کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 11 درس D
در اینجا واژگان از واحد 11 درس D در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "راهنما"، "اگرچه"، "قرارداد"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to direct or influence someone's motivation or behavior

تحت تاثیر قرار دادن
والدین اغلب سعی میکنند تا فرزندان خود را در اتخاذ تصمیمات خوب هدایت کنند.
to separate something into more pieces, often in a sudden way

شکستن
بادهای شدید طوفان میتوانند شاخههای درختان را بشکنند.
the activity of providing services or products in exchange for money

کسبوکار, تجارت
خانواده ما یک کسب و کار کوچک رستوران دارد.
the time that has passed

گذشته
در گذشته، مردم با کالسکههای اسبکش سفر میکردند.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
a main part of a play, opera, or ballet

اجرا, پرده
هر پرده از اپرا استعدادهای اجراکنندگان را به نمایش گذاشت.
to provide someone or something with encouragement or help

حمایت کردن
در حالی که من در حال گذراندن دوران سختی بودم، آنها بدون قید و شرط از من حمایت میکردند.
to move to a higher position or rank

ترفیع گرفتن
شرکت کارکنان را بر اساس مهارتها و مشارکتهایشان ترفیع میدهد.
used to introduce a contrast to what has just been said

اگرچه, با اینکه
او موافقت کرد که کمک کند اگرچه برنامهی شلوغی داشت.
an official agreement between two or more sides that states what each of them has to do

قرارداد
شرکت به او یک قرارداد برای کار به عنوان مشاور به مدت شش ماه پیشنهاد داد.
a possibility arising from favorable circumstances

احتمال, شانس، امکان
شانسی برای گرفتن آخرین قطار وجود داشت.
to agree to the terms of a contract by putting one's signature to it

قرارداد بستن
ورزشکار از امضای قرارداد پرمنفعت حمایت با یک برند بزرگ ورزشی بسیار خوشحال بود.
used to add a statement that contradicts what was just mentioned

اما
او انتظار داشت که کار دشوار باشد؛ با این حال، معلوم شد که به طرز شگفتآوری ساده است.
ready for being used or acquired

در دسترس, موجود
او خود را آماده کرد تا به هر سوالی که تیم در مورد پروژه داشت پاسخ دهد.
created by someone without any help from others

دستساز
او یک لباس دست ساز به مهمانی پوشید، که همه را تحت تأثیر قرار داد.
in a straight line from one point to another without turning or pausing

مستقیماً
او در حالی که صحبت میکرد، مستقیماً به چشمانش نگاه کرد، صداقت را انتقال میداد.
even if nothing else is done or true

در هر صورت, اقلا
من مسابقه را نبردم، اما حداقل آن را به پایان رساندم.
to move or travel behind someone or something

بهدنبال رفتن, تعقیب کردن
او وارد اتاق شد، و سگش مطیعانه دنبال کرد.
to be the first person who finds something or someplace that others did not know about

کشف کردن, پیدا کردن، یافتن
تیم یک منبع انرژی جدید کشف کرد که میتواند صنعت را متحول کند.
related to society and the lives of its citizens in general

اجتماعی
کتاب به بررسی مسائل مختلف اجتماعی میپردازد که جوامع سراسر جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
to obtain or achieve something that is needed or desired

بهدست آوردن, جمع کردن، کسب کردن
او برای پروژه خیریهاش حمایت جامعهاش را به دست آورد.
to have something as a part of the whole

شامل بودن, در بر داشتن
پکیج پیشنهادی شامل اقامت در هتل و تورهای گردشگری میشود.
a musical piece or song recorded on a CD, tape, or vinyl record

قطعه موسیقی, آهنگ، ترک
او آخرین ترک از هنرمند مورد علاقهاش را به لیست پخش خود اضافه کرد.
a particular way of seeing or understanding something

دیدگاه
کمیته نظرات متفاوتی در مورد پیشنهاد داشت.
an event or contest in which individuals or teams compete against each other

رقابت, مسابقه
مسابقه بسکتبال هیجانانگیز بود، و تیم ما برنده شد.
