کتاب 'فور کرنرز' 1 - واحد 4 درس C

در اینجا واژگان از واحد 4 درس C در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "اخبار"، "روال"، "چهارشنبه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 1
day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.

weekday [اسم]
اجرا کردن

روز هفته

Ex:

صبح‌های روزهای هفته با رفت و آمد به مدرسه و مسافران شلوغ است.

weekend [اسم]
اجرا کردن

آخر هفته

Ex: Weekends are the perfect time to read books and get lost in stories .

آخر هفته زمان مناسبی برای خواندن کتاب و غرق شدن در داستان‌ها است.

Monday [اسم]
اجرا کردن

دوشنبه

Ex: Monday mornings can be tough , but a cup of coffee helps me wake up .

صبح‌های دوشنبه می‌تواند سخت باشد، اما یک فنجان قهوه به من کمک می‌کند بیدار شوم.

Tuesday [اسم]
اجرا کردن

سه‌شنبه

Ex:

روزهای سه‌شنبه، کلاس‌های پیانوی من عصرها برگزار می‌شود.

Wednesday [اسم]
اجرا کردن

چهارشنبه

Ex: Wednesday is my favorite day of the week .

چهارشنبه روز مورد علاقه من در هفته است.

Thursday [اسم]
اجرا کردن

پنجشنبه

Ex: Thursday is my daughter 's favorite day of the week .

پنجشنبه روز مورد علاقه دخترم در هفته است.

Friday [اسم]
اجرا کردن

جمعه

Ex:

موزه در روزهای جمعه ورودی رایگان دارد.

Saturday [اسم]
اجرا کردن

شنبه

Ex:

شنبه‌ها برای پیکنیک در فضای باز و لذت بردن از طبیعت با عزیزانتان عالی هستند.

Sunday [اسم]
اجرا کردن

یکشنبه

Ex:

ما یکشنبه‌ها با هم برای خرید مواد غذایی می‌رویم.

to get up [فعل]
اجرا کردن

بلند شدن (از رختخواب)

Ex: Every morning , she gets up early to meditate and prepare for the day .

هر صبح، او زود بلند می‌شود تا مدیتیشن کند و برای روز آماده شود.

to drink [فعل]
اجرا کردن

نوشیدن

Ex: My brother always drinks smoothie after exercising .

برادرم همیشه بعد از ورزش اسموتی می‌نوشد.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

to eat [فعل]
اجرا کردن

خوردن

Ex: It 's essential to eat a balanced diet for overall health .

خوردن یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت کلی ضروری است.

breakfast [اسم]
اجرا کردن

صبحانه

Ex: The café served a delicious breakfast sandwich with eggs , cheese , and ham on a toasted bagel .

کافه یک ساندویچ صبحانه خوشمزه با تخم مرغ، پنیر و ژامبون روی یک بگل تست شده سرو کرد.

to read [فعل]
اجرا کردن

خواندن

Ex: Can you read braille ?

آیا می‌توانید بریل بخوانید؟

news [اسم]
اجرا کردن

اخبار

Ex: The newspaper 's front page featured a headline about the economic news affecting the stock market .

صفحه اول روزنامه عنوانی درباره اخبار اقتصادی تأثیرگذار بر بازار سهام داشت.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: The family planned to go several hundred miles to reach their vacation destination .

خانواده برنامه ریزی کردند که چند صد مایل بروند تا به مقصد تعطیلات خود برسند.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

to exercise [فعل]
اجرا کردن

ورزش کردن

Ex: He needs to exercise more to lose weight .

او برای کاهش وزن نیاز به ورزش بیشتر دارد.

to cook [فعل]
اجرا کردن

غذا پختن

Ex: They cook pancakes on the stove .

آن‌ها پنکیک‌ها را روی اجاق می‌پزند.

dinner [اسم]
اجرا کردن

شام

Ex: They had a family dinner with a roasted chicken , rice , and steamed broccoli .

آنها یک شام خانوادگی با مرغ کبابی، برنج و بروکلی بخارپز داشتند.

study [اسم]
اجرا کردن

مطالعه

Ex: The study of physics seeks to understand the fundamental laws governing the behavior of matter and energy in the universe .

مطالعه فیزیک به دنبال درک قوانین بنیادی است که رفتار ماده و انرژی در جهان را کنترل می‌کند.

to watch [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: The circus act was impressive and entertaining to watch .

نمایش سیرک چشمگیر و سرگرم‌کننده برای تماشا بود.

bed [اسم]
اجرا کردن

تخت‌خواب

Ex: I read a book before going to bed .

قبل از رفتن به تختخواب کتابی خواندم.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: The soccer match is on Sunday .

مسابقه فوتبال روز یکشنبه است.

afternoon [اسم]
اجرا کردن

بعدازظهر

Ex: The afternoon is a popular time for outdoor activities like picnics and sports .

عصر زمان محبوبی برای فعالیت‌های بیرون از خانه مانند پیکنیک و ورزش است.

in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: We 'll reach the summit in about three days .

ما در حدود سه روز به قله خواهیم رسید.

at [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: The store opens at 9 o'clock in the morning .

فروشگاه ساعت 9 صبح باز می‌شود.

before [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I read that book before .
after [قید]
اجرا کردن

بعد از

Ex: The store closes at 9 PM , but customers can still exit after .

فروشگاه ساعت 9 شب بسته می‌شود، اما مشتریان می‌توانند بعد از آن خارج شوند.

midnight [اسم]
اجرا کردن

نیمه‌شب

Ex: The store stays open until midnight on weekends .

فروشگاه تا نیمه‌شب در آخر هفته‌ها باز می‌ماند.

everyday [صفت]
اجرا کردن

معمول

Ex: They have everyday meetings to review progress and set goals .

آنها جلسات روزانه برای بررسی پیشرفت و تعیین اهداف دارند.

my [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مال من

Ex: Can I borrow my pen back , please ?

آیا می‌توانم خودکارم را پس بگیرم، لطفاً؟

routine [اسم]
اجرا کردن

روال

Ex: She follows a morning routine every day .

او هر روز یک روال صبحگاهی را دنبال می‌کند.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.