کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 10
در اینجا واژگان از Vocabulary Insight 10 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "انتخاب"، "وثیقه"، "شخصی سازی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to enlarge or lengthen something

بسط دادن, گسترش دادن
شورای شهر قصد دارد با افزودن فضای سبز بیشتر، پارک را گسترش دهد.
to customize something to suit an individual's needs, preferences, or characteristics

شخصیسازی کردن, باب میل خود درآوردن
برنامهریزان عروسی به طور نزدیک با زوجها کار میکنند تا هر جزئیات از روز خاص آنها را شخصیسازی کنند.
a belief or ideology that supports governance by the people, emphasizing equal participation in the political process

دموکراسی
دوره روشنگری تأثیر زیادی بر اندیشه دموکراتیک مدرن گذاشت و از حقوق فردی و آزادی سیاسی دفاع کرد.
a person who believes in or advocates for the principle of equality, especially in regards to social, political, and economic affairs

مساوات طلب, مساوات خواه
سخنرانی برابریخواه بسیاری را برای پیوستن به جنبش برابری نژادی الهام بخشید.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
آهنگهای او محبوب هستند چون رقصیدن به آنها آسان است.
to show which candidate one wants to win in an election or which plan one supports, by marking a piece of paper, raising one's hand, etc.

رأی دادن
او برای اولین بار پس از رسیدن به هجده سالگی رأی داد.
a series of organized activities that are intended to achieve a particular goal

کمپین, پویش
کمپین واکسیناسیون در رسیدن به جمعیتهای آسیبپذیر و جلوگیری از گسترش بیماری موفق بود.
to choose a person for a specific job, particularly a political one, by voting

انتخاب کردن (از طریق رأیگیری)
شهروندان کشور رهبران جدیدی را انتخاب میکنند که آینده را شکل خواهند داد.
a small group of people who differ in race, religion, etc. and are often mistreated by the society

اقلیت
او در حال تحقیق درباره تاریخ جوامع اقلیت در این منطقه است.
a ruler or leader who has absolute power and uses it in a cruel and oppressive way, without any regard for the rights or well-being of others

دیکتاتور, ستمگر، بیدادگر
ظالم قوانین سختگیرانهای را اعمال کرد که هرگونه شکل مخالفت یا مقاومت را خفه میکرد.
the obligation to perform a particular duty or task that is assigned to one

مسئولیت
والدین مسئولیت فراهم کردن محیطی امن و پرورشدهنده برای فرزندان خود را دارند.
the larger part or number of a given set or group

اکثریت
اکثریت ساکنان نگرانیهای خود را درباره پروژه ساختوساز پیشنهادی ابراز کردند.
to control and be in charge of a country

حکمرانی کردن, فرمانروایی کردن
هیئت نظامی پس از یک کودتا بر کشور حکومت کرد.
to bring someone or something under control through laws and rules

محدود کردن, منحصر کردن
شورای شهر به محدود کردن پارکینگ در برخی مناطق برای کاهش ترافیک رأی داد.
to follow commands, rules, or orders

اطاعت کردن, فرمانبرداری کردن
در کلاس درس، انتظار میرود دانشآموزان به دستورات معلم اطاعت کنند.
(of a person or system) enforcing strict obedience to authority at the expense of individual freedom

مستبد, سلطهجو، خودکامه
دولت استبدادی اغلب حقوق بشر و آزادیهای مدنی را به نام ثبات نادیده میگیرد.
possessing great strength or force

قدرتمند, قوی
تیم با انرژی قوی بازی کرد و به راحتی بازی را برد.
a form of government where power is concentrated in the hands of a single individual or a small group, often with absolute authority, without the consent of the people

حکومت استبدادی, نظام دیکتاتوری
بسیاری از کشورها در قرن بیستم علیه دیکتاتوری جنگیدند.
the right to act, say, or think as one desires without being stopped, controlled, or restricted

آزادی
معترضان خواستار آزادی بیشتر برای همه شهروندان شدند.
the state in which a person is owned by someone and used for forced labor

بردگی
لغو بردهداری نقطه عطفی مهم در مبارزه برای آزادی و برابری بود.
lack of power or ability to act effectively

ضعف
ضعف شرکت در بحران آشکار شد.
the condition of lacking enough money or income to afford basic needs like food, clothing, etc.

