زیاد نوشیدن
دوستان تصمیم گرفتند در حالی که ماراتون فیلم را تماشا میکنند، نوشابهها را بخورند.
زیاد نوشیدن
دوستان تصمیم گرفتند در حالی که ماراتون فیلم را تماشا میکنند، نوشابهها را بخورند.
برآشفتن
عادت او به ضربه زدن مکرر پا در طول جلسه او را آزار داد.
به تدریج کاهش یافتن
سود شرکت به دلیل افزایش رقابت در بازار همچنان کاهش یافت.
درهم پیچاندن
در جنگل انبوه، ریشههای درختان اغلب درهم میپیچند، که موانع طبیعی برای کوهنوردان و کاشفان ایجاد میکنند.
تند دویدن
کودک، هیجانزده از کاوش در باغ، دور خود چرخید، پروانهها را تعقیب کرد.
نوازش کردن
کودک نوپا در حالی که والدین در زمان بازی انگشتان پای او را نوازش میکرد، خندید.
قانع کردن
علیرغم مقاومت اولیه، بچهها به راحتی با وعده دسر فریب خوردند تا سبزیجاتشان را تمام کنند.
جنبوجوش کردن
در بازار شلوغ، فروشندگان عجله میکنند تا قبل از آمدن مشتریان غرفههای خود را برپا کنند.
جلوگیری کردن از
تفکر سریع او تلاش سارق برای فرار را خنثی کرد.
تکیه دادن
او اغلب به شریک زندگیاش میچسبد وقتی که با هم روی مبل مینشینند.
از (خشم، غم و...) ترکیدن
شهر پر شده بود از محافظان مسلح.
دورهگردی کردن
برخی از فروشندگان خیابانی میفروشند تنقلات و نوشیدنیها به مسافران در مناطق شلوغ.