کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 1

در اینجا واژگان از واحد 1 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "نام"، "چه"، "متاسفم"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
title [اسم]
اجرا کردن

عنوان

Ex: To address her formally , use her full title and last name .

برای خطاب رسمی به او، از عنوان کامل و نام خانوادگی او استفاده کنید.

what [ضمیر]
اجرا کردن

چی

Ex: What is the capital of France ?

چه پایتخت فرانسه است؟

name [اسم]
اجرا کردن

نام

Ex: She wrote her name in beautiful cursive handwriting .

او اسم خود را با خط تحریری زیبا نوشت.

hello [حرف ندا]
اجرا کردن

سلام

Ex: Hello , How are you ?

سلام, حال شما چطور است؟

sorry [حرف ندا]
اجرا کردن

متأسفم

Ex: Sorry for the inconvenience , we 'll fix it right away .

ببخشید برای ناراحتی، ما بلافاصله آن را درست می‌کنیم.

first name [اسم]
اجرا کردن

نام کوچک

Ex: Her first name is hyphenated , which is quite unique .

نام کوچک او با خط تیره نوشته شده است، که بسیار منحصر به فرد است.

last name [اسم]
اجرا کردن

نام‌ خانوادگی

Ex: They asked for his last name at the hotel check-in , to confirm his reservation .

آنها در هنگام ثبت‌نام در هتل، نام خانوادگی او را پرسیدند تا رزرو او را تأیید کنند.

nickname [اسم]
اجرا کردن

لقب

Ex: Her curly hair led to the affectionate nickname " Curls . "

موهای فر او منجر به لقب محبت‌آمیز "فرها" شد.

my [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مال من

Ex: Can I borrow my pen back , please ?

آیا می‌توانم خودکارم را پس بگیرم، لطفاً؟

your [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مال تو

Ex: Have you seen your phone anywhere ?

آیا تلفن همراهت را جایی دیده‌ای؟

his [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مالِ او (مرد)

Ex: Tom asked if he could borrow his brother 's bike .

تام پرسید که آیا می‌تواند دوچرخه برادرش را قرض بگیرد.

her [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مال او (زن)

Ex:

من به خاطر لباس زیبای او به او تبریک گفتم.

Mrs [اسم]
اجرا کردن

خانم

Ex:

پذیرشگر با گرمی از خانم براون در هنگام ورودش استقبال کرد.

Ms [اسم]
اجرا کردن

خانم

Ex:

او خودش را به عنوان خانم تامپسون، مدیر پروژه معرفی کرد.

miss [اسم]
اجرا کردن

خانم

Ex:

دوشیزه پارکر به خاطر مهربانی و سخاوتش در جامعه شناخته شده بود.

great [صفت]
اجرا کردن

بزرگ‌

Ex: Her great talent in music was evident from a young age .

استعداد بزرگ او در موسیقی از سنین پایین آشکار بود.

thanks [حرف ندا]
اجرا کردن

ممنون

Ex: Thanks , that means a lot to me .

متشکرم، این برای من خیلی معنی دارد.

how about [عبارت]
اجرا کردن

چطوره؟

Ex: How about meeting at 5 PM instead of 6 ?
good morning [حرف ندا]
اجرا کردن

صبح به‌خیر

Ex: Good morning , did you have breakfast ?

صبح بخیر, صبحانه خوردی؟

fine [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The doctor examined her and said she was fine .

دکتر او را معاینه کرد و گفت که حالش خوب است.

thank you [حرف ندا]
اجرا کردن

متشکرم

Ex: Thank you , you 're very kind .

متشکرم، شما بسیار مهربان هستید.

good afternoon [حرف ندا]
اجرا کردن

بعدازظهر به‌خیر

Ex: Good afternoon , hope you had a nice lunch !

عصر بخیر، امیدوارم ناهار خوبی خورده باشید!

pretty [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The weather 's been pretty mild this week compared to last .

هوا این هفته در مقایسه با هفته گذشته نسبتاً ملایم بوده است.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

good evening [حرف ندا]
اجرا کردن

عصر به‌خیر

Ex: Good evening !

عصر بخیر ! روزتان چگونه بود؟

OK [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: It 's OK with me if you change the plans .

اگر برنامه‌ها را تغییر دهید برای من مشکلی نیست.

excuse me [حرف ندا]
اجرا کردن

میبخشید...

Ex: Excuse me , can I speak to the manager ?

ببخشید, می‌توانم با مدیر صحبت کنم؟

there [قید]
اجرا کردن

آنجا

Ex: Look there ; a shooting star !

