کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 10 درس D
در اینجا واژگان از واحد 10 درس D در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "دستاورد"، "ردیابی"، "تسخیر شده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
from one side to the other side of something

از این سو به آن سو, از این سو به آن سو
گربه قبل از اینکه ماشین بتواند عبور کند به آن طرف پرید.
extremely great or large

فوقالعاده, باورنکردنی
استعداد فوقالعاده او در آواز خواندن تماشاگران را مسحور کرد.
a desired and impressive goal achieved through hard work

دستاورد, موفقیت
بردن قهرمانی یک دستاورد قابل توجه برای تیم بود، با توجه به وضعیت آنها به عنوان تیم ضعیف.
to fill someone with the desire or motivation to do something, especially something creative or positive

انگیزه بخشیدن, الهام بخشیدن
شاهکار هنرمند دیگران را برای کشف خلاقیت خود الهام میبخشد.
an image that shows where things like countries, seas, cities, roads, etc. are in an area

نقشه
من از یک نقشه برای مسیریابی در شهر استفاده کردم.
a piece of land surrounded by water

جزیره
جزیره یک فانوس دریایی معروف داشت که کشتیها را به سلامت به ساحل هدایت میکرد.
an act of deciding to choose between two things or more

انتخاب
او با یک انتخاب دشوار بین دو شغل مواجه شد.
the length of the space that is between two places or points

فاصله, مسافت، دوری
او فاصله از خانه خود تا نزدیکترین فروشگاه مواد غذایی را اندازه گرفت.
to give details about someone or something to say what they are like

توصیف کردن
او احساسات هیجان خود را قبل از رویداد بزرگ توصیف کرد.
having or showing the usual qualities of a particular group of people or things

معمولی
یک روز معمولی در ساحل شامل شنا و استراحت در آفتاب میشود.
a wide path made for cars, buses, etc. to travel along

جاده
شهر جاده را برای مدیریت ترافیک بیشتر گسترش داد.
a large animal with sharp claws and thick fur, which eats meat, honey, insects, and fruits

خرس
وقتی در طبیعت با یک خرس روبرو شدم واقعاً ترسیده بودم.
causing a person to become filled with fear

وحشتناک, ترسناک
در فورانهای آتشفشانی زیبایی وحشتناکی وجود دارد.
to stop working, moving, or doing an activity for a period of time and sit or lie down to relax

استراحت کردن
گربه دوست دارد نقطهای آفتابی برای استراحت و گرم کردن خود پیدا کند.
to ask someone questions about a particular topic on the TV, radio, or for a newspaper

مصاحبه کردن
مجری تلویزیون سوالات اندیشمندانهای آماده کرد تا با نویسنده درباره آخرین کتاب پرفروشش مصاحبه کند.
to recognize or become aware of a particular scent

بوییدن
او اغلب عطر گلهای رز را در باغش میبوید.
showing signs of worry, anxiety, or persistent mental strain

پریشانخاطر, آشفته، نگران
او پس از شنیدن خبر بد نگاهی نگران انداخت.
a small house separated from a larger one where guests can stay

مهمانخانه, ساختمان مخصوص مهمانان
خانه مهمان در مهمانخانه با تزئینات جذاب و خدمات شخصیسازی شده، اقامتی به یاد ماندنی را برای مهمانان تضمین میکرد.
a place where a natural flow of water comes up from the ground

چشمه
شهر در نزدیکی یک چشمه ساخته شد که آب آشامیدنی تمیز فراهم میکرد.
including or considering everything or everyone in a certain situation or group

کلی
a continuous pain in a part of the body, often not severe

درد
بعد از واکسیناسیون درد خفیفی در بازویم داشتم.
the unpleasant feeling caused by an illness or injury

درد
آرنجم را زدم و درد شدید است.
the coming and going of cars, airplanes, people, etc. in an area at a particular time

عبورومرور, ترافیک
ترافیک در مرکز شهر به دلیل ساخت و ساز به کندی انجام شد.
making us feel fear

ترسناک
دیشب یک کابوس ترسناک درباره زامبیها دیدم.
a pathway typically made of concrete or asphalt at the side of a street for people to walk on

پیادهرو
شهر برنامهریزی کرده است که پیادهرو نزدیک پارک را دوباره سنگفرش کند.
a person who is on foot and not in or on a vehicle

عابر پیاده, رهگذر
پل یک مسیر عابر پیاده جداگانه برای کسانی که مایل به پیادهروی یا دویدن هستند ارائه میدهد.
to stop trying when faced with failures or difficulties

تسلیم شدن
وقتی با معماي چالش برانگیز روبرو شد، وسوسه شد که دست بکشد، اما پايداری کرد و آن را حل کرد.
our purpose or desired result

هدف
تعیین اهداف قابل دستیابی برای رشد و توسعه شخصی ضروری است.
in a certain way

قطعاً, مسلماً
او قطعاً فرد مناسبی برای این شغل است.
to return somewhere from the same way that one has come

(از همان راه) بازگشتن, (راه قبلی را) طی کردن
ما مجبور شدیم مسیر خود را دوباره دنبال کنیم وقتی که مسیر نامشخص شد.
