فهرست واژگان سطح A1 - مدرسه
در اینجا شما برخی از کلمات پایه انگلیسی درباره مدرسه را یاد خواهید گرفت، مانند "کلاس"، "دانش آموز" و "کتاب"، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a place where children learn things from teachers

مدرسه
فرزندانم به مدرسه میروند تا چیزهای جدید یاد بگیرند و دوست پیدا کنند.
an institution that offers higher education or specialized trainings for different professions

کالج
او به کالج میرود تا مدیریت بازرگانی بخواند.
an educational institution at the highest level, where we can study for a degree or do research

دانشگاه
او در یک دانشگاه معتبر که برای برنامه مهندسی اش شناخته شده است شرکت می کند.
a place that children under the age of six can go to learn and play

پیشدبستانی
من در پیشدبستانی داوطلب میشوم تا در فعالیتهای هنری و زمان داستان کمک کنم.
a room that students are taught in, particularly in a college, school, or university

کلاس
او از تزئین کلاس درس با آثار هنری رنگارنگ لذت میبرد.
a person who is studying at a school, university, or college

دانشآموز, محصل، دانشجو
او به عنوان یک دانشجو برای آماده شدن برای امتحاناتش سخت مطالعه میکند.
a set of printed pages that are held together in a cover so that we can turn them and read them

کتاب
من عاشق خواندن کتابها هستم؛ آنها مرا به دنیاهای مختلف میبرند و تخیل من را شعلهور میکنند.
a small book with plain or ruled pages that we can write or draw in

دفتر
بچههایم دفترچههای خود را با برچسبها و نقاشیها شخصیسازی میکنند.
something made of leather, cloth, plastic, or paper that we use to carry things in, particularly when we are traveling or shopping

کیف
او یک کیف ورزشی با لباس ورزشی و بطری آب حمل میکند.
an instrument for writing or drawing with ink, usually made of plastic or metal

خودکار
او افکار و ایده هایش را با یک خودکار فانتزی در یک مجله می نویسد.
a tool with a slim piece of wood and a thin, colored part in the middle, that we use for writing or drawing

مداد
من از یک مداد برای طرحریزی و نقاشی استفاده میکنم.
a small tool used for removing the marks of a pencil from a piece of paper

پاککن
او پاککن خود را گم کرد و مجبور شد از دوستش یکی قرض بگیرد.
a type of pen that has a thick tip

ماژیک
من یک مجموعه از ماژیکها را در لوازم هنری خود برای پروژههای هنری مختلف نگه میدارم.
schoolwork that students have to do at home

تکلیف, مشق
من امروز شب تکالیف زیادی برای انجام دادن دارم.
the study of past events, especially as a subject in school or university

تاریخ (درس)
من از مطالعه تاریخ لذت میبرم تا درباره رویدادهای مهمی که دنیای ما را شکل دادهاند بیاموزم.
the system of communication by spoken or written words, that the people of a particular country or region use

زبان
یادگیری یک زبان جدید درهایی به روی فرهنگها و فرصتهای مختلف میگشاید.
knowledge about the structure and behavior of the natural and physical world, especially based on testing and proving facts

علوم
من یادگیری درباره شگفتیهای جهان طبیعی از طریق علم را جذاب مییابم.