کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 9 - 9E
در اینجا واژگان واحد 9 - 9E در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "جاروبرقی"، "خیلی طول می کشد"، "قرار ملاقات" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to perform an action that is not mentioned by name

انجام دادن, کردن
آیا کاری هست که بتوانم برایت انجام دهم؟
regular work done in a house, especially cleaning, washing, etc.

کار خانه (نظافت، آشپزی و غیره)
آنها اغلب هنگام انجام کارهای خانه به موسیقی گوش میدهند تا کارها را لذتبخشتر کنند.
to clean a surface by using a machine that sucks up dirt, dust, and debris

جاروبرقی کشیدن
قبل از رسیدن مهمانها، او جارو برقی میکشد مبل را تا فضایی پذیرا ایجاد کند.
to require a very long time to complete something, often much longer than expected or necessary

مدتها طول کشیدن, مدت زمان زیادی طول کشیدن
schoolwork that students have to do at home

تکلیف, مشق
ما از کتابهای درسی و منابع آنلاین برای کمک به تکالیف خود استفاده میکنیم.
to form, produce, or prepare something, by putting parts together or by combining materials

درست کردن, ساختن
با اتصال سیمها، شما مدار را میسازید و اجازه میدهید برق جریان یابد.
furniture we use to sleep on that normally has a frame and mattress

تختخواب
تخت در اتاق هتل کینگ-سایز بود.
to eat or drink something

خوردن یا نوشیدن
او یک لیوان آب نوشید تا تشنگی خود را برطرف کند.
the first meal we have in the early hours of the day

صبحانه
کودکان از یک کاسه غلات شکلاتی با شیر سرد و یک لیوان آب پرتقال برای صبحانه لذت بردند.
to clean plates, cups, bowls, or other kitchen items after eating

ظرف شستن
بیایید این ظروف کثیف را بشوییم قبل از رسیدن مهمانها.
the action or process of making something, especially inside a house, etc. clean

نظافت, تمیزکاری
تمیز کردن حمام کمترین کار مورد علاقه من است.
to reach for something and hold it

گرفتن
او کلوچهای که بهش پیشنهاد دادم را گرفت و از من تشکر کرد.
a large vehicle that carries many passengers by road

اتوبوس
اتوبوس پر بود، بنابراین مجبور شدم تمام مسیر را بایستم.
the act of buying goods from stores

خرید
آنها در حال برنامهریزی برای یک سفر خرید در این آخر هفته هستند.
to try to do something as well as one is capable of

نهایت تلاش خود را کردن, تمام سعی خود را کردن
to remove a thing from somewhere or something

درآوردن, بیرون بردن
جراح در طول عمل برمیدارد آپاندیس را.
unwanted, worthless, and unneeded things that people throw away

زباله, آشغال
شورا سطلهای زباله جدیدی برای زباله اجرا کرده است تا دفع صحیح زباله را در جامعه تشویق کند.
a discussion, typically a serious one, between two or more people with different views

جروبحث
آنها دربارهی این که برای تعطیلات کجا بروند بحث کردند.
something or someone that is of no or very little value, size, or amount

فرد یا چیزی بیارزش, فرد یا چیزی بیاهمیت
to perform a helpful or kind act for someone, typically without expecting something in return

به کسی لطف کردن (بدون هیچ چشمداشتی), برای کسی قدمی برداشتن (استعاری)
an act or opinion that is wrong

اشتباه, خطا
فرهنگی که ریسکپذیری و یادگیری از اشتباهات را تشویق میکند، نوآوری و خلاقیت را تقویت میکند.
the act of speaking to someone or trying to reach them on the phone

تماس تلفنی
در طول جلسه، او برای پاسخگویی به یک تماس تلفنی مهم در مورد فرصت شغلی بیرون رفت.
a planned meeting with someone, typically at a particular time and place, for a particular purpose

قرار ملاقات, نوبت
آنها یک ملاقات برای نهایی کردن قرارداد در روز جمعه تنظیم کردند.
any liquid that we can drink

نوشیدنی
منو شامل انواع نوشیدنیها بود، از کوکتلها تا نوشابهها.
an event where people get together and enjoy themselves by talking, dancing, eating, drinking, etc.

مهمانی, جشن
آنها یک مهمانی خداحافظی برای دوستشان که به خارج از کشور نقل مکان میکند ترتیب دادند.
a state in which one is free from any sort of activity, work, strain, or responsibility

آرامش خاطر, آسودگی
استراحت شبانه خوب برای حفظ سلامتی ضروری است.
a talk that is between two or more people and they tell each other about different things like feelings, ideas, and thoughts

گفتوگو, مکالمه
آنها یک مکالمه طولانی در مورد برنامههای آیندهشان داشتند.
to use a device like a camera or cellphone to capture an image of something or someone

عکس گرفتن
a way of testing how much someone knows about a subject

امتحان, آزمون
دانشآموزان نتایج آزمون خود را دریافت کردند و از دیدن پیشرفتهای خود خوشحال بودند.
a substance that treats injuries or illnesses

دارو, دوا
کودک از خوردن داروی تلخ مزه خودداری کرد.
a small round medication we take whole when we are sick

قرص
شما نباید این قرص را با معده خالی مصرف کنید.
to listen to and follow the guidance or suggestions offered by another person

به حرف یا نصیحت کسی گوش کردن
![to [take] ages to [take] ages](/assets/img/no-pic-260w.png)