کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 12 درس A
در اینجا واژگان از واحد 12 درس A در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "صنایع دستی"، "حیات وحش"، "پاداش دهنده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a span of time which we do not work or go to school, and spend traveling or resting instead, particularly in a different city, country, etc.

تعطیلات
خانواده من برای یک تعطیلات در اروپا ماه آینده برنامه ریزی میکنند.
a journey for pleasure, during which we visit several different places

گردشگری
این زوج برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به یک تور در سراسر اروپا رفتند.
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
پیادهروی در پارک یک فعالیت آرامشبخش در فضای باز است.
to get something in exchange for paying money

خریدن
او یک تلفن جدید خرید تا جایگزین تلفن قدیمی خود کند.
an object made by hand rather than one manufactured by a machine

کاردستی
هر صنایع دستی در نمایشگاه منحصر به فرد بود، که خلاقیت و مهارت صنعتگر را منعکس میکرد.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a place where people, especially young people, go to dance, listen to music, or spend time together

دیسکو, کلوپ
او سال گذشته دوست پسرش را در یک کلوپ ملاقات کرد.
to give our attention to the sound a person or thing is making

گوش دادن, کوش فرا دادن
او دوست دارد هنگام مطالعه به موسیقی کلاسیک گوش دهد.
used when an event or performance is happening at the present moment or being broadcast in real-time

زنده (پخش یا اجرا)
گوینده اخبار به صورت زنده از محل رویداد گزارش داد و اطلاعات به روز را ارائه کرد.
a series of sounds made by instruments or voices, arranged in a way that is pleasant to listen to

موسیقی
من به موسیقی گوش میدهم تا بعد از یک روز طولانی آرام شوم و استراحت کنم.
to notice a thing or person with our eyes

دیدن
او دید که یک عنکبوت در حال بالا رفتن از دیوار است.
all wild animals, considered as a whole, living in the natural environment

حیاتوحش
تلاشهای حفاظتی برای محافظت از حیات وحش در معرض خطر مهم هستند.
to use one's voice to express a particular feeling or thought

حرف زدن, صحبت کردن، سخن گفتن، تکلم کردن
لطفاً بلندتر صحبت کنید تا همه در اتاق بتوانند شما را بشنوند.
related or belonging to a country or region other than your own

خارجی
امتحان کردن غذاهای خارجی به شما امکان میدهد تا طعمها و غذاهای مختلف از نقاط مختلف جهان را بچشید.
the system of communication by spoken or written words, that the people of a particular country or region use

زبان
یادگیری یک زبان جدید درهایی به روی فرهنگها و فرصتهای مختلف میگشاید.
to test something by doing or using it to find out if it is suitable, useful, good, etc.

امتحان کردن, آزمودن، سنجیدن، محک زدن
او یک شامپوی جدید را امتحان کرد تا ببیند آیا بهتر کار میکند یا نه.
related or belonging to a particular area or place that someone lives in or mentions

محلی
او از خرید در بازار محلی کشاورزان برای محصولات تازه لذت میبرد.
things that people and animals eat, such as meat or vegetables

غذا, خوراک
من دوست دارم فرهنگهای مختلف را از طریق غذاهای سنتی آنها کشف کنم.
to go somewhere for a short time, especially to see something

دیدن کردن, بازدید کردن
آنها تصمیم گرفتند موزه را بازدید کنند تا از نمایشگاه جدید هنری لذت ببرند.
a structure or a place that is historically important

بنای تاریخی
کولوسئوم در رم، که زمانی برای مسابقات گلادیاتورها استفاده میشد، همچنان یک نشانه مهم از دوران باستان باقی مانده است.
someone who enlists in the armed forces without being forced

سرباز داوطلب
a method or style of cooking that is specific to a country or region

سبک آشپزی
او یک کلاس آشپزی گرفت تا تکنیکهای آشپزی فرانسوی را یاد بگیرد و غذاهای کلاسیک درست کند.
the general beliefs, customs, and lifestyles of a specific society

فرهنگ
در فرهنگ من، ما سال نو را با آتش بازی و یک ضیافت بزرگ جشن میگیریم.
the skill and knowledge we gain from doing, feeling, or seeing things

تجربه, سابقه
سفر به کشورهای مختلف تجربیات فرهنگی یک فرد را گسترش میدهد.
feeling worried or troubled about a particular situation or issue

دلواپس, نگران
او درباره تأثیر تغییرات آبوهوایی بر نسلهای آینده نگران بود.
to prevent someone or something from being damaged or harmed

محافظت کردن
هر شرکت در حال مبارزه برای حفاظت از منافع تجاری خود است.
(of an activity) making one feel satisfied by giving one a desirable outcome

پرثمر, مفید، رضایتبخش
داوطلب شدن در پناهگاه محلی یک تجربه پاداشدهنده است، زیرا به افراد اجازه میدهد تأثیر مثبتی بر جامعه خود بگذارند.
to pass time in a particular manner or in a certain place

گذراندن (زمان), گذشتن (زمان)
من از گذراندن وقت باکیفیت با دوستانم لذت میبرم.
the state of feeling anxiety

نگرانی, دلواپسی
او نگرانی خود را درباره سلامتی پسرش ابراز کرد.
a small fact or piece of information

جزء (مفرد جزئیات)
گزارش جامع بود و هر جزئیات از زمانبندی و بودجه پروژه را شامل میشد.
to have the necessary knowledge, experience, or set of skills in a particular field

تخصص داشتن (در زمینهای)
به عنوان یک سرآشپز، او تصمیم گرفت در آشپزی فرانسوی تخصص پیدا کند، با حضور در مدارس آشپزی در پاریس.
to make the necessary arrangements for an event or activity to take place

ترتیب دادن, برپا کردن، برگزار کردن
شما هر سال سازماندهی لجستیک کنفرانس را بر عهده دارید.
