بعداً
ما جزئیات را بعداً وقتی همه در دسترس هستند، بحث خواهیم کرد.
در اینجا واژگان واحد 15 از کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کاهش"، "مؤدبانه"، "واکنش" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بعداً
ما جزئیات را بعداً وقتی همه در دسترس هستند، بحث خواهیم کرد.
رد کردن
مدیر در جلسه پیشنهاد را رد کرد.
دعوتنامه
این زوج دعوتنامههای عروسی شیک را به تمام خانواده و دوستانشان فرستادند.
مؤدبانه
مشتری مؤدبانه از فروشنده فروشگاه درخواست کمک کرد.
بهدنبال رفتن
او وارد اتاق شد، و سگش مطیعانه دنبال کرد.
توصیه
توصیه وکیل به او کمک کرد تا از پیچیدگیهای سیستم حقوقی عبور کند.
عذرخواهی کردن
مهم است که عذرخواهی کنید اگر به طور تصادفی احساسات کسی را جریحه دار کردید، حتی ناخواسته.
توضیح دادن
من نیاز دارم کسی مفهوم گرانش را برایم توضیح دهد.
پذیرفتن
او شرایط و ضوابط توافقنامه را پذیرفت.
قبلاً
تا زمانی که نمایش شروع شد، ما قبلاً صندلیهایمان را پیدا کرده بودیم.
پرمشغله
ددلاین پروژه در حال نزدیک شدن است و تیم مشغول تمام کردن گزارشها و ارائهها است.
ارائه کردن
شرکت تصمیم گرفت به مشتریان وفادار تخفیف ویژهای پیشنهاد دهد.
هدف قرار دادن
تیم هدف خواهد گرفت برای یک زمان رکوردشکنی در ماراتن.
خالی
او یک جای پارک خالی دقیقاً جلوی ساختمان پیدا کرد.
موکول چیزی برای بعد
به دلیل تداخل برنامهریزی، باید به شما یک rain check برای حضور در کنفرانس بدهم.
نمایشگاه
بازدیدکنندگان تحت تأثیر نمایشگاههای تعاملی در مرکز علوم قرار گرفتند، که به آنها اجازه میداد با مفاهیم علمی مختلف درگیر شوند.
سپس
او جلسه خود را به پایان رساند، و پس از آن، برای نوشیدن قهوه استراحت کرد.
درخواست کردن
او درخواست کرد که کمیته پیشنهاد او را برای پروژه جدید در نظر بگیرد.
رسمی
استفاده از زبان رسمی در مصاحبه شغلی مهم است.
غیررسمی
زبان در پیامهای متنی معمولاً کاملاً غیررسمی است.
گفتن
او به خانوادهاش درباره پیشنهاد شغل هیجانانگیزش گفت.
توانستن (شکل گذشته فعل can)
دیروز، من میتوانستم ستارهها را به وضوح در آسمان شب ببینم.
[برای درخواست مودبانه]
من سپاسگزار خواهم بود اگر بتوانید گزارش را تا پایان روز برای من ارسال کنید.
پرسیدن
پزشک از بیمار درباره علائمش پرسید تا تشخیص دهد.
از دست دادن
آنها کنسرت را از دست دادند زیرا نتوانستند بلیطها را به موقع تهیه کنند.
تعمیر کردن
او میداند چگونه دوچرخهها را تعمیر کند، بنابراین او دوچرخه من را تعمیر کرد.
متصدی پذیرش
منشی مهربان در نمایشگاه خودرو به من خوش آمد گفت و به من قهوه تعارف کرد.
در عوض
ما مجبور شدیم سفرمان را به دلیل آب و هوا لغو کنیم، بنابراین به جای آن یک فیلم تماشا کردیم.
منظم کردن
او تصمیم گرفت کتابهایش را به ترتیب الفبایی مرتب کند تا مراجعه به آنها آسانتر شود.
خجالتآور
مرتکب شدن یک اشتباه اجتماعی در مهمانی میتواند به لحظات خجالتآور منجر شود.
تنها
او عصر را تنها به خواندن کتاب گذراند.
حادثه
او گلدان را انداخت، اما این فقط یک حادثه بود.
مشکل
ماشین در وسط ناکجاآباد خراب شد و برایشان مشکل زیادی ایجاد کرد.
دوربین امنیتی
فروشگاه چندین دوربین مداربسته برای کمک به جلوگیری از سرقت دارد.
مجلل
او در یک آپارتمان پنتهاوس مجلل با چشماندازهای خیرهکننده از خط افق شهر زندگی میکرد.
اسیر کردن
مامور پلیس مجرمان را دستگیر میکند و اطمینان حاصل میکند که با پیامدهای قانونی مواجه شوند.
استخر شنا
در طول موج گرمای تابستان، بسیاری از مردم محلی به استخر عمومی میروند تا خنک شوند و در آب طراوتبخش استراحت کنند.
سالن انتظار
لابی وسیع تئاتر قبل از نمایش پر از هیجان بود.
ماجراجویی
پیمودن رودخانههای خروشان در سفر قایقرانی سفیدآب، یک ماجراجویی پر از آدرنالین بود.
مترو
من ترجیح میدهم مترو سوار شوم تا اینکه در شهر رانندگی کنم.
تلفن هوشمند
گوشی هوشمند او برنامههای بیشماری داشت، از شبکههای اجتماعی تا ابزارهای بهرهوری.
هیجان
هیجان امیلی با گذشت هر روز بیشتر میشد در حالی که روزهای باقیمانده تا مراسم فارغالتحصیلی را میشمرد.
تیر چراغبرق
او سایه یک شکل را نزدیک چراغ برق دید.
لایه نرم درونی
او بالشتک را به صندلی اضافه کرد برای راحتی بیشتر.
تخریب
شهر تخریب ساختمانهای رها شده را تأیید کرد.
شرکت
او برای یک شرکت بزرگ نرمافزاری کار میکند.
تصور کردن
آیا میتوانید دنیایی بدون فناوری را تصور کنید؟
مالک
به عنوان مالک قانونی حق اختراع، او از استفاده از آن حق امتیاز دریافت میکند.
واکنش
پیروزی تیم یک واکنش شاد از طرف هوادارانشان برانگیخت.