کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 10 درس C
در اینجا واژگان از واحد 10 درس C در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "اهداء کردن"، "به تعویق انداختن"، "شناسایی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to mention a particular subject

مطرح کردن, پیش کشیدن
او یک واقعیت جالب را از اوایل سخنرانی مطرح کرد.
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
او تا دقیقه آخر از مهمانی حرفی نزد، ما را غافلگیر کرد.
to repeat or redo a task, activity, or process, often to improve the outcome

دوباره کاری را انجام دادن
با تشخیص خطاهای موجود در گزارش، دانشجو اجازه خواست تا تکلیف را دوباره انجام دهد.
for one more instance

دوباره
آنها به جوک خندیدند و از او خواستند که آن را دوباره تعریف کند.
to give something as a gift or donation to someone

اهدا کردن, بخشیدن
مدرسه یک کمپین کتاب ترتیب داد تا کتابهای درسی را به دانشآموزان محروم اهداء کند.
to freely give goods, money, or food to someone or an organization

اهدا کردن
شرکت تصمیم گرفت بخشی از سود خود را به اهدای به حمایت از دلایل محیط زیستی اختصاص دهد.
to restore or return something that was lost or taken away

برگرداندن
پلیس درخواست کرد که اثر هنری دزدیده شده به موزه هنر برگردانده شود.
to go or come back to a person or place

برگشتن, بازگشتن
پرندگان مهاجر هر بهار به محل لانهسازی خود برمیگردند.
to return an amount of money that was borrowed

(پول قرض گرفته شده را) پس دادن
او در پس دادن بدهی کارت اعتباری خود مشکل داشته است.
to show something to someone by pointing one's finger toward it

نشان دادن, یادآور شدن
میتوانید آن را روی نقشه به من نشان دهید؟
to be able to say who or what someone or something is

تشخیص دادن, شناسایی کردن
مامور از من خواست که وسایلم را در میز اشیای گمشده شناسایی کنم.
to test something new or different to see how good or effective it is

امتحان کردن
تیم تصمیم گرفت روش آزمایش نشده را در آزمایش خود امتحان کند.
to postpone an appointment or arrangement

به تعویق انداختن, عقب انداختن
او به دلیل تعهدات شخصی، قرار را به هفته آینده موکول کرد.
to thoroughly discuss something, particularly to reach an agreement or make a decision

کامل بحث کردن
آنها پیشنهاد را برای ساعتها بحث کردند تا مطمئن شوند همه در یک صفحه هستند.
to talk about something with someone, often in a formal manner

صحبت کردن (درمورد چیزی), در میان گذاشتن، مطرح کردن
من نگرانیهای سلامتیام را با پزشک بحث کردم.
to decline an invitation, request, or offer

رد کردن, نپذیرفتن
آیا میتوانید با ظرافت دعوت را رد کنید و تعهد قبلی خود را توضیح دهید؟
a letter or number given by a teacher to show how a student is performing in class, school, etc.

نمره
در سیستم نمرهدهی، A+ بالاترین نمرهای است که یک دانشآموز میتواند کسب کند.
a piece of writing that briefly analyzes or discusses a specific subject

مقاله
مقاله او در مورد عدالت اجتماعی جایزه اول مسابقه را برد.
to give someone something, like money, expecting them to give it back after a while

قرض دادن
او موافقت کرد که ماشینش را به دوستش برای آخر هفته قرض دهد.
an event in which people meet, either in person or online, to talk about something

جلسه
من او را در یک جلسه کاری سال گذشته ملاقات کردم.