نگاه کن آنجا؛ یک شهاب سنگ!

I [ضمیر]
اجرا کردن

من

Ex: I need to finish my homework before dinner .

من باید تکالیفم را قبل از شام تمام کنم.

you [ضمیر]
اجرا کردن

تو

Ex: What time are you leaving for work ?

تو ساعت چند به سر کار می‌روی؟

she [ضمیر]
اجرا کردن

او (زن)

Ex: She is the one who organized the charity event last month .

او کسی است که ماه گذشته رویداد خیریه را سازماندهی کرد.

this [ضمیر]
اجرا کردن

این

Ex: This contained important information about the upcoming project .

این حاوی اطلاعات مهمی درباره پروژه آینده بود.

book [اسم]
اجرا کردن

کتاب

Ex: She placed the book on the shelf and admired its colorful cover .

او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.

class [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: The class enjoyed a field trip to the museum , where they explored exhibits related to their history curriculum .

کلاس از یک سفر علمی به موزه لذت بردند، جایی که آنها نمایشگاه‌های مرتبط با برنامه درسی تاریخ خود را کشف کردند.

right [حرف ندا]
اجرا کردن

باشه

Ex:

"این روش به نظر مؤثر می‌رسد." "درست، من با آن موافقم."

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ (درس)

Ex: We have a history exam next week , so I need to study .

ما هفته آینده امتحان تاریخ داریم، بنابراین باید مطالعه کنم.

zero [عدد]
اجرا کردن

صفر

Ex: There were zero people in the park .

صفر نفر در پارک بودند.

one [عدد]
اجرا کردن

یک

Ex: There is only one seat available on the bus .

فقط یک صندلی در اتوبوس موجود است.

two [عدد]
اجرا کردن

دو

Ex: I have two pencils in my bag .

من دو مداد در کیفم دارم.

three [عدد]
اجرا کردن

سه

Ex: There are three flowers in the vase .

سه گل در گلدان وجود دارد.

four [عدد]
اجرا کردن

چهار

Ex: We need four cups of water to make lemonade .

ما به چهار فنجان آب برای درست کردن لیموناد نیاز داریم.

five [عدد]
اجرا کردن

پنج

Ex: There are five fingers on each hand .

در هر دست پنج انگشت وجود دارد.

six [عدد]
اجرا کردن

شش

Ex: My friend has six stickers on her notebook .

دوستم شش استیکر روی دفترش دارد.

seven [عدد]
اجرا کردن

هفت

Ex: There are seven days in a week .

هفته هفت روز دارد.

eight [عدد]
اجرا کردن

هشت

Ex: We need to choose eight pictures for the collage .

ما باید هشت تصویر را برای کلاژ انتخاب کنیم.

nine [عدد]
اجرا کردن

نه

Ex: We need to find nine shells for our art project .

ما نیاز داریم نه صدف برای پروژه هنری خود پیدا کنیم.

ten [عدد]
اجرا کردن

ده

Ex: My friend has ten stickers on her notebook .

دوستم ده استیکر روی دفترش دارد.

bye [حرف ندا]
اجرا کردن

خداحافظ

Ex:

Bye، به زودی می‌بینمت!

tomorrow [اسم]
اجرا کردن

فردا

Ex: I 'm looking forward to tomorrow 's event at the community center .

من مشتاقانه منتظر رویداد فردا در مرکز جامعه هستم.

good night [حرف ندا]
اجرا کردن

شب به‌خیر

Ex: Good night , sweet dreams !

شب بخیر، خواب‌های شیرین!

goodbye [حرف ندا]
اجرا کردن

خداحافظ

Ex: Goodbye , have a nice day .

خداحافظ، روز خوبی داشته باشید.

weekend [اسم]
اجرا کردن

آخر هفته

Ex: Weekends are the perfect time to read books and get lost in stories .

آخر هفته زمان مناسبی برای خواندن کتاب و غرق شدن در داستان‌ها است.

to have [فعل]
اجرا کردن

چیزی را داشتن یا تجربه کردن

Ex: They had difficulties adjusting to the new city .

آنها در تطبیق با شهر جدید مشکلاتی داشتند.

too [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex:

من امشب به کنسرت می‌روم. تو هم می‌آیی؟

mathematics [اسم]
اجرا کردن

ریاضی

Ex:

آن‌ها از ماشین حساب برای کمک به محاسبات پیچیده در ریاضیات استفاده می‌کنند.

Mr [اسم]
اجرا کردن

آقا

Ex:

بسته به نام آقای جیمز کارتر آدرس دهی شده بود.