [فعل]
اجرا کردن

حذف کردن

Ex: Make sure to delete your browsing history for privacy reasons .

مطمئن شوید که برای حفظ حریم خصوصی، تاریخچه مرور خود را حذف می‌کنید.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

post [اسم]
اجرا کردن

پست (در فضای مجازی)

Ex: They published a thought-provoking post on environmental awareness .

آنها یک پست فکربرانگیز درباره آگاهی محیطزیستی منتشر کردند.

to print [فعل]
اجرا کردن

چاپ کردن (با استفاده از چاپگر)

Ex: The company prints brochures to distribute at trade shows .

شرکت چاپ بروشورهایی را برای توزیع در نمایشگاه‌های تجاری انجام می‌دهد.

to scan [فعل]
اجرا کردن

اسکن کردن (کامپیوتر)

Ex: The security program scanned the email attachments for any suspicious files .

برنامه امنیتی پیوست‌های ایمیل را برای یافتن فایل‌های مشکوک اسکن کرد.

to surf [فعل]
اجرا کردن

جست‌وجو کردن

Ex: Unable to decide on a book to read , he spent the afternoon surfing his bookshelf .

ناتوان از تصمیم‌گیری برای انتخاب کتابی برای خواندن، او بعدازظهر را به گشتن در قفسه کتاب‌هایش گذراند.

to upload [فعل]
اجرا کردن

آپلود کردن

Ex: The website allows users to upload their own videos and share them with others .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد ویدیوهای خود را بارگذاری کنند و با دیگران به اشتراک بگذارند.

to get [فعل]
اجرا کردن

شدن

Ex: We should get organized before starting the project .

ما باید قبل از شروع پروژه سازماندهی شویم.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

to click [فعل]
اجرا کردن

کلیک کردن

Ex:

برای زوم کردن روی نقشه، روی ناحیه مورد نظر دوبار کلیک کنید.

return key [اسم]
اجرا کردن

کلید اینتر

Ex: The return key is located on the right side of the keyboard .

کلید اینتر در سمت راست صفحه کلید قرار دارد.

to press [فعل]
اجرا کردن

فشار دادن (دکمه و غیره)

Ex: She pressed the keys gently on the piano .

او به آرامی کلیدهای پیانو را فشرد.

button [اسم]
اجرا کردن

دکمه (کامپیوتر و...)

Ex: Press the button to turn on the television .

برای روشن کردن تلویزیون دکمه را فشار دهید.

to check [فعل]
اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: He checked the map to confirm the route .

او نقشه را بررسی کرد تا مسیر را تأیید کند.

email [اسم]
اجرا کردن

ایمیل

Ex: She sent a group email to all the club members .

او یک ایمیل گروهی به تمام اعضای کلاب فرستاد.

error [اسم]
اجرا کردن

خطا

Ex: The computer encountered an error while processing the data .

کامپیوتر در حین پردازش داده‌ها با یک خطا مواجه شد.

message [اسم]
اجرا کردن

پیام

Ex: I sent a quick message to let them know I 'll be late .

من یک پیام سریع فرستادم تا به آنها بگویم که دیر خواهم رسید.

to visit [فعل]
اجرا کردن

بازدید کردن (از سایت)

Ex: They visited the website to see if the event tickets were available for purchase .

آنها برای دیدن اینکه آیا بلیط‌های رویداد برای خرید در دسترس هستند، وبسایت را بازدید کردند.

web page [اسم]
اجرا کردن

صفحه وب

Ex: She learned how to code and design a web page on her own .

او یاد گرفت که چگونه کدنویسی کند و یک صفحه وب را به تنهایی طراحی کند.