کتاب 'فور کرنرز' 1 - واحد 1 درس D

در اینجا واژگان از واحد 1 درس D در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "مسابقه"، "خواننده"، "فقط"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 1
actor [اسم]
اجرا کردن

بازیگر

Ex: The director praised the actor for their outstanding performance in the movie .

کارگردان از بازیگر به خاطر عملکرد برجسته‌اش در فیلم تقدیر کرد.

actress [اسم]
اجرا کردن

بازیگر (زن)

Ex: The actress was practicing her lines before the audition .

بازیگر زن در حال تمرین دیالوگ‌هایش قبل از آزمون بازیگری بود.

first name [اسم]
اجرا کردن

نام کوچک

Ex: Her first name is hyphenated , which is quite unique .

نام کوچک او با خط تیره نوشته شده است، که بسیار منحصر به فرد است.

middle name [اسم]
اجرا کردن

اسم میانی

Ex: She shares her middle name with her grandmother .

او نام وسط خود را با مادربزرگش به اشتراک می گذارد.

full name [اسم]
اجرا کردن

نام و نام‌خانوادگی کامل

Ex: Can you confirm your full name for the records ?

آیا می‌توانید نام کامل خود را برای پرونده‌ها تأیید کنید؟

last name [اسم]
اجرا کردن

نام‌ خانوادگی

Ex: They asked for his last name at the hotel check-in , to confirm his reservation .

آنها در هنگام ثبت‌نام در هتل، نام خانوادگی او را پرسیدند تا رزرو او را تأیید کنند.

family name [اسم]
اجرا کردن

نام خانوادگی

Ex: The family name ' Schneider ' is of German origin and means ' tailor ' .

نام خانوادگی 'اشنایدر' ریشه آلمانی دارد و به معنی 'خیاط' است.

nickname [اسم]
اجرا کردن

لقب

Ex: Her curly hair led to the affectionate nickname " Curls . "

موهای فر او منجر به لقب محبت‌آمیز "فرها" شد.

short [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She wore a shirt with short sleeves to stay cool in the summer heat.

او یک پیراهن با آستین‌های کوتاه پوشید تا در گرمای تابستان خنک بماند.

singer [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex:

خواننده اپرا صدای قدرتمندی دارد.

to use [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The sharp blade makes the knife easy to use for chopping vegetables .

تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده می‌کند.

only [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: I play with toys only at home .

من فقط در خانه با اسباب‌بازی‌ها بازی می‌کنم.

real [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: The tree in the backyard is real ; you can touch its bark and smell its leaves .

درخت در حیاط خلوت واقعی است; می‌توانید پوست آن را لمس کنید و برگ‌هایش را بو کنید.

اجرا کردن

بازیکن فوتبال

Ex: The young soccer player dreams of joining a professional team .

بازیکن فوتبال جوان رویای پیوستن به یک تیم حرفه‌ای را دارد.

celebrity [اسم]
اجرا کردن

چهره (مشهور)

Ex: The concert featured performances by many popular celebrities .

کنسرت شامل اجراهای بسیاری از سلبریتی‌های محبوب بود.

quiz [اسم]
اجرا کردن

امتحان

Ex: The quiz consisted of multiple-choice and short-answer questions .

مسابقه شامل سوالات چند گزینه‌ای و پاسخ کوتاه بود.

initial [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The initial assessment of the situation indicated that further investigation was needed .

ارزیابی اولیه وضعیت نشان داد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.