کتاب 'فور کرنرز' 1 - واحد 5 درس D
در اینجا واژگان از واحد 5 درس D در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "فعالیت"، "جستجو"، "موزه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
a group of related data on the Internet with the same domain name published by a specific individual, organization, etc.

وبسایت, تارنما
این وبسایت نکات مفیدی برای یادگیری انگلیسی ارائه میدهد.
to send and receive messages on an online platform

آنلاین چت کردن
گروه تصمیم گرفت با استفاده از پلتفرم جدید پیامرسانی چت کند.
providing entertainment or amusement

مفرح, سرگرمکننده، لذتبخش
سوار شدن بر ترن هوایی در پارک موضوعی همیشه یک تجربه سرگرمکننده است.
connected to other computer networks through the Internet

آنلاین
این فرهنگ لغت آنلاین به من در مورد کلمات ناآشنا کمک میکند.
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
حل معماها و بازیهای فکری میتواند یک فعالیت چالشبرانگیز اما تحریککننده باشد.
to get something in exchange for paying money

خریدن
آیا یادت بود که بلیطهای کنسرت این آخر هفته را بخری؟
to give something to someone in exchange for money

فروختن
شرکت قصد دارد محصول جدید خود را در بازارهای بینالمللی بفروشد.
a person's closest and most trusted friend, with whom they share a strong bond and deep understanding

بهترین دوست, صمیمیترین دوست
a primary school for the first six or eight grades

ابتدایی, دبستان
او به عنوان معلم در یک دبستان کار میکند، متخصص در آموزش علوم.
to have your home somewhere specific

زندگی کردن
علیرغم چالشها، آنها انتخاب میکنند که در یک جامعه روستایی زندگی کنند تا سرعت زندگی کندتری داشته باشند.
a larger and more populated town

شهر
ما اغلب آخر هفته به شهرهای نزدیک سفر میکنیم برای گردش و استراحت.
the process of looking for something or someone by carefully examining or investigating an area, object, or person

جستجو
to randomly discover someone or something, particularly in a way that is surprising or unexpected

یافتن, پیدا کردن
ما یک منظره زیبا را در یک پیادهروی که به طور تصادفی رفتیم پیدا کردیم.
a journey for pleasure, during which we visit several different places

گردشگری
ما یک تور دوچرخهسواری از میان روستاها انجام دادیم و از مناظر آرام لذت بردیم.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
او از نقاشیها و مجسمههای ساخته شده توسط هنرمندان مشهور در موزه الهام گرفت.
belonging or relating to Egypt, or its people

مصری
ما از یک نمایشگاه هنر مصر باستان بازدید کردیم.
a museum managed by a nation's government, showcasing cultural, historical, or artistic artifacts

موزه ملی, موزه دولتی
موزه ملی آثار هنرمندان محلی مشهور را به نمایش میگذارد.
the position that someone or something faces, points, or moves toward

جهت, سمت، طرف
معلم به سمت کتابخانه اشاره کرد وقتی دانشآموزان پرسیدند کجا میتوانند منابع بیشتری پیدا کنند.
a shop of any size or kind that sells goods

مغازه, فروشگاه
فروشگاه از ساعت 9 صبح تا 9 شب باز است.
a place where we pay to sit and eat a meal

رستوران
ما از رستوران مورد علاقهمان سفارش بیرونبر دادیم و در خانه از آن لذت بردیم.
to be the first person who finds something or someplace that others did not know about

کشف کردن, پیدا کردن، یافتن
باستانشناسان یک شهر باستانی را که زیر شن دفن شده بود کشف کردند.