فقر, تهیدستی
این خیریه بر تأمین غذا و سرپناه برای کسانی که در فقر زندگی میکنند، تمرکز دارد.
a period or state where there is no war or violence

صلح
او امیدوار به آیندهای بود که در آن صلح در سراسر جهان حاکم باشد.
a state of armed fighting between two or more groups, nations, or states

جنگ
ملت تا زمان امضای یک توافقنامه صلح در حالت جنگ باقی ماند.
a loan guarantee that may be taken away if the loan is not repaid

وثیقه, تضمین
کارآفرین سبد سهام خود را به عنوان وثیقه تعهد کرد تا وام تجاری مورد نیاز برای گسترش شرکت خود را تضمین کند.
belonging to or shared by a group of people and not only individuals

اشتراکی, مشترک، همگانی
قبیله از سنتهای اجتماعی که نسل به نسل منتقل شده بود پیروی میکرد.
the presence of a variety of distinct characteristics within a group

تنوع, گوناگونی
صحنه آشپزی شهر به خاطر تنوع آن معروف است، که انواع غذاهای کشورهای مختلف را ارائه میدهد.
the act of guiding or directing a group of people towards a shared goal or objective

رهبری, هدایت
او در یک سمینار برای بهبود مهارتهای رهبری خود شرکت کرد.
a person who habitually takes advantage of others' generosity without offering anything in return

مفتخور, چترباز
علیرغم اینکه هیچ کمکی به هزینههای خانه نمیکرد، همیشه اولین نفری بود که برای شام صف میایست، و به خودش عنوان سربار خانواده را داد.
the force or energy that propels a process, idea, or endeavor, enabling it to continue moving, progressing, or gaining strength

تداوم
شتاب اقتصادی به ثبات بازار بستگی دارد.
the state of having the same opportunities, rights, status, etc. as others

برابری, مساوات
برابری در حقوق رأی دادن یک دستاورد مهم جنبش حقوق مدنی بود.
to be the one who makes important decisions and fully controls a relationship or family

رئیس بودن
regular and without any exceptional features

عادی, معمولی
پاسخ او آنقدر معمولی بود که در گفتگو برجسته نشد.
the action of spreading, allocating, or apportioning something among recipients

توزیع, پخش
سازمان خیریه توزیع عادلانهای از لوازم را تضمین کرد.
the action of making people obey a law or regulation

اجرا, انجام، اعمال
اجرای مؤثر قوانین حق تکثیر برای محافظت از حقوق مالکیت فکری حیاتی است.
a situation or a chance where doing or achieving something particular becomes possible or easier

فرصت
یادگیری یک زبان جدید فرصتهایی را برای سفر و تبادل فرهنگی باز میکند.
a document listing the options or candidates used in voting

برگه رأی
هر برگه رأی برای دقت قبل از توزیع بررسی شد.
someone who is competing in an election or for a job position

کاندیدا (در انتخابات), نامزد
کاندیدا قول داد که اگر انتخاب شود با تغییرات آب و هوایی مقابله کند.
a group of people in a specific area who elect a representative to a legislative position

رأیدهندگان
یک نظرسنجی برای سنجش نظر حوزه انتخابیه در مورد اصلاح مالیاتی جدید انجام شد.
the group of people who are eligible to vote in an election

واجدان حق رأی, رأیدهندگان
نامزدها اغلب پیامهای خود را برای پرداختن به نگرانیهای رأیدهندگان تنظیم میکنند.
a written public declaration of intentions, opinions, and objectives, often issued by a political party, a government, or a group of individuals with a shared interest or purpose

بیانیه
اتحادیه دانشجویی یک مانیفست منتشر کرد تا برای منابع آموزشی بهتر تبلیغ کند.
a specific place where voters go to cast their vote in an election

حوزه رأیگیری
در هر مرکز رأیگیری اقدامات امنیتی برای تضمین یک روند عادلانه انجام شد.
the percentage or number of eligible voters who actually cast their vote

تعداد شرکتکنندگان در رأیگیری
تلاشها برای افزایش مشارکت رأیدهندگان شامل تمدید ساعات رأیگیری و ارائه حمل و نقل بود.
to officially put an end to a law, activity, or system

باطل کردن, فسخ کردن، لغو کردن
شهر استفاده از کیسههای پلاستیکی را منسوخ کرده است.
to completely destroy something, particularly a problem or threat

ریشهکن کردن, از بین بردن
کمپین واکسیناسیون با موفقیت ریشهکن گسترش بیماری عفونی شد.
a set of ideas or a plan of action that has been chosen officially by a group of people, an organization, a political party, etc.

سیاستگذاری, خط مشی
منطقه مدرسه یک سیاست عدم تحمل صفر برای زورگویی اتخاذ کرد.
to formally promise to do something

متعهد شدن
در طول کمپین، نامزد متعهد شد که آموزش را برای همه شهروندان بهبود بخشد.
to use offensive or vulgar language in order to express strong emotions

فحش دادن
ناراحت از خبر، نتوانست جلوی فحش دادن زیر لبش را بگیرد.
a type of government where a ruler or a small group of people have complete power and control over the citizens, often making decisions without considering their rights or welfare

حکومت مستبد, حکومت خودکامه
در طول تاریخ، بشریت با نیروی مخرب استبداد دست و پنجه نرم کرده است، در حالی که افراد قدرتطلب به دناس تحت سلطه درآوردن و کنترل دیگران هستند.
| کتاب 'اینسایت' فوق متوسط | |||
|---|---|---|---|
| بینش واژگان 9 | واحد 10 - 10A | واحد 10 - 10C | واحد 10 - 10D |
| واحد 10 - 10E | بینش واژگان 10 | ||
