فهرست واژگان سطح A1 - آبوهوا و طبیعت
در اینجا شما برخی از کلمات اساسی انگلیسی در مورد آب و هوا و طبیعت، مانند "بارانی"، "داغ" و "درخت" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
things that are related to air and sky such as temperature, rain, wind, etc.

آبوهوا
آب و هوا در این شهر معمولاً در طول سال معتدل است.
the result of something burning that often produces heat, flame, light, and smoke

آتش
آژیر آتشسوزی به صدا درآمد و ما ساختمان را تخلیه کردیم.
having a higher than normal temperature

داغ, خیلی گرم
او یک کلاه پوشید تا خود را از آفتاب داغ محافظت کند.
having a temperature lower than the human body's average temperature

سرد
من یک کت گرم پوشیدم تا خودم را از باد سرد محافظت کنم.
very bright because there is a lot of light coming from the sun

آفتابی
گلها زیر آسمان آفتابی شکفتند.
a white or gray visible mass of water vapor floating in the air

ابر
هواپیما از میان ابرها به سمت مقصد پرواز کرد.
having many clouds up in the sky

ابری
من نتوانستم هیچ ستارهای ببینم چون شب خیلی ابری بود.
water that falls in small drops from the sky

باران
چترم را فراموش کردم، و حالا زیر باران خیس میشوم.
having frequent or persistent rainfall

بارانی
من در خانه ماندم چون روزی بارانی بود.
(of a period of time or weather) having or bringing snow

برفی
علیرغم شرایط برفی، گروه ماجراجو به یک سفر کوهنوردی در کوهها رفت.
frozen water, which has a solid state

یخ
من روی دریاچه یخ زده راه میرفتم که لیز خوردم و روی یخ افتادم.
everything that exists or happens on the earth, excluding things that humans make or control

طبیعت
من با نشستن کنار رودخانه و گوش دادن به صداهای آرامشبخش طبیعت، تسلی مییابم.
the large, bright star in the sky that shines during the day and gives us light and heat

خورشید
من عاشق تماشای غروب خورشید هستم در حالی که خورشید آسمان را با رنگهای زنده رنگ میکند.
the circular object going around the earth, visible mostly at night

ماه
من از تماشای ماه که بالای افق طلوع میکند لذت میبرم.
a big round mass covered in land and water, on which we all live

کره زمین
زمین بخشی از منظومه شمسی ماست که به دور خورشید میچرخد.
the space above the earth where the sun, clouds, stars, and the moon are and we can see them

آسمان
من دوست دارم روی چمن دراز بکشم و ابرها را تماشا کنم که در آسمان شناور میشوند.
a natural and continuous stream of water flowing on the land to the sea, a lake, or another river

رودخانه
بچهها سنگها را روی سطح آرام رودخانه به پرواز درآوردند.
the salt water that covers most of the earth’s surface and surrounds its continents and islands

دریا
دریا خانهای برای انواع حیات دریایی، مانند ماهیها، دلفینها و صخرههای مرجانی است.
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
کوه مقصدی محبوب برای کوهنوردان و پیادهروها است.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.
a vast area of land that is covered with trees and shrubs

جنگل
کف جنگل با فرشی ضخیم از برگهای ریخته پوشیده شده بود.
a piece of land surrounded by water

جزیره
جزیره یک فانوس دریایی معروف داشت که کشتیها را به سلامت به ساحل هدایت میکرد.
(astronomy) a shining point found in large numbers in the night sky

ستاره
درخشانترین ستاره در آسمان شب، شعرای یمانی است که به ستاره سگ نیز معروف است.
| فهرست واژگان سطح A1 | |||
|---|---|---|---|
| آبوهوا و طبیعت | افعال ابتدایی 2 | مدرسه | شهر |
| اوقات فراغت | کشورها و ملیتها | افعال ابتدایی 3 | حملونقل |
| جهتها و قارهها | قیدها و ضمیرها | حروف اضافه | توصیف افراد |