چهار گوشه 1 "واحد 5 درس D" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 5 درس D در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "فعالیت"، "جستجو"، "موزه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 1
new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new AI-powered assistant can perform tasks much faster than previous versions .

دستیار جدید مبتنی بر هوش مصنوعی می‌تواند وظایف را بسیار سریع‌تر از نسخه‌های قبلی انجام دهد.

website [اسم]
اجرا کردن

وب‌سایت

Ex: The company has a user-friendly website for customers to shop online .

شرکت یک وبسایت کاربرپسند برای خرید آنلاین مشتریان دارد.

to chat [فعل]
اجرا کردن

آنلاین چت کردن

Ex: I 'll be available to chat after lunch .

من بعد از ناهار برای چت کردن در دسترس خواهم بود.

fun [صفت]
اجرا کردن

مفرح

Ex: Watching a comedy movie is a fun way to relax and unwind .

تماشای یک فیلم کمدی راهی سرگرم‌کننده برای استراحت و آرامش است.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: The online banking system is convenient and secure .

سیستم بانکداری آنلاین راحت و امن است.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Going for a walk in the park is a relaxing outdoor activity.

پیاده‌روی در پارک یک فعالیت آرامش‌بخش در فضای باز است.

to buy [فعل]
اجرا کردن

خریدن

Ex: He bought a new phone to replace his old one .

او یک تلفن جدید خرید تا جایگزین تلفن قدیمی خود کند.

to sell [فعل]
اجرا کردن

فروختن

Ex: He sold his old smartphone to his friend for a fair price .

او گوشی هوشمند قدیمی خود را به دوستش با قیمت منصفانه فروخت.

اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The elementary school hosted a talent show to showcase the students ' talents .

دبستان یک نمایش استعداد برگزار کرد تا استعدادهای دانش‌آموزان را به نمایش بگذارد.

to live [فعل]
اجرا کردن

زندگی کردن

Ex: I live in a small town near the mountains.

من در یک شهر کوچک نزدیک کوه‌ها زندگی می‌کنم.

city [اسم]
اجرا کردن

شهر

Ex: They are planning a city tour to discover hidden gems and local attractions .

آنها در حال برنامه‌ریزی برای یک تور شهری هستند تا گنجینه‌های پنهان و جاذبه‌های محلی را کشف کنند.

to find [فعل]
اجرا کردن

یافتن

Ex: A hiker found a lost child in the woods.

یک کوهنورد یک کودک گمشده را در جنگل پیدا کرد.

tour [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The couple embarked on a tour across Europe to celebrate their anniversary .

این زوج برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به یک تور در سراسر اروپا رفتند.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: I enjoyed the temporary exhibition at the museum , which featured contemporary art from around the world .

من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.

Egyptian [صفت]
اجرا کردن

مصری

Ex: I am eating an Egyptian dish called koshari for dinner .

من برای شام یک غذای مصری به نام کوشاری می‌خورم.

اجرا کردن

موزه ملی

Ex: Visitors to the national museum admired the historical exhibits .

بازدیدکنندگان موزه ملی از نمایشگاه‌های تاریخی تحسین کردند.

direction [اسم]
اجرا کردن

جهت

Ex: The compass indicated the correct direction to help the hikers find their way through the forest .

قطبنما جهت صحیح را نشان داد تا به کوهنوردان کمک کند راه خود را از میان جنگل پیدا کنند.

store [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex: She works at a music store and loves her job .

او در یک فروشگاه موسیقی کار می‌کند و عاشق کارش است.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: She left a positive review online for the restaurant where she ordered a pizza .

او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.

to discover [فعل]
اجرا کردن

کشف کردن

Ex: The team discovered a new energy source that could revolutionize the industry .

تیم یک منبع انرژی جدید کشف کرد که می‌تواند صنعت را متحول کند.

to stream [فعل]
اجرا کردن

آنلاین شنیدن یا دیدن

Ex: He prefers to stream music online rather than purchase physical CDs .

او ترجیح می‌دهد موسیقی را به صورت آنلاین استریم کند تا اینکه سی‌دی‌های فیزیکی بخرد.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: I listen to music to relax and unwind after a long day .

من به موسیقی گوش می‌دهم تا بعد از یک روز طولانی آرام شوم و استراحت کنم.