کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 3 - 3G

در اینجا واژگان از واحد 3 - 3G در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "حاشیه"، "دردلاک"، "موی گیجگاهی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

appearance [اسم]
اجرا کردن

ظاهر

Ex: She was nervous about her appearance before the job interview .

او قبل از مصاحبه شغلی درباره ظاهر خود عصبی بود.

hairstyle [اسم]
اجرا کردن

مدل مو

Ex: She admired the intricate hairstyle the stylist had created .
bob [اسم]
اجرا کردن

مدل موی مصری

Ex: After years of shorter cuts , he chose to grow his hair into a sleek bob for a new style .

پس از سال‌ها کوتاه کردن موهایش، او تصمیم گرفت موهایش را به یک مدل بوب صاف و شیک برای یک استایل جدید بلند کند.

fringe [اسم]
اجرا کردن

چتری

Ex: He grew his fringe long and tousled for a messy yet stylish effect .

او فرینج خود را بلند و ژولیده کرد تا اثری نامرتب اما شیک ایجاد کند.

highlight [اسم]
اجرا کردن

هایلایت مو

Ex: The highlights in her hair blended seamlessly with her natural color .

هایلایتهای موهایش به طور بی‌عیبی با رنگ طبیعی موهایش ترکیب شده بود.

parting [اسم]
اجرا کردن

فرق سر

Ex: She made a zigzag parting in her hair for a unique look .

او یک فرق زیگزاگ در موهایش برای یک ظاهر منحصر به فرد ایجاد کرد.

ponytail [اسم]
اجرا کردن

مدل موی دم‌اسبی

Ex: Her ponytail swayed as she walked down the street .

دم اسبی او هنگام راه رفتن در خیابان تاب می خورد.

dreadlock [اسم]
اجرا کردن

گیس آفریقایی

Ex: She decided to try dreadlocks , appreciating their unique , textured style .

او تصمیم گرفت دردلاک را امتحان کند، با قدردانی از سبک منحصر به فرد و بافت دار آن.

plait [اسم]
اجرا کردن

موی بافته

Ex: The long plait swung as she walked down the road .

بافته بلند هنگام راه رفتن او در جاده تاب می‌خورد.

spiky [صفت]
اجرا کردن

سیخ‌سیخی (مو)

Ex:

موهای خاردار او اولین چیزی بود که مردم در مورد سبکش متوجه شدند.

bald [صفت]
اجرا کردن

کچل

Ex: His head became completely bald after years of shaving it clean .

سر او پس از سال‌ها تراشیدن کاملاً طاس شد.

receding [صفت]
اجرا کردن

در حال پسروی (خط مو در پیشانی)

Ex:

او محصولات مختلف مو را امتحان کرد تا از بدتر شدن خط موی عقب‌نشینی‌کننده خود جلوگیری کند.

facial hair [اسم]
اجرا کردن

موی صورت

Ex: She noticed his facial hair had grown thicker since the last time they met .

او متوجه شد که موهای صورتش از آخرین باری که همدیگر را دیده‌اند، پرپشت‌تر شده است.

beard [اسم]
اجرا کردن

ریش

Ex: The stylish hipster had a perfectly groomed beard .

هیپستر شیک یک ریش کاملاً آراسته داشت.

goatee [اسم]
اجرا کردن

ریش پروفسوری

Ex: He shaved off his beard but kept his goatee .

او ریشش را تراشید اما ریش بزی خود را نگه داشت.

sideburn [اسم]
اجرا کردن

خط ریش

Ex: He trimmed his sideburn to keep it neat and tidy .

او ریش‌های کنار صورتش را برای تمیز و مرتب نگه داشتن کوتاه کرد.

stubble [اسم]
اجرا کردن

ته‌ریش

Ex: The stubble on his face was starting to turn gray , signaling his years of wisdom and experience .

ریش کوتاه روی صورتش شروع به خاکستری شدن کرده بود، که نشانه سال‌های خرد و تجربه او بود.

اجرا کردن

شش‌تیغه

Ex: A clean-shaven face often gives a more youthful appearance .

صورت تمیز تراشیده اغلب ظاهری جوان‌تر می‌دهد.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

dark [صفت]
اجرا کردن

تیره

Ex: He had striking dark eyes that seemed to hold a secret .

او چشمان تیره چشمگیری داشت که به نظر می‌رسید رازی را در خود نگه داشته است.

light [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex: The sky turned a light purple during the sunset .

آسمان در هنگام غروب خورشید به رنگ بنفش روشن درآمد.

freckle [اسم]
اجرا کردن

کک‌ومک

Ex: As a child , she used to count her freckles , finding joy in their irregular patterns .

در کودکی، او کک‌ومکهایش را می‌شمرد، در الگوهای نامنظم آنها شادی می‌یافت.

rosy [صفت]
اجرا کردن

گلی

Ex: The child ’s rosy complexion after playing outside indicated how much fun he had .

رنگ صورتی صورت کودک پس از بازی در بیرون نشان می‌داد که چقدر خوش گذشته است.

cheek [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: She smiled , her cheeks dimpling with joy .

او لبخند زد، گونه‌هایش از خوشحالی گود افتاد.

wrinkle [اسم]
اجرا کردن

چروک

Ex: With each passing year , more wrinkles appeared on her face , but she embraced them as a reflection of her life experiences .

با هر سالی که می‌گذشت، چین‌وچروکهای بیشتری روی صورتش ظاهر می‌شد، اما او آنها را به عنوان بازتابی از تجربیات زندگی‌اش پذیرفت.

scar [اسم]
اجرا کردن

جای زخم

Ex: While scars can not be completely removed , treatments such as laser therapy , steroid injections , or surgical revision can help improve their appearance .

اگرچه جای زخم‌ها به طور کامل قابل حذف نیستند، اما درمان‌هایی مانند لیزر درمانی، تزریق استروئید یا اصلاح جراحی می‌توانند به بهبود ظاهر آنها کمک کنند.

tattoo [اسم]
اجرا کردن

خالکوبی

Ex:

او تاتوی جدیدش از یک کشتی را به دوستانش نشان داد.

spot [اسم]
اجرا کردن

لکه

Ex:

سگ یک لکه سیاه روی گوشش دارد.

family [اسم]
اجرا کردن

خانواده

Ex: My sister is my best friend and we do everything together as a family .

خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام می‌دهیم.

party [اسم]
اجرا کردن

مهمانی

Ex: They decorated the house beautifully for the party .

آن‌ها خانه را برای مهمانی زیبا تزئین کردند.

festival [اسم]
اجرا کردن

روز جشن

Ex: Harvest festivals are common in rural areas .

جشنواره‌های برداشت در مناطق روستایی رایج هستند.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

اجرا کردن

مصاحبه شغلی

Ex: She was really nervous before her first job interview .

او قبل از اولین مصاحبه شغلی واقعاً عصبی بود.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

performance [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The band 's live performance was better than their recorded music .
wedding [اسم]
اجرا کردن

عروسی

Ex: After the wedding , the couple left for their honeymoon in Italy .

بعد از عروسی، زوج برای ماه عسل به ایتالیا رفتند.

mustache [اسم]
اجرا کردن

سبیل

Ex: The gentleman 's thick mustache gave him a distinguished look .

سبیل پرپشت آقا به او ظاهری متشخص می‌داد.