حذف کردن
او مجبور شد بخشهایی از پست وبلاگش را حذف کند تا مطمئن شود مخاطبانش را ناراحت نمیکند.
حذف کردن
او مجبور شد بخشهایی از پست وبلاگش را حذف کند تا مطمئن شود مخاطبانش را ناراحت نمیکند.
زیر چیزی خط کشیدن (برای حذف)
هنرمند تصمیم گرفت برخی جزئیات را از نقاشی حذف کند تا ظاهری مینیمالیستیتر ایجاد کند.
اخراج
اخراج او از تیم در نتیجه تاخیرهای مکرر بود.
پروپاگاندا
مدارس هدف تبلیغات قرار گرفتند تا اذهان جوان را با ایدئولوژی حزب شستشوی مغزی دهند.
تکثیر کردن
باغ پر از گیاهانی بود که هر سال به طور طبیعی تکثیر میشدند.
خوی
آنها تمایل به بحث در مورد جزئیات جزئی دارند که اغلب منجر به درگیری میشود.
مجاورت
نزدیکی به آب به آنها اجازه داد تا در ماههای تابستان از قایقسواری لذت ببرند.
متناسب
او سهم متناسبی از ارث را دریافت کرد، بر اساس مشارکتش در کسب و کار خانوادگی.
تنگه
کشتیها باید با دقت از تنگه بسفر عبور کنند، که دریای سیاه را به دریای مرمره متصل میکند.
خشکهمذهب
او از یک خانواده سختگیر میآمد که در آن ارزشهای سنتی به شدت تأکید میشد.
وحشتناک
خشونت هولناک آشکار شده در تحقیق، عموم را وحشتزده کرد.
دلجویی کردن
ارتباط مداوم به طور پیوسته نگرانی های مشتری را تسکین می داد.
ضمیمه کردن
شما باید امضای خود را به پایین قرارداد اضافه کنید تا موافقت خود را تأیید کنید.
برآورد کردن
معلم عملکرد دانشآموز را در طول ارائه ارزیابی کرد.
کارآموز
او به عنوان یک شاگرد شروع کرد و بعدها به یک استادکار نجار تبدیل شد.
متعلقات
ابزار باغبانی، دستکشها و سایر ملزومات پس از یک روز طولانی روی ایوان رها شدند.
قانع کردن
فعال بیوقفه کار کرد تا جامعه را برای مشارکت در تلاشهای حفاظت از محیط زیست متقاعد کند.
مجابشدنی
وقتی نوبت به امتحان کردن رستورانهای جدید میرسید، او قابل متقاعد کردن بود، همیشه آماده گوش دادن به پیشنهادها.