در حد متوسط
او ترجیح میدهد portions متوسط بخورد تا از پرخوری اجتناب کند.
این صفات طبیعت ملایم، نرم یا معتدل چیزی را توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "ملایم"، "نرم"، "ظریف" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
در حد متوسط
او ترجیح میدهد portions متوسط بخورد تا از پرخوری اجتناب کند.
نامحسوس
او به او تکان سر ظریفی داد، نشان میداد که پیام ناگفتهاش را فهمیده است.
اندک
او هنگام بیرون رفتن نسیم ملایمی را روی صورتش احساس کرد.
خفیف
واکنش ملایم او به انتقاد غیرمنتظره بود.
نامحسوس
او خاطره مبهمی از بازدید آن مکان در کودکی داشت.
نسبتا
او در نقاشی کاملاً بااستعداد است و آثارش در چند گالری محلی به نمایش درآمده است.
قابل مدیریت
انعطافپذیر نگه داشتن برنامه به قابل مدیریتتر شدن حجم کار کمک کرد.
اهمالکار
اقدامات امنیتی سست در فرودگاه نگرانیهایی درباره نقض احتمالی ایجاد کرد.
قابل دستیابی
مهلت پروژه قابل دستیابی است اگر منابع کافی اختصاص دهیم.
قابل تحمل
سفر به محل کار قابل تحمل بود، به لطف صندلیهای راحت در قطار.
قابل تحمل
علیرغم گرما، دمای داخل خانه با کمک پنکهها قابل تحمل بود.
محتاط
سلیقه مد او محدود بود، طرحهای ساده و شیک را ترجیح میداد.
چشمکزنان
چراغهای خیابانی سوسو زن فضایی عجیب در کوچهی متروکه ایجاد کردند.