سرکش
کارکنان سرکش اغلب انسجام تیم را مختل میکنند و پیشرفت را کند میکنند.
خودداری کردن
برای جلوگیری از اسپویلرها، او از خواندن نقدها تا بعد از تماشای فیلم خودداری میکند.
مصونازخطا
نظر متخصص خطاناپذیر به نظر میرسید، ما را از هر چالشی عبور میداد.
غیر قابل تغییر
او قرارداد اجاره را بسیار سختگیرانه و محدودکننده یافت.
مقاومتناپذیر
پیشنهاد تعطیلات رایگان به سادگی غیرقابل مقاومت بود، که بسیاری را به ثبت نام فوری ترغیب کرد.
بیخیال
رها کردن بچهها در خانه به تنهایی توسط همسایههای نگران غیرمسئولانه تلقی شد.
آبیاری کردن
باغبانها با سیستم آبیاری قطرهای، باغچهها را آبیاری میکنند تا آب ذخیره شود.
دم کردن
برای تهیه آبگوشت، آشپز استخوانهای مرغ را برای ساعتها در آب جوش خیساند.
مردد
در لحظات بحران، شخصیت معمولاً قاطع او بیتصمیم شد، که باعث ناامیدی در میان اعضای تیم او شد.