کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 10 - 10C

Here you will find the vocabulary from Unit 10 - 10C in the Insight Upper-Intermediate coursebook, such as "constituency", "ballot", "turnout", etc.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
اجرا کردن

انتخابات سراسری

Ex: Political parties are holding rallies and debates in the lead-up to the general election .

احزاب سیاسی در آستانه انتخابات عمومی به برگزاری تجمعات و مناظره‌ها می‌پردازند.

local [صفت]
اجرا کردن

محلی

Ex: The local community center offers various programs and activities for residents .

مرکز جامعه محلی برنامه‌ها و فعالیت‌های مختلفی را برای ساکنان ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

رأی‌دهندگان

Ex: He campaigned extensively throughout his constituency to win votes .

او به طور گسترده در سراسر حوزه انتخابیه خود برای کسب آرا مبارزه کرد.

اجرا کردن

حوزه رأی‌گیری

Ex: Volunteers at the polling station assisted voters in finding their assigned booths .

داوطلبان در ایستگاه رأی‌گیری به رأی‌دهندگان کمک کردند تا غرفه‌های اختصاص‌یافته خود را پیدا کنند.

right-wing [صفت]
اجرا کردن

راست‌گرا

Ex:

رای‌دهندگان دست راستی تمایل دارند امنیت ملی را در اولویت قرار دهند.

left-wing [صفت]
اجرا کردن

چپ‌گرا

Ex: The debate highlighted the stark differences between right-wing and left-wing approaches to economic reform .

بحث تفاوت‌های آشکار بین رویکردهای راست‌گرا و چپ‌گرا به اصلاحات اقتصادی را برجسته کرد.

ballot [اسم]
اجرا کردن

برگه رأی

Ex: Election officials prepared the ballots in advance .
vote [اسم]
اجرا کردن

رأی

Ex: The union members held a secret ballot vote to elect their new president .

اعضای اتحادیه رأی مخفی گرفتند تا رئیس جدید خود را انتخاب کنند.

candidate [اسم]
اجرا کردن

کاندیدا (در انتخابات)

Ex: After a rigorous interview process , she was selected as the top candidate for the job .

پس از یک فرآیند مصاحبه سختگیرانه، او به عنوان کاندیدای برتر برای این شغل انتخاب شد.

electorate [اسم]
اجرا کردن

واجدان حق رأی‌

Ex: The electorate 's response to the new policy was mixed .

پاسخ رأی‌دهندگان به سیاست جدید متناقض بود.

turnout [اسم]
اجرا کردن

تعداد شرکت‌کنندگان در رأی‌گیری

Ex: Record turnout was achieved during the presidential election , reflecting strong public interest .

مشارکت بی‌سابقه در انتخابات ریاست‌جمهوری به دست آمد که نشان‌دهنده علاقه شدید عمومی است.

manifesto [اسم]
اجرا کردن

بیانیه

Ex: During the campaign , the candidate 's manifesto was widely discussed in the media .

در طول کمپین، مانیفست نامزد به طور گسترده در رسانه‌ها مورد بحث قرار گرفت.