کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 10 - 10A

در اینجا واژگان واحد 10 - 10A در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اجتماعی"، "قومی"، "توزیع" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
communal [صفت]
اجرا کردن

اشتراکی

Ex: He enjoyed the communal atmosphere of the festival .

او از فضای اجتماعی جشنواره لذت برد.

freeloader [اسم]
اجرا کردن

مفت‌خور

Ex: We need to address the issue of the freeloader in our group who never chips in for group expenses .

ما باید مشکل سربار را در گروهمان حل کنیم که هرگز در هزینه‌های گروه مشارکت نمی‌کند.

اجرا کردن

بر اساس اصول دموکراسی

Ex: The election process ensures that decisions are made democratically through the voice of the people .

فرآیند انتخابات تضمین می‌کند که تصمیمات به صورت دموکراتیک از طریق صدای مردم گرفته می‌شود.

egalitarian [صفت]
اجرا کردن

مساوات‌طلب

Ex: Egalitarian movements throughout history have fought for justice and equality for marginalized groups .

جنبش‌های برابری‌خواه در طول تاریخ برای عدالت و برابری گروه‌های حاشیه‌نشین مبارزه کرده‌اند.

collateral [اسم]
اجرا کردن

وثیقه

Ex: Start-up companies sometimes struggle to obtain financing because they lack tangible assets to offer as collateral .

شرکت‌های استارت‌آپی گاهی برای دریافت تأمین مالی مشکل دارند زیرا دارایی‌های مشهودی برای ارائه به عنوان وثیقه ندارند.

momentum [اسم]
اجرا کردن

تداوم

Ex: Innovation drives the momentum of technological growth .

نوآوری شتاب رشد تکنولوژیکی را هدایت می‌کند.

اجرا کردن

اعمال قانون

Ex: The training program prepares recruits for law enforcement duties .

برنامه آموزشی، تازه‌واردان را برای وظایف اجرای قانون آماده می‌کند.

ethnic [صفت]
اجرا کردن

قومی

Ex: Ethnic clothing reflects the traditional dress styles and designs of different cultural groups .

پوشاک قومی سبک‌ها و طرح‌های سنتی لباس گروه‌های فرهنگی مختلف را منعکس می‌کند.

diversity [اسم]
اجرا کردن

تنوع

Ex: The conference highlighted the diversity of scientific thought , with speakers presenting on a wide range of topics .

کنفرانس تنوع تفکر علمی را برجسته کرد، با سخنرانانی که در مورد طیف گسترده‌ای از موضوعات ارائه دادند.

minority [اسم]
اجرا کردن

اقلیت

Ex: She advocates for the rights of minority groups .

او از حقوق گروه‌های اقلیت دفاع می‌کند.

right [اسم]
اجرا کردن

حق

Ex: Citizens are granted the right to a fair trial under the law .
civic [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: He received an award for his civic contributions .

او به خاطر مشارکت‌های شهروندی خود جایزه دریافت کرد.

engagement [اسم]
اجرا کردن

نامزدی

Ex: The couple celebrated their engagement with a dinner party .

این زوج نامزدی خود را با یک مهمانی شام جشن گرفتند.

اجرا کردن

توزیع

Ex: Proper distribution of tasks improves team efficiency .
common good [اسم]
اجرا کردن

منفعت عمومی

Ex: Education is a key factor in achieving the common good .

آموزش یک عامل کلیدی در دستیابی به خیر عمومی است.

اجرا کردن

قانون رأی اکثریت

Ex: The referendum was decided by majority rule .

همه‌پرسی با حکم اکثریت تصمیم گرفته شد.

social [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex:

مدرسه یک رویداد اجتماعی را برای تقویت دوستی و رفاقت در بین دانش‌آموزان سازماندهی کرد.

اجرا کردن

مسئولیت

Ex: As the event organizer , she has the responsibility of coordinating all logistics .

به عنوان سازماندهنده رویداد، او مسئولیت هماهنگی تمامی امور لجستیکی را بر عهده دارد.

اجرا کردن

فرصت برابر

Ex: The university offers scholarships to promote equal opportunity .

دانشگاه برای ترویج فرصت‌های برابر بورسیه ارائه می‌دهد.

extreme [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She held extreme views on politics , often engaging in heated debates with those who disagreed .

او نظرات افراطی در مورد سیاست داشت، اغلب با کسانی که مخالف بودند به بحث‌های داغ می‌پرداخت.

mainstream [اسم]
اجرا کردن

عرف

Ex: The band 's music , once considered underground , has now become part of the mainstream .

موسیقی گروه، که زمانی زیرزمینی محسوب می‌شد، اکنون بخشی از جریان اصلی شده است.

reactionary [صفت]
اجرا کردن

ارتجاعی

Ex: The reactionary leader rejected any form of progress or innovation .

رهبر واکنش‌گرا هرگونه پیشرفت یا نوآوری را رد کرد.

secular [صفت]
اجرا کردن

غیرمذهبی

Ex: Secular holidays celebrate events or traditions that are not rooted in religious practices .

تعطیلات سکولار رویدادها یا سنت‌هایی را جشن می‌گیرند که در اعمال مذهبی ریشه ندارند.

alternative [اسم]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: The company is exploring alternatives to traditional marketing strategies .

شرکت در حال بررسی جایگزین‌هایی برای استراتژی‌های بازاریابی سنتی است.

class-based [صفت]
اجرا کردن

(نظام) طبقاتی

Ex: Some argue that a class-based society hinders social mobility and creates inequality .

برخی استدلال می‌کنند که یک جامعه طبقه‌بندی شده مانع تحرک اجتماعی شده و نابرابری ایجاد می‌کند.

moderate [صفت]
اجرا کردن

میانه‌رو

Ex: She holds moderate views on economic policy , advocating for balanced approaches .

او دیدگاه‌های معتدل در مورد سیاست اقتصادی دارد و از رویکردهای متعادل دفاع می‌کند.

private [صفت]
اجرا کردن

خصوصی

Ex: The school has private classrooms for tutoring sessions .

مدرسه کلاس‌های خصوصی برای جلسات تدریس خصوصی دارد.

radical [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: The artist 's radical approach to painting broke all traditional rules .

رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.

spiritual [صفت]
اجرا کردن

معنوی

Ex: His spiritual beliefs guide his decisions and actions in life .