کتاب 'فور کرنرز' 1 - واحد 3 درس ب

در اینجا واژگان از واحد 3 درس B در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "پوستر"، "برس مو"، "اطراف" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 1
around [قید]
اجرا کردن

اطراف

Ex: Fireworks exploded brightly around .

آتش‌بازی‌ها به روشنی در اطراف منفجر شدند.

classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

alarm clock [اسم]
اجرا کردن

ساعت زنگ‌دار

Ex: She tapped the alarm clock to silence the beeping noise .

او روی زنگ هشدار ضربه زد تا صدای بوق را خاموش کند.

map [اسم]
اجرا کردن

نقشه

Ex: She unfolded the map to find the location of the tourist attractions .

او نقشه را باز کرد تا مکان جاذبه‌های گردشگری را پیدا کند.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

word [اسم]
اجرا کردن

کلمه

Ex: Try to guess the word based on its context in the sentence .

سعی کنید کلمه را بر اساس زمینه آن در جمله حدس بزنید.

excuse me [حرف ندا]
اجرا کردن

میبخشید...

Ex: Excuse me , can I speak to the manager ?

ببخشید, می‌توانم با مدیر صحبت کنم؟

key chain [اسم]
اجرا کردن

زنجیر کلید

Ex:

زنجیر کلید جدید دارای کنترل از راه دور برای باز کردن درها بود.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

comb [اسم]
اجرا کردن

شانه (مو)

Ex: She bought a new comb that was gentle on her curly hair .

او یک شانه جدید خرید که برای موهای فر او ملایم بود.

hairbrush [اسم]
اجرا کردن

برس مو

Ex: She packed a travel-sized hairbrush for her trip .

او یک برس مو سایز مسافرتی برای سفرش بسته‌بندی کرد.

coin [اسم]
اجرا کردن

سکه

Ex: Collecting coins has become a popular hobby for many people who enjoy discovering their value and rarity .

جمع‌آوری سکه به یک سرگرمی محبوب برای بسیاری از افراد تبدیل شده است که از کشف ارزش و کمیاب بودن آنها لذت می‌برند.

flash drive [اسم]
اجرا کردن

فلش مموری

Ex: The flash drive is small enough to fit in your pocket , making it convenient for carrying data on the go .

فلش درایو به اندازه‌ای کوچک است که در جیب شما جای می‌گیرد، که آن را برای حمل داده‌ها در حال حرکت مناسب می‌سازد.

wallet [اسم]
اجرا کردن

کیف پول

Ex: She found a lost wallet on the street and returned it to its owner .

او یک کیف پول گمشده را در خیابان پیدا کرد و آن را به صاحبش بازگرداند.

magazine [اسم]
اجرا کردن

مجله

Ex: The magazine features interviews with musicians and reviews of new albums .

مجله شامل مصاحبه‌هایی با موزیسین‌ها و بررسی آلبوم‌های جدید است.

newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

marker [اسم]
اجرا کردن

ماژیک

Ex: They use washable markers for coloring books and crafts .

آنها از ماژیک‌های قابل شستشو برای کتاب‌های رنگ‌آمیزی و کاردستی استفاده می‌کنند.

poster [اسم]
اجرا کردن

پوستر

Ex: At the art fair , the local artist showcased a series of posters that combined photography and digital art , drawing in crowds eager to appreciate his unique style .

در نمایشگاه هنری، هنرمند محلی مجموعه‌ای از پوسترها را به نمایش گذاشت که عکاسی و هنر دیجیتال را ترکیب می‌کرد و جمعیت مشتاق برای قدردانی از سبک منحصر به فرد او را جذب می‌کرد.