کتاب 'فور کرنرز' 1 - واحد 8 درس D

در اینجا واژگان از واحد 8 درس D در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "گیاه"، "قلعه"، "فرار" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 1
excellent [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The hotel provided excellent service during our stay .

هتل در طول اقامت ما خدمات عالی ارائه داد.

experiment [اسم]
اجرا کردن

آزمایش

Ex: Students were required to write a report detailing their experiment methodology .

از دانش‌آموزان خواسته شد تا گزارشی بنویسند که روش‌شناسی آزمایش خود را به تفصیل شرح دهد.

plant [اسم]
اجرا کردن

گیاه

Ex: The rose is a popular plant known for its beautiful flowers .

گل رز یک گیاه محبوب است که به خاطر گل‌های زیبایش شناخته می‌شود.

escape room [اسم]
اجرا کردن

اتاق فرار

Ex: The escape room was a great way to test our problem-solving skills and teamwork .

اتاق فرار راهی عالی برای آزمایش مهارت‌های حل مسئله و کار تیمی ما بود.

to imagine [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: Can you imagine a world without technology ?

آیا می‌توانید دنیایی بدون فناوری را تصور کنید؟

other [صفت]
اجرا کردن

دیگری

Ex:

ما باید سایر احتمالات را قبل از تصمیم‌گیری در نظر بگیریم.

old [صفت]
اجرا کردن

ساله (برای بیان سن)

Ex: The building is a hundred years old and has been recently renovated .

ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

castle [اسم]
اجرا کردن

قلعه

Ex: The castle ’s restoration project aimed to preserve its historical features while making it accessible to visitors .

پروژه مرمت قلعه با هدف حفظ ویژگی‌های تاریخی آن در حالی که برای بازدیدکنندگان قابل دسترس باشد، انجام شد.

closed [صفت]
اجرا کردن

تعطیل

Ex:

دفتر پست بسته است؛ دوباره ساعت 9 صبح باز می‌شود.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

to escape [فعل]
اجرا کردن

فرار کردن

Ex: The prisoners are escaping through a tunnel they 've been digging .

زندانیان از طریق تونلی که حفر کرده‌اند فرار می‌کنند.

to dream [فعل]
اجرا کردن

خواب دیدن

Ex: Every night , she dreams of exploring distant galaxies and meeting extraterrestrial beings .

هر شب، او رویا می‌بیند که کهکشان‌های دوردست را کاوش کند و با موجودات فرازمینی ملاقات کند.

thousand [عدد]
اجرا کردن

هزار

Ex: The artist painstakingly created a mural with a thousand tiny details , each contributing to the overall masterpiece .

هنرمند با دقت یک نقاشی دیواری با هزار جزئیات کوچک ایجاد کرد، که هر کدام به شاهکار کلی کمک می‌کنند.

world [اسم]
اجرا کردن

جهان

Ex: There are over 7 billion people in the world .

بیش از 7 میلیارد نفر در جهان وجود دارند.

to win [فعل]
اجرا کردن

برنده شدن

Ex: The underdog managed to win the match against the reigning champion .

تیم ضعیف موفق شد در مسابقه مقابل قهرمان حاکم پیروز شود.

to puzzle [فعل]
اجرا کردن

گیج کردن

Ex: The cryptic message puzzled the detectives trying to solve the case .

پیام مرموز، کارآگاهانی را که سعی در حل پرونده داشتند سردرگم کرد.

to share [فعل]
اجرا کردن

چیزی را با کسی شریک شدن

Ex: We agreed to share , as there were limited resources .

ما توافق کردیم که تقسیم کنیم، چون منابع محدود بودند.

information [اسم]
اجرا کردن

اطلاعات

Ex: The website has a search bar to find specific information .

وب سایت یک نوار جستجو برای یافتن اطلاعات خاص دارد.

through [حرف اضافه]
اجرا کردن

از میان

Ex: Water rushed through the pipe and spilled into the reservoir .

آب از میان لوله شتافت و به مخزن ریخت.

even [قید]
اجرا کردن

با این وجود

Ex: The team maintained high performance even during a period of financial constraints .

تیم حتی در دوران محدودیت‌های مالی نیز عملکرد بالایی را حفظ کرد.

less [قید]
اجرا کردن

کمتر

Ex: The weather was less warm than yesterday .

هوا کمتر از دیروز گرم بود.

more [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیشتر

Ex: They 've promised to donate more food to the shelter .

آنها قول داده‌اند که بیشتر غذا به پناهگاه اهدا کنند.

difficult [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Understanding Shakespearean language in his plays can be difficult for high school students .

درک زبان شکسپیر در نمایشنامه‌هایش می‌تواند برای دانش‌آموزان دبیرستانی دشوار باشد.

hardly ever [قید]
اجرا کردن

به‌ندرت

Ex: They hardly ever travel during the winter .

آنها به ندرت در زمستان سفر می‌کنند.

center [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex:

مرکز اصلی خرید شهر همیشه شلوغ است.

teens [اسم]
اجرا کردن

نوجوانی

Ex: The teens are a time when peer pressure can be especially strong .

نوجوانی زمانی است که فشار همسالان می‌تواند به ویژه قوی باشد.

adult [اسم]
اجرا کردن

بزرگسال

Ex: The museum offers discounted tickets for seniors and adults .

موزه بلیط‌های تخفیف‌دار برای سالمندان و بزرگسالان ارائه می‌دهد.

free time [اسم]
اجرا کردن

وقت آزاد

Ex: In their free time , the kids love exploring the park .

در اوقات فراغت، بچه‌ها عاشق کاوش در پارک هستند.