کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 11 درس الف

در اینجا واژگان از واحد 11 درس A در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "trivia"، "compound"، "record-breaking" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 3
music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: The soothing music helped everyone relax after a long day .

موسیقی آرامش‌بخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.

trivia [اسم]
اجرا کردن

مسائل پیش‌پا‌افتاده

Ex: She collects trivia about famous inventors .

او اطلاعات بی‌اهمیت درباره مخترعان معروف جمع می‌کند.

compound [اسم]
اجرا کردن

ترکیب

Ex: The garden featured a compound of flowers , trees , and shrubs .

باغ دارای یک ترکیب از گل‌ها، درختان و درختچه‌ها بود.

اجرا کردن

برنده جایزه

Ex: The team celebrated their award-winning campaign with a big party .

تیم با یک مهمانی بزرگ از کمپین برنده جایزه خود تجلیل کرد.

video [اسم]
اجرا کردن

ویدیو

Ex: We recorded a video of our family vacation at the beach .

ما یک ویدیو از تعطیلات خانوادگیمان در ساحل ضبط کردیم.

اجرا کردن

پرفروش‌ترین

Ex: He launched a best-selling video game that broke sales records .

او یک بازی ویدیویی پرفروش را راه‌اندازی کرد که رکوردهای فروش را شکست.

artist [اسم]
اجرا کردن

هنرمند

Ex: The music festival featured artists from around the world .

جشنواره موسیقی میزبان هنرمندانی از سراسر جهان بود.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

voice [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: Teachers need to project their voice so that everyone in the classroom can hear .

معلمان باید صدای خود را طوری پخش کنند که همه در کلاس بتوانند بشنوند.

اجرا کردن

رکورد‌شکن

Ex: The team celebrated their record-breaking win at the championship .

تیم پیروزی رکوردشکنانه خود را در مسابقات جشن گرفت.

hit [اسم]
اجرا کردن

(آهنگ، فیلم و...) موفق و پرفروش

Ex: The new song by the pop star quickly became a hit on the radio .

آهنگ جدید ستاره پاپ به سرعت به یک موفقیت در رادیو تبدیل شد.

high-priced [صفت]
اجرا کردن

گران‌قیمت

Ex: He purchased a high-priced car , but it 's worth the investment .

او یک ماشین گران‌قیمت خرید، اما ارزش سرمایه‌گذاری را دارد.

ticket [اسم]
اجرا کردن

بلیت

Ex: The ticket for the bus is valid for a single journey .

بلیط اتوبوس برای یک سفر معتبر است.

group [اسم]
اجرا کردن

گروه کوچک موسیقی

performer [اسم]
اجرا کردن

هنرمند (بازیگر، خواننده، نوازنده و غیره)

Ex: The street performer captivated passersby with their juggling and fire-breathing skills .

هنرمند خیابانی با مهارت‌های ژانگلوری و نفس آتشین خود رهگذران را مسحور کرد.

well-known [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: He cited a well-known quote during his speech .

او در سخنرانی خود به یک نقل قول معروف استناد کرد.

singer [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex:

خواننده اپرا صدای قدرتمندی دارد.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ

Ex: Many people believe that understanding history is crucial to preventing the same mistakes in the future .

بسیاری از مردم معتقدند که درک تاریخ برای جلوگیری از تکرار همان اشتباهات در آینده ضروری است.

milestone [اسم]
اجرا کردن

نقطه عطف

Ex: Buying their first home was a financial milestone for the couple .

خرید اولین خانه آنها یک میلستون مالی برای زوج بود.

band [اسم]
اجرا کردن

گروه موسیقی

Ex:

آن‌ها در دبیرستان یک گروه موسیقی راک تشکیل دادند و از آن زمان تاکنون با هم اجرا می‌کنند.

chart [اسم]
اجرا کردن

نمودار

Ex: They created a chart to track the progress of the project milestones .

آن‌ها یک نمودار برای ردیابی پیشرفت نقاط عطف پروژه ایجاد کردند.

to leak [فعل]
اجرا کردن

(اطلاعات خصوصی یا محرمانه) درز کردن

Ex: The details of the investigation leaked to the media , causing tension .

جزئیات تحقیق به رسانه‌ها درز کرد و باعث تنش شد.

to release [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن (فیلم، کتاب و...)

Ex: Can you release your latest novel in ebook format ?

آیا می‌توانید آخرین رمان خود را در قالب کتاب الکترونیکی منتشر کنید؟

to reach [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: Over half the candidates failed to reach the expected standard .

بیش از نیمی از نامزدها نتوانستند به استاندارد مورد انتظار برسند.

sales [اسم]
اجرا کردن

میزان فروش

Ex: He was recognized for his outstanding sales performance at the company ’s annual awards ceremony .

او به خاطر عملکرد برجسته‌اش در فروش در مراسم سالانه جوایز شرکت مورد تقدیر قرار گرفت.

album [اسم]
اجرا کردن

آلبوم (موسیقی)

Ex: The album topped the charts , selling millions of copies worldwide within its first week of release .

آلبوم به صدر جدول ها رسید و در هفته اول انتشار خود میلیون ها نسخه در سراسر جهان فروخت.

whatever [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هرچه

Ex: She brought whatever supplies she thought were necessary for the trip .

او هر چیزی را که فکر می‌کرد برای سفر لازم است آورد.