صفات ویژگی‌های اجتماعی انسان - صفت‌های وضعیت آموزشی و حرفه‌ای

این صفات اطلاعاتی درباره سطح تخصص، دستاوردها یا مدارک فرد در زمینه کار یا دانشگاهی خود ارائه می‌دهند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های اجتماعی انسان
اجرا کردن

دانشجوی مشغول به تحصیل

Ex:

دانشجوی کارشناسی ساعت‌های طولانی را در کتابخانه گذراند، برای امتحانات آینده آماده می‌شد.

graduate [صفت]
اجرا کردن

دانشجوی تحصیلات تکمیلی

Ex:

بسیاری از دانشجویان فارغ‌التحصیل از طریق بورسیه‌ها یا دستیاری‌ها برای حمایت از تحصیلات خود بودجه دریافت می‌کنند.

junior [صفت]
اجرا کردن

تازه‌کار

Ex: As a junior officer , she followed the orders of her commanding officer in the military .

به عنوان یک افسر جونیور، او از دستورات فرمانده خود در ارتش پیروی کرد.

senior [صفت]
اجرا کردن

ارشد

Ex: The company hired a senior analyst to manage its financial reporting .

شرکت یک تحلیلگر ارشد را برای مدیریت گزارش‌های مالی خود استخدام کرد.

subordinate [صفت]
اجرا کردن

پست تر یا کم‌اهمیت تر

Ex: The subordinate members of the orchestra play a crucial role in complementing and enriching the melodies produced by the principal instruments .

اعضای تابعه ارکستر نقش حیاتی در تکمیل و غنی‌سازی ملودی‌های تولید شده توسط سازهای اصلی دارند.

unemployed [صفت]
اجرا کردن

بیکار

Ex: Many of the unemployed individuals were skilled workers who struggled to find employment in their field .

بسیاری از افراد بیکار کارگران ماهری بودند که برای یافتن شغل در زمینه خود تلاش می‌کردند.

educated [صفت]
اجرا کردن

تحصیل‌کرده

Ex: The educated population is better equipped to adapt to changes in the workplace and society .

جمعیت آموخته بهتر مجهز به انطباق با تغییرات در محل کار و جامعه است.

elite [صفت]
اجرا کردن

بهترین

Ex: In the academic world , the elite scholars were recognized for their outstanding contributions to knowledge and research .

در دنیای آکادمیک، محققان برجسته به خاطر مشارکت‌های برجسته‌شان در دانش و پژوهش شناخته شدند.

retired [صفت]
اجرا کردن

بازنشسته

Ex: The workshop was led by a retired astronaut .

کارگاه توسط یک فضانورد بازنشسته هدایت می‌شد.

ranking [صفت]
اجرا کردن

ارشد

Ex:

مدیر ارشد شرکت تصمیمات استراتژیکی گرفت که جهت آن را شکل داد.

blue-collar [صفت]
اجرا کردن

کارگری

Ex: Many blue-collar jobs require specialized skills and training acquired through apprenticeships or vocational programs .

بسیاری از مشاغل کارگری به مهارت‌های تخصصی و آموزش‌هایی نیاز دارند که از طریق دوره‌های کارآموزی یا برنامه‌های حرفه‌ای کسب می‌شوند.

اجرا کردن

کارمندی

Ex: The white-collar workforce is known for its emphasis on professionalism , communication skills , and problem-solving abilities .

نیروی کار یقه سفید به دلیل تأکید بر حرفه‌ای‌گری، مهارت‌های ارتباطی و توانایی‌های حل مسئله شناخته شده است.

superior [صفت]
اجرا کردن

مقام ارشد

Ex: The superior manager oversees multiple departments within the company .

مدیر ارشد بر چندین بخش در شرکت نظارت می‌کند.

commanding [صفت]
اجرا کردن

مسلط

Ex:

ژنرال فرمانده قبل از استقرار با سربازان صحبت کرد.

veteran [صفت]
اجرا کردن

کارکشته

Ex: With his veteran status in the industry , he was sought after for his expertise .

با وضعیت کهنه‌کار او در صنعت، برای تخصصش مورد تقاضا بود.