کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 9
در اینجا شما کلمات از Vocabulary Insight 9 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "زیر سن قانونی"، "به خوبی"، "زمزمه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
needing a lot of skill or effort to do

سخت, دشوار
نوشتن یک رمان میتواند سخت باشد، زیرا به خلاقیت، انضباط و پشتکار نیاز دارد.
having a high speed when doing something, especially moving

سریع, تند
قطار سریع در کمترین زمان ممکن به مقصد رسید.
without any detour or diversion

رک و بیپرده
او مستقیم از سر کار به مهمانی آمد.
not extending far upward

کوتاه, کمارتفاع
کودک نوپا برای رسیدن به قفسه کوتاه تقلا کرد.
having a value or level greater than usual or expected, often in terms of numbers or measurements

زیاد, بالا
او در امتحان نمره بالایی کسب کرد و به دستاوردش افتخار میکرد.
in a favorable or approving manner

بسیار, زیاد، بهشدت
فیلم در جشنواره توسط منتقدان به شدت مورد تحسین قرار گرفت.
feeling well or in good health

خوب, feeling OK or good
او قبلاً سردرد خفیفی داشت، اما حالا احساس خوبی میکند.
in a highly skilled or excellent manner

بهصورتی ماهرانه, به زیبایی
ویولونیست کنسرتو را به زیبایی نواخت و تشویق ایستاده را برانگیخت.
doing or happening after the time that is usual or expected

دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
in the recent period of time

اخیراً, جدیداً
اخیراً، من از خواندن رمانهای معمایی لذت میبرم.
having a large length from side to side

عریض, پهن
جاده عریض بود، که هم ماشینها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای میداد.
to a great extent or amount, especially when emphasizing significant variation or diversity

بهطور گسترده
نظرات در مورد این موضوع به طور گسترده متفاوت است.
not far from a place

نزدیک
پارک نزدیک خانه ماست، بنابراین اغلب برای پیادهروی عصر به آنجا میرویم.
to a degree that is close to being complete

تقریباً
او تقریباً تکالیفش را تمام کرده بود که برق قطع شد.
based on facts or the truth

صحیح
او دستورالعملهای درست را برای سرهم کردن مبلمان دنبال کرد.
in a correct or accurate way

بهدرستی
او به درستی فرض کرد که او به پیشنهاد علاقهای نخواهد داشت.
having no particular plans or tasks

آزاد, بیمشغله
او هنگام ترک کار احساس آزادی کرد، با این دانستن که شب را آزاد دارد تا با خانوادهاش بگذراند.
without being controlled or limited by others

آزادانه
کودکان آزادانه از میان چمنزار میدویدند، فریاد میزدند و میخندیدند.
a flexible, insulated wire that carries electricity for household devices

کابل, سیم برق
سیم کتری به سختی به پریز میرسید.
a very small device that we put on the opening outside of our ear canals to listen to music or sounds without others listening

هدفون کوچک
او هدفونهای بیسیم را برای راحتی در حین تمرینات خریداری کرد.
a person or group who is among the first to embrace and use a new product, technology, or innovation

استقبالکننده یک محصول یا فناوری جدید
اولین پذیرندگان اغلب محصولات را قبل از اینکه جریان اصلی شوند آزمایش میکنند.
a device worn on the head that combines a headphone and microphone for listening and speaking

هدفون, هدست
هدست کیفیت صدای عالی داشت.
a group of numbered buttons on a surface used for operating a TV, phone, computer, etc.

صفحهشماره, شمارهگیر
او با استفاده از صفحه کلید روی دستگاه همراه خود شماره تلفن را گرفت.
to become apparent after a period of development, transformation, or investigation

نمایان شدن
پس از ادغام، شرکت به عنوان یک نیروی مسلط در صنعت ظاهر شد.
the application of scientific knowledge for practical purposes, especially in industry

فناوری, تکنولوژی
پیشرفتهای تکنولوژی پزشکی مراقبت از بیمار را بهبود بخشیده است.
the part of the phone held to the ear through which one can listen and speak

گوشی تلفن
او صدا را روی دستگاه تلفن تنظیم کرد تا بهتر بشنود.
a newly established company or business venture, typically characterized by its innovative approach, early-stage development, and a focus on growth

شرکت نوپا
استارتاپ به سرعت سرمایهگذاران را جذب کرد.
a type of educational institution that provides training and education in practical skills and applied sciences

کالج فنیحرفهای
بسیاری از دانشآموزان در techs ثبتنام میکنند تا تجربه عملی کسب کنند.
to speak in a low, soft voice, often in a way that is difficult to hear or understand

زیر لب حرف زدن, زمزمه کردن
در حالی که امواج به ساحل میخوردند، زوج به یکدیگر زمزمههای شیرین میکردند.
to give all or most of one's time, effort, or resources to a particular activity, cause, or person

اختصاص دادن, وقف کردن
او میخواهد زندگیاش را به حفاظت از محیط زیست اختصاص دهد.
a mechanism or process that absorbs, removes, or stores energy, matter, or a substance from a system

جاذب
گرماخورها برای جلوگیری از گرم شدن بیش از حد قطعات الکترونیکی استفاده میشوند.
to start an organized activity or operation

آغاز به کار کردن, شروع کردن
او در گذشته چندین کسبوکار موفق را راهاندازی کرده است.
as a target of an attack or hostile criticism

مورد حمله
used for saying that someone has succeeded in, obtained, or experienced something

در چنته
used to describe a situation in which someone or something is being managed or regulated in an effective and appropriate way

تحت کنترل
feeling unwell or slightly ill

ناخوشاحوال, حال ندار
تماس گرفت و مرخصی گرفت چون ناخوشاحوال بود.
in a way that goes unnoticed or avoids attracting any attention

بیسروصدا, پنهانی
او بعد از حادثه بیسروصدا ماند.
stressful or anxious due to having too many tasks or responsibilities to handle within a limited time

تحت فشار (از نظر روانی)
under careful and critical observation, often with a high level of attention to details

زیر ذرهبین (استعاری)
not old enough to legally engage in certain activities such as drinking or getting a driver's license

زیر سن قانونی
او نتوانست در کنسرت شرکت کند زیرا کمسن بود و این رویداد به افراد بالای 18 سال محدود شده بود.
near in distance

نزدیک
دو ساختمان آنقدر نزدیک هستند که سقفهایشان تقریباً به هم میرسند.
without having a lot of space or time in between

بهطور نزدیک
جلسات به طور فشرده برنامهریزی شدهاند، با تنها یک استراحت کوتاه در بین آنها.
acting in a way that is fair, righteous, and morally correct

عادل, درستکار
تصمیم دادگاه عادلانه و متعادل بود.
in accordance with justice or moral rightness

عادلانه, منصفانه
کارفرمایان باید با کارکنان خود عادلانه و با احترام رفتار کنند.
| کتاب 'اینسایت' فوق متوسط | |||
|---|---|---|---|
| بینش واژگان 9 | واحد 10 - 10A | واحد 10 - 10C | واحد 10 - 10D |
| واحد 10 - 10E | بینش واژگان 10 | ||
