تعطیلات
آنها به مدت دو هفته به تعطیلات به ساحل میروند.
در اینجا واژگان از واحد 12 درس A در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "صنایع دستی"، "حیات وحش"، "پاداش دهنده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تعطیلات
آنها به مدت دو هفته به تعطیلات به ساحل میروند.
گردشگری
ما به یک تور راهنما پیوستیم تا بیشتر درباره حیات وحش پارک ملی یاد بگیریم.
فعالیت
خواندن کتابها یک فعالیت لذتبخش است که به گسترش دانش شما کمک میکند.
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
کاردستی
موزه صنایع دستی باستانی ساخته شده توسط جوامع بومی را به نمایش گذاشت.
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
دیسکو
ما تولد او را در کلاب با یک گروه زنده جشن گرفتیم.
گوش دادن
با دقت گوش دهید، و میتوانید آواز پرندگان را روی درختان بشنوید.
زنده (پخش یا اجرا)
تاک شو به صورت زنده فیلمبرداری میشود، با حضور تماشاگران در طول ضبط.
موسیقی
موسیقی آرامشبخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.
حیاتوحش
او از تماشای مستندهای حیات وحش در وقت آزاد خود لذت میبرد.
حرف زدن
رئیس جمهور فردا در مراسم سخنرانی خواهد کرد.
خارجی
شرکت عملیات خود را به بازارهای خارجی در آسیا گسترش داد.
زبان
او کلاسهای زبان میرود تا مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشد.
محلی
مرکز جامعه محلی برنامهها و فعالیتهای مختلفی را برای ساکنان ارائه میدهد.
غذا
بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.
دیدن کردن
او به دیدار از ساحل حداقل یک بار در ماه برای استراحت و آرامش اهمیت ویژهای داد.
بنای تاریخی
تاجمحل در هند، با معماری خیرهکنندهی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناختهشده است.
سرباز داوطلب
فرایند تبدیل شدن به یک داوطلب نظامی معمولاً شامل درخواست و غربالگری میشود.
سبک آشپزی
جشنواره غذای محلی بهترینهای آشپزی منطقهای را با غذاهایی از فرهنگهای مختلف به نمایش گذاشت.
فرهنگ
فرهنگ قبایل بومی پر از آیینهای جذاب است.
تجربه
تجربه جمعی تیم در مدیریت پروژه، تکمیل موفقیتآمیز وظیفه را تضمین کرد.
دلواپس
والدین نگران با اضطراب اخبار مربوط به فرزند گمشده خود را انتظار میکشیدند.
محافظت کردن
آنها به هم چسبیدند تا از باد محافظت کنند.
پرثمر
دریافت قدردانی برای کار سخت رضایتبخش است، زیرا تلاشهای فرد را تأیید میکند.
گذراندن (زمان)
او وقت آزادش را به تمرین گیتار میگذراند.
نگرانی
علیرغم نگرانی آنها، رویداد به آرامی پیش رفت.
جزء (مفرد جزئیات)
هنرمند هر جزئیات از منظره را در نقاشی خود به تصویر کشید، از بافت سنگها تا رنگهای آسمان.
تخصص داشتن (در زمینهای)
با اشتیاق به پایداری، مهندس در فناوریهای انرژی تجدیدپذیر تخصص یافت.
ترتیب دادن
ما در حال برگزاری یک مهمانی غافلگیرانه برای تولد او هستیم.