رسانه و ارتباطات - Email

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ایمیل مانند "ampersat"، "صندوق ورودی" و "بلوک امضا" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
attachment [اسم]
اجرا کردن

فایل پیوست

Ex: She sent an attachment with the report to her boss .

او یک پیوست همراه با گزارش به رئیسش فرستاد.

carbon copy [اسم]
اجرا کردن

رونوشت

Ex:

در آداب ایمیل، مهم است که از کپی کربن به طور مناسب استفاده کنید تا طرف‌های مربوطه را مطلع نگه دارید.

draft [اسم]
اجرا کردن

پیش‌نویس

Ex: The draft was full of notes and corrections .

پیش‌نویس پر از یادداشت‌ها و اصلاحات بود.

hate mail [اسم]
اجرا کردن

نامه‌های نفرت‌آمیز

Ex: The politician was targeted with hate mail during the campaign .

سیاستمدار در طول کمپین با پست نفرت مورد هدف قرار گرفت.

inbox [اسم]
اجرا کردن

صندوق نامه (ایمیل)

Ex: He organized his inbox by creating folders for different projects .

او صندوق ورودی خود را با ایجاد پوشه‌هایی برای پروژه‌های مختلف سازماندهی کرد.

outbox [اسم]
اجرا کردن

پوشه ایمیل‌های ارسال‌نشده

spam [اسم]
اجرا کردن

هرزنامه

Ex: The company 's IT policy includes guidelines for reporting and handling spam .
BCC [اسم]
اجرا کردن

رونوشت مخفی

Ex: I accidentally forgot to use BCC when emailing a large group , and now everyone can see each other 's email addresses .

من به طور تصادفی فراموش کردم که از BCC هنگام ایمیل زدن به یک گروه بزرگ استفاده کنم، و اکنون همه می‌توانند آدرس‌های ایمیل یکدیگر را ببینند.

flag [اسم]
اجرا کردن

علامت

Ex:

سند فوری یک پرچم قرمز برای بررسی فوری داشت.

mailbag [اسم]
اجرا کردن

نامه‌های دریافتی

flame [اسم]
اجرا کردن

پیام توهین‌آمیز (فضای مجازی)

اجرا کردن

نوار موضوع (ایمیل)

Ex: He added " Urgent " to the subject line to get my attention .

او "فوری" را به خط موضوع اضافه کرد تا توجه من را جلب کند.

اجرا کردن

سربرگ ایمیل

Ex: I accidentally overlooked the email header and missed an important detail .

من به طور تصادفی هدر ایمیل را نادیده گرفتم و یک جزئیات مهم را از دست دادم.

اجرا کردن

بخش امضا

Ex: Before sending the email , make sure the signature block is correctly formatted .

قبل از ارسال ایمیل، مطمئن شوید که بلوک امضا به درستی قالب‌بندی شده است.

bounce [اسم]
اجرا کردن

an undelivered email that is returned to the sender due to delivery failure, often caused by a technical or address-related issue

Ex: The system flagged multiple bounces from invalid accounts .
اجرا کردن

آدرس ایمیل

Ex: He shared his new email address with friends after changing service providers .

او آدرس ایمیل جدیدش را پس از تغییر ارائه‌دهنده خدمات با دوستانش به اشتراک گذاشت.

اجرا کردن

خبرنامه ایمیلی

Ex: The company sends out a weekly email newsletter with special offers and product news .

شرکت یک خبرنامه ایمیلی هفتگی با پیشنهادات ویژه و اخبار محصولات ارسال می‌کند.

اجرا کردن

رشته ایمیل

Ex: The email thread is getting long , so I ’ll summarize the key points for everyone .

رشته ایمیل در حال طولانی شدن است، بنابراین نکات کلیدی را برای همه خلاصه می‌کنم.