فهرست واژگان سطح A1 - مدرسه

در اینجا شما برخی از کلمات پایه انگلیسی درباره مدرسه را یاد خواهید گرفت، مانند "کلاس"، "دانش آموز" و "کتاب"، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A1
school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

preschool [اسم]
اجرا کردن

پیش‌دبستانی

Ex: She is learning numbers and letters at preschool to prepare for kindergarten .

او در پیش‌دبستانی در حال یادگیری اعداد و حروف است تا برای مهدکودک آماده شود.

classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

book [اسم]
اجرا کردن

کتاب

Ex: She placed the book on the shelf and admired its colorful cover .

او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.

notebook [اسم]
اجرا کردن

دفتر

Ex: They exchange notes with classmates by borrowing each other 's notebooks .

آنها با قرض گرفتن دفترچه‌های یکدیگر با همکلاسی‌های خود یادداشت‌ها را مبادله می‌کنند.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

pen [اسم]
اجرا کردن

خودکار

Ex: They keep a collection of colorful pens for drawing and doodling .

آنها مجموعه‌ای از خودکارهای رنگی برای نقاشی و خط خطی کردن نگه می‌دارند.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

eraser [اسم]
اجرا کردن

پاک‌کن

Ex: She shares her eraser with her classmates during exams .

او پاک‌کن خود را با همکلاسی‌هایش در طول امتحانات به اشتراک می‌گذارد.

marker [اسم]
اجرا کردن

ماژیک

Ex: They use washable markers for coloring books and crafts .

آنها از ماژیک‌های قابل شستشو برای کتاب‌های رنگ‌آمیزی و کاردستی استفاده می‌کنند.

homework [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: They need to finish their English homework before the deadline .

آن‌ها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ (درس)

Ex: We have a history exam next week , so I need to study .

ما هفته آینده امتحان تاریخ داریم، بنابراین باید مطالعه کنم.

language [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: She takes language classes to enhance her communication skills .

او کلاس‌های زبان می‌رود تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

science [اسم]
اجرا کردن

علوم

Ex: We discuss current scientific advancements and discoveries in science class .

ما در کلاس علم درباره پیشرفت‌ها و اکتشافات علمی فعلی بحث می‌کنیم.

class [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: The class enjoyed a field trip to the museum , where they explored exhibits related to their history curriculum .

کلاس از یک سفر علمی به موزه لذت بردند، جایی که آنها نمایشگاه‌های مرتبط با برنامه درسی تاریخ خود را کشف کردند.