کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد ۱۲ درس C
در اینجا واژگان از واحد 12 درس C در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "پاراگلایدر", "باید", "آب سفید" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
very high in intensity or degree

شدید
ورزشکار بدن خود را تا حد شدید آن فشار داد تا به عملکرد اوج برسد.
a physical activity or competitive game with specific rules that people do for fun or as a profession

ورزش
بوکس یک ورزش رقابتی است که به قدرت، سرعت و انعطافپذیری نیاز دارد.
instructions or guidelines that determine how a game or sport is played

دستورالعمل, قانون
بازیکنان باید از قوانین پیروی کنند تا از جریمهها اجتناب کنند.
a suggestion or piece of advice given to someone officially, especially about the course of action that they should take

توصیه, پیشنهاد
توصیه کمیته این بود که رویداد تا سال آینده به تعویق بیفتد.
an activity in which someone jumps from a very high place with a rubber cord tied around their ankles

پرش بانجی, بانجی جامپینگ
او با انجام پرش بانجی از یک جرثقیل بر ترس از ارتفاع خود غلبه کرد.
a type of sport in which a person stands on a surfboard that is pulled on the surface of water by a special kite

موجسواری با کایت
بادهای قوی این ساحل را به مکانی عالی برای کایتسواری تبدیل میکنند.
the practice of falling or jumping off height to float in the air using a parachute as a sport or hobby

چتربازی
پاراگلایدر راهی هیجانانگیز برای لذت بردن از مناظر نفسگیر از بالا ارائه میدهد.
a type of sport in which a person climbs rock surfaces that are very steep

صخرهنوردی, سنگنوردی
او از صخره نوردی سالنی در باشگاه محلی لذت میبرد.
the activity or sport in which individuals jump from a flying aircraft and do special moves while falling before opening their parachute at a specified distance to land on the ground

چتربازی
آموزش مناسب و تجهیزات برای تضمین ایمنی در ماجراجوییهای پرش از هواپیما ضروری هستند.
a winter sport or activity in which the participant stands on a board and glides over snow, typically on a mountainside

اسکیرویبرف
آنها به تعطیلات خانوادگی به یک استراحتگاه اسکی رفتند جایی که میتوانستند از اسکی و اسنوبورد با هم لذت ببرند.
to ride on the surface of water by a pair of skies that are pulled by a motorboat

روی آب اسکی کردن
مربی گفت که من اسکی روی آب را بهتر از آنچه که انتظار داشت انجام دادم.
the part of water in a river that runs very fast and looks foamy

آب خروشان, آب کفآلود
قایق در آب سفید خروشان واژگون شد.
a board that is consisted of long pieces of a wood, reed, etc. tied together, which people use to sail or float on water

کلک (نوعی قایق)
بچهها تمام بعدازظهر روی یک کلک در استخر شناور بودند.
used to make a recommendation regarding someone or something

باید (برای بیان پیشنهاد)
او باید این کتاب را بخواند؛ کاملاً با علایقش هماهنگ است.
used to indicate an obligation or to emphasize the necessity of something happening

باید
ما باید قبضهایمان را قبل از موعد مقرر پرداخت کنیم تا از جریمه دیرکرد اجتناب کنیم.
