زندگی روزمره - تفریح و سرگرمی
اصطلاحات انگلیسی مربوط به اوقات فراغت و تفریح را مانند "صحبت کردن در جمع" و "خوش گذراندن" را یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
آزمون
to go out and drink alcohol, dance, or do whatever one pleases

حسابی خوشگذرانی کردن, تا میشود عیشونوش کردن
امشب تولد توست، پس برویم حسابی خوش بگذرانیم.
to celebrate the end of the year and prepare for a new year

سال کهنه را بدرقه کردن, پایان سال را جشن گرفتن
تمام شهر در میدان اصلی جمع شدند تا سال کهنه را بدرقه کنند.
to play the piano, typically in a skillful or enjoyable manner

پیانو نواختن, پیانو زدن
میتواند ساعتها پیانو بزند، بیآنکه یک آهنگ را دوباره تکرار کند.
(of music, shows, etc.) begin broadcasting, typically through radio or television

روی آنتن رفتن, پخش شدن
مصاحبهاش فردا صبح روی آنتن میرود.
said by children during Halloween to request candy or other treats from the homeowner

قاشقزنی هالووینی, شکلات بده وگرنه شیطنت میکنیم
شکلات اضافه خریدیم، چون پارسال دهها بچه برای قاشقزنی هالووینی آمدند.
to celebrate the birth of a baby, particularly by having an alcoholic drink

به سلامتی نوزاد نوشیدن, برای تولد بچه جشن گرفتن
قبل از برگشتن به خانه، در میخانهای توقف کردند تا به سلامتی نوزاد بنوشند.
to go out onto a dance floor and start dancing

رفتن وسط برای رقص, به پیست رقص رفتن
عروس و داماد اول از همه رفتند وسط برای رقص.
an event in which people, often women, can swap items of clothing or accessories with their friends or acquaintances

دورهمی تعویض لباس, مهمانی تبادل لباس
در دورهمی تعویض لباس، همه بدون خرج کردن پول با چیزی تازه برگشتند.
to have a really good time or enjoy oneself tremendously in a specific activity or event

حسابی خوش گذراندن, خیلی کیف کردن
to dance, particularly in a nice way

حسابی رقصیدن, حرکت رقص زدن
در عروسی با رقصیدنش همه را غافلگیر کرد.
to dance energetically or enthusiastically

پیست رقص را ترکاندن, حسابی وسط رقصیدن
تمام شب پیست رقص را ترکاند.
to enjoy oneself to a great extent

حسابی خوش گذراندن, کلی حال کردن
بچهها با بازی در برف حسابی خوش گذراندند.
an extremely enjoyable or thrilling time

اوقات لذتبخش, کلی خوشی و هیجان
بچهها در جشن تولد اوقات خیلی خوشی داشتند.
![to [paint] the town (red|) to [paint] the town (red|)](/assets/img/no-pic-260w.png)