فهرست واژگان سطح A1 - افعال ابتدایی 3

در اینجا شما برخی از افعال ساده انگلیسی مانند "راه رفتن"، "آمدن" و "رفتن" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A1
to walk [فعل]
اجرا کردن

راه رفتن

Ex: We decided to walk along the beach and enjoy the sunset .

ما تصمیم گرفتیم در امتداد ساحل پیاده روی کنیم و از غروب آفتاب لذت ببریم.

to run [فعل]
اجرا کردن

دویدن

Ex: She 's a talented athlete and can run very fast .

او یک ورزشکار با استعداد است و می‌تواند بسیار سریع بدود.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

to come [فعل]
اجرا کردن

آمدن

Ex:

گربه هر صبح به در می‌آید.

to sit [فعل]
اجرا کردن

نشستن

Ex:

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، آنها از پیدا کردن یک نیمکت برای نشستن احساس آرامش کردند.

to fall [فعل]
اجرا کردن

افتادن

Ex:

پرنده خیلی نزدیک به پنجره پرواز کرد و به زمین افتاد.

to jump [فعل]
اجرا کردن

پریدن

Ex: The squirrel jumped from one tree branch to another .

سنجاب از یک شاخه درخت به شاخه دیگر پرید.

to bring [فعل]
اجرا کردن

آوردن

Ex: Please bring your umbrella in case it rains .

لطفاً در صورت بارندگی چتر خود را بیاورید.

to give [فعل]
اجرا کردن

چیزی را به کسی دادن

Ex: The manager gave employees access cards to enter the secured area .

مدیر به کارمندان کارت‌های دسترسی داد تا وارد منطقه امن شوند.

to find [فعل]
اجرا کردن

پیدا کردن

Ex:

آن‌ها سگ گمشده‌شان را در حیاط همسایه پیدا کردند.

to open [فعل]
اجرا کردن

باز کردن

Ex: They opened the gate to allow access to the garden .

آنها دروازه را باز کردند تا دسترسی به باغ را ممکن سازند.

to close [فعل]
اجرا کردن

بستن

Ex: Please close the window before it starts raining .

لطفاً پنجره را قبل از شروع باران ببندید.

to start [فعل]
اجرا کردن

شروع به انجام کاری کردن

Ex: She started using a new skincare product for her acne .

او استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید برای آکنه خود را آغاز کرد.

to stop [فعل]
اجرا کردن

متوقف کردن

Ex: He stopped the bike near the park entrance .

او دوچرخه را نزدیک ورودی پارک متوقف کرد.

to finish [فعل]
اجرا کردن

تمام کردن

Ex: They finished their work and went home .

آنها کار خود را تمام کردند و به خانه رفتند.

to build [فعل]
اجرا کردن

ساختن

Ex: His crew is currently building a new park along the riverbank .

تیم او در حال حاضر در حال ساخت یک پارک جدید در امتداد ساحل رودخانه است.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

to turn [فعل]
اجرا کردن

چرخیدن

Ex: They turned and walked in the opposite direction .

آنها چرخیدند و در جهت مخالف راه رفتند.

اجرا کردن

معرفی کردن

Ex: I would like to introduce you to our team members , John and Sarah .

من می‌خواهم اعضای تیممان، جان و سارا را به شما معرفی کنم.

to travel [فعل]
اجرا کردن

سفر کردن

Ex:

ما هیجان‌زده هستیم که به سفر برویم تا در عروسی دوستمان در ایالتی دیگر شرکت کنیم.

to let [فعل]
اجرا کردن

اجازه دادن

Ex: Please let me finish my sentence before interrupting .

لطفاً بگذارید جمله‌ام را قبل از قطع کردن تمام کنم.

to choose [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: We have to choose a destination for our summer vacation .

ما باید یک مقصد برای تعطیلات تابستانی خود انتخاب کنیم.

to help [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex: They helped the elderly man cross the street .

آن‌ها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.

to swim [فعل]
اجرا کردن

شنا کردن

Ex:

بچه‌ها تمام بعدازظهر در ساحل شنا کردند.