صفات ارزش و اهمیت - صفتهای لوکس
این صفات، کیفیتها یا تجربیات مرتبط با ظرافت یا اسراف را توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "پرزرق و برق"، "پرخرج" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
elaborate or sophisticated in style, often designed to impress

مجلل, شیک
او در یک آپارتمان پنتهاوس مجلل با چشماندازهای خیرهکننده از خط افق شهر زندگی میکرد.
extremely comfortable, elegant, and often made with high-quality materials or features

مجلل, لوکس، پرتجمل
قایق تفریحی مجلل از روی آبهای زلال عبور کرد و تجربهای درجه یک ارائه داد.
having or showing great expense, richness, or luxury

مجلل
مهمانی شامل یک پر زرق و برق گسترده از خوراکیهای گورمه و شرابهای عالی بود.
fashionably fancy, often associated with wealth and high social standing

شیک
هتل سوئیتهای مجلل با چشماندازهای خیرهکننده از اقیانوس و خدمات شخصیسازی شده ارائه میداد.
having an elegant or fashionable appearance, often with a touch of sophistication

شیک, ظریف
آپارتمان شیک در مرکز شهر با مبلمان مدرن و دکوراسیون زیبا به خود میبالید.
luxurious and expensive, often suggesting comfort and high quality

مجلل
داخل ماشین لوکس دارای صندلیهای چرمی پرزدار و یک سیستم سرگرمی پیشرفته بود.
old and often considered valuable due to its age, craftsmanship, or historical significance

عتیقه, باستانی
خانه او با چراغها و آینههای عتیقه تزئین شده است که حال و هوای تاریخی را اضافه میکند.
impressive in a manner suited to royalty or those in the highest positions of authority

شاهانه, سلطنتی
تعطیلات در ملک روستایی آنها همیشه با وعدههای غذایی مجلل و خدمتکاران سلطنتی به نظر میرسید.
having a rich and luxurious quality

مجلل
عروس یک لباس عروسی مجلل پوشیده بود که با توری پیچیده و تزئینات درخشان آراسته شده بود.
associated with luxury and elegance

مجلل, شیک
هتل بوتیک مجلل دارای عناصر طراحی شیک و امکانات لوکس بود.
elaborately decorated or adorned with intricate details

پرآبوتاب, بیشازحد آراسته
دربهای منقوش به سمت کاخ راهنمایی میکردند، که کارهای آهنی پیچیده را به نمایش میگذاشت.
having an appealing appearance that is stylish

شیک
او در لباس سیاه و کفش های هماهنگش بیزحمت شیک به نظر میرسید.
luxurious and stylish, often associated with wealth or a high social status

مجلل
او همیشه به دنبال مکانهای مجلل برای شام بود، ترجیح میداد انحصاری بودن را به سادگی.
showy and luxurious in appearance

مجلل
او یک مهمانی شام مجلل برگزار کرد، با غذاهای گورمه و شرابهای عالی.
| صفات ارزش و اهمیت | |||
|---|---|---|---|
| صفات ارزش | صفتهای لوکس | صفتهای اهمیت | صفات ناچیزی |
| صفتهای ضرورت | صفتهای شدت کم | صفتهای شدت بالا | صفات سودمندی |
