a specific manner of considering something

دید, نظر، دیدگاه
او یک دیدگاه منحصر به فرد در مورد مسئله ارائه داد، بر اساس تجربیات شخصی خود.
quick to understand and judge people, things, and situations accurately

زیرک, تیزهوش، بینا
توصیه هوشمندانه پدربزرگ به ما کمک کرد تا با گرفتن یک میانبر از محله آرام از ترافیک جلوگیری کنیم.
the skill to understand and handle complex situations with clear understanding and cleverness

فراست, کیاست
ذکاوت کارآفرین فقط مربوط به هوش نبود؛ این یک مهارت جادویی بود که هر چالش را به یک بازی شطرنج تبدیل میکرد که او محکوم به پیروزی در آن بود.
(of speaking or writing) explained clearly without any confusions

صریح, روشن
نقشه دستورالعملهای روشنی ارائه داد که مسافران را بهراحتی به مقصدشان هدایت میکرد.
to reveal information that was kept secret to someone

فاش کردن, منتشر کردن
کارآگاه با دقت انتخاب کرد که چه زمانی شواهد حیاتی را افشا کند تا از به خطر افتادن تحقیق جلوگیری شود.
the action of revealing secret information to others

افشاگری
شرکت یک سیاست محرمانگی سختگیرانه را حفظ کرد، که افشای اسرار تجاری را ممنوع میکرد.
to thoroughly examine one's own thoughts, feelings, etc.

دروننگری کردن
دروننگری درباره نقاط قوت و ضعف شما کلید توسعه شخصی است.
(psychology) a person who is preoccupied with their own thoughts and feelings rather than the external world

فرد درونگرا
پس از یک هفته شلوغ، درونگرا از یک شب آرام در خانه لذت برد، در حالی که کتاب میخواند.
belonging to something or someone's character and nature

ذاتی, درونی
مهربانی او ذاتی بود؛ او искренاً به کمک به دیگران اهمیت میداد.
(of an argument, idea, etc.) having a strong logical foundation or reasoning

معتبر, قانونی
استدلال او هم معتبر بود و هم منطقی، که رد کردن آن را دشوار میکرد.
to confirm or prove the accuracy, authencity, or effectiveness of something

اعتبار بخشیدن
تحقیقات بازار جاری به اعتبارسنجی تقاضا برای محصولات پایدار کمک میکند.
to make something, particularly something unpleasant or unsatisfactory, better or more bearable

بهتر کردن, تقویت کردن
مصرف داروهای مسکن میتواند ناراحتی پس از عمل جراحی را کاهش دهد.
the improvement of a bad situation or condition

بهبودی
کاشت درختان بیشتر در مناطق شهری میتواند به بهبود کیفیت هوا کمک کند.
to separate one thing from another

از گیر درآوردن, ول کردن
فضانورد مجبور شد قفل ایمنی را جدا کند تا دریچه فضاپیما را باز کند.
to carefully free something from knots or twists

(از گیر) درآوردن, رها کردن
مدتی طول کشید تا سیمهای هدفون را پس از گره خوردن در کیف از هم باز کنیم.
a feeling of not liking or rejecting someone or something

بیاعتباری
اقدامات او منجر به بیاعتنایی هر دو همکاران و مافوقها شد.
to seriously damage the way something looks, especially a person's body or face

بدریخت کردن
آتشسوزی ساختمان تاریخی را تا حدی زشت کرد که قابل شناسایی نبود.
based on reasonable and practical considerations rather than theory

عملی
تیم یک استراتژی عملگرا را اتخاذ کرد، با تمرکز بر اهداف عملی و قابل دستیابی برای برآوردن مهلتهای پروژه.
someone who follows a practical approach to problem-solving and is primarily concerned with the effectiveness and outcomes of their actions

مصلحتگرا
اعتبار رهبر سیاسی به عنوان عملگرا افزایش یافت زیرا او به طور مداوم سیاستهایی را دنبال میکرد که مسائل فوری را مورد توجه قرار میداد و نتایج ملموسی به همراه داشت.
a practical attitude that prioritizes real-world effectiveness over theoretical considerations

واقعبینی, واقعیتگرایی
عملگرایی مری در مدیریت پروژه تضمین کرد که مهلتها بدون به خطر افتادن کیفیت کار رعایت شوند.
