فهرست واژگان سطح A1 - شهر
در اینجا شما برخی از کلمات پایه انگلیسی را در مورد بخشهای مختلف یک شهر، مانند "restaurant"، "supermarket" و "bank"، که برای زبانآموزان سطح A1 آماده شده است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a larger and more populated town

شهر
آنها در حال برنامهریزی برای یک تور شهری هستند تا گنجینههای پنهان و جاذبههای محلی را کشف کنند.
an area with human population that is smaller than a city and larger than a village

شهر (کوچک)
او دوست دارد در شهر قدم بزند و از مغازههای محلی دیدن کند.
a public path for vehicles in a village, town, or city, usually with buildings, houses, etc. on its sides

خیابان
من با دقت از خیابان در محل عبور عابر پیاده رد شدم.
a financial institution that keeps and lends money and provides other financial services

بانک
من به بانک رفتم تا مقداری پول به حساب پساندازم واریز کنم.
a large building where sick or injured people receive medical treatment and care

بیمارستان
او برای معاینه به بیمارستان نزد دکترش رفت.
a place where we pay to sit and eat a meal

رستوران
او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.
a place where we go to watch movies

سینما
من از تماشای جدیدترین فیلمها در سینما با دوستانم لذت میبرم.
a large store that we can go to and buy food, drinks and other things from

سوپرمارکت
من هر هفته مواد غذایی و لوازم خانگی را از سوپرمارکت خریداری میکنم.
a place where we can send letters, packages, etc., or buy stamps

اداره پست
من به دفتر پست رفتم تا یک بسته برای دوستم پست کنم.
a long and hard seat that is normally made of metal or wood and two or multiple people can sit on

نیمکت
او یک نیمکت راحت برای استراحت و خواندن کتابش پیدا کرد.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.
a large public place in a town or a city that has grass and trees and people go to for walking, playing, and relaxing

پارک, بوستان
من از پیکنیک رفتن در پارک با خانوادهام لذت میبرم.
a building where we give money to stay and eat food in when we are traveling

هتل
من مسواکم را فراموش کردم، بنابراین از کارکنان هتل درخواست جایگزینی کردم.
(plural) a group of people whose job is to catch thieves, killers, etc. and make sure everyone follows rules

افسر پلیس, اداره پلیس
او از پلیس به خاطر پاسخ سریعشان در رسیدگی به وضعیت اضطراری تشکر کرد.