کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - مقدمه - هوش مصنوعی

در اینجا واژگان از مقدمه - هوش مصنوعی در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "bump into"، "cleft"، "work out" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
to belong [فعل]
اجرا کردن

تعلق داشتن

Ex:

اثر هنری نمایش داده شده در گالری متعلق به یک هنرمند معروف است.

اجرا کردن

اتفاقی به کسی برخوردن

Ex: I randomly bumped into my neighbor while walking my dog this morning .

من امروز صبح به طور تصادفی در حالی که سگم را راه می‌بردم به همسایه‌ام برخوردم.

to know [فعل]
اجرا کردن

دانستن

Ex: I know the answer to that question .

من می‌دانم پاسخ آن سوال را.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

to look for [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی بودن

Ex: The students are looking for a good grade on the upcoming exam .

دانش‌آموزان به دنبال نمره خوبی در امتحان آینده هستند.

to meet [فعل]
اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: The club members will meet every Monday to organize events .

اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.

to move [فعل]
اجرا کردن

حرکت کردن

Ex: The train is moving slowly due to the heavy snowfall .

قطار به دلیل بارش سنگین برف به آرامی حرکت می‌کند.

to phone [فعل]
اجرا کردن

تلفن زدن

Ex: She forgot to phone the restaurant to make a reservation for their anniversary dinner .

او فراموش کرد که به رستوران تلفن بزند تا برای شام سالگردشان رزرو کند.

to run [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: Employees hope for changes in how the company is run .

کارمندان امیدوار به تغییراتی در نحوه مدیریت شرکت هستند.

to see [فعل]
اجرا کردن

دیدن

Ex: I 'm planning to see my grandparents this weekend .

من قصد دارم این آخر هفته پدربزرگ و مادربزرگم را ببینم.

to wait [فعل]
اجرا کردن

صبر کردن

Ex: Patients are asked to wait in the waiting room until their name is called .

از بیماران خواسته می‌شود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.

to work out [فعل]
اجرا کردن

ورزش کردن

Ex: I try to work out at least three times a week for better cardiovascular health .

من سعی می‌کنم حداقل سه بار در هفته ورزش کنم برای سلامت بهتر قلب و عروق.

language [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: She takes language classes to enhance her communication skills .

او کلاس‌های زبان می‌رود تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

term [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح

Ex: He asked the professor to explain the term in detail .

او از استاد خواست که اصطلاح را به تفصیل توضیح دهد.

adjectival [صفت]
اجرا کردن

موصوفی

Ex:

یک اصلاح‌کننده صفتی می‌تواند یک کلمه یا گروهی از کلمات باشد.

noun [اسم]
اجرا کردن

اسم

Ex: The rules for pluralizing nouns in English can be quite tricky .

قوانین جمع بستن اسم‌ها در انگلیسی می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

cleft [صفت]
اجرا کردن

تقسیم‌شده

Ex:

کوه شکافته یک مسیر طبیعی برای مسافران فراهم کرد.

sentence [اسم]
اجرا کردن

جمله

Ex: The teacher asked us to underline the verb in each sentence .

معلم از ما خواست که فعل را در هر جمله خط بکشیم.

comment [اسم]
اجرا کردن

کامنت

Ex: She posted a question , and I replied with a helpful comment .

او یک سوال پست کرد، و من با یک نظر مفید پاسخ دادم.

to tag [فعل]
اجرا کردن

ویرایش ادبی کردن

Ex: As an experiment , he decided to tag his short story with rhyming elements .

به عنوان یک آزمایش، او تصمیم گرفت داستان کوتاه خود را با عناصر قافیه‌دار برچسب بزند.

اجرا کردن

جمله‌واره موصولی (دستورزبان)

Ex: The relative clause I added made the meaning of the sentence clearer .

جمله وابسته‌ی نسبی که اضافه کردم معنی جمله را روشن‌تر کرد.

defining [صفت]
اجرا کردن

تعریف‌کننده (جمله‌واره موصولی)

Ex: A defining clause does n't require commas , because it is essential to the meaning of the sentence .

یک بند تعریف کننده نیاز به ویرگول ندارد، زیرا برای معنی جمله ضروری است.

dependent [صفت]
اجرا کردن

بند وابسته

Ex:

ساختار جمله شامل هر دو بند مستقل و وابسته برای ایجاد یک فکر کامل است.

preposition [اسم]
اجرا کردن

حرف اضافه

Ex:

آن‌ها روی یک پروژه جدید کار می‌کنند. "روی" حرف اضافه‌ای است که عمل را به شیء مرتبط می‌کند.

ellipsis [اسم]
اجرا کردن

حذف به قرینه

Ex: The use of ellipsis in poetry creates suspense or ambiguity for the reader .

استفاده از حذف در شعر برای خواننده تعلیق یا ابهام ایجاد می‌کند.

gerund [اسم]
اجرا کردن

اسم مصدر

Ex: In the sentence " Running is my favorite hobby , " " running " functions as the subject and is a gerund .

در جمله "دویدن سرگرمی مورد علاقه من است،" "دویدن" به عنوان فاعل عمل می‌کند و یک مصدر اسمی است.

اجرا کردن

غیرتعریف‌کننده (جمله‌واره موصولی)

Ex: The non-defining phrase was useful but did n’t alter the sentence .

عبارت غیر تعریف‌کننده مفید بود اما جمله را تغییر نداد.

اجرا کردن

وجه وصفی حال (دستورزبان)

Ex: The word " running " in " She was running fast " is a present participle .

کلمه "running" در جمله "She was running fast" یک حال استمراری است.

result [اسم]
اجرا کردن

نتیجه

Ex: The experiment yielded unexpected results , prompting further research .

آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای به همراه داشت که منجر به تحقیقات بیشتر شد.

clause [اسم]
اجرا کردن

جمله‌واره (دستورزبان)

Ex: The teacher explained that a clause can be a full sentence or part of a sentence .

معلم توضیح داد که یک بند می‌تواند یک جمله کامل یا بخشی از یک جمله باشد.

اجرا کردن

حروف ربط وابسته‌ساز (دستور زبان)

Ex: A subordinating conjunction helps show the relationship between two ideas .

یک حرف ربط تابع به نشان دادن رابطه بین دو ایده کمک می‌کند.