صفات ارزش و اهمیت - صفات ناچیزی
این صفات عدم اهمیت یا ارتباط چیزی را توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "ناچیز"، "بیاهمیت"، "جزئی" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having less importance or value when compared to something else

کماهمیت تر, جانبی
جزئیات پروژه در مقایسه با هدف کلی بهبود کارایی ثانویه بودند.
having limited significance or importance

کوچک و ناچیز, جزئی
اهمیت حاشیهای مقاله توسط محققان مورد بحث قرار گرفت.
not desired or welcomed

ناخواسته, نامطلوب
هدیه، هرچند با نیت خوب، ناخواسته و غیرضروری به نظر میرسید.
having little significance

کماهمیت, جزئی
بیایید وقت را بر روی نارضایتیهای بیاهمیت تلف نکنیم و به تصویر بزرگتر تمرکز کنیم.
having little or no importance

ناچیز, کماهمیت
نگرانیهای بیاهمیت او درباره رنگ دیوارها توسط مسائل فوریتر تحتالشعاع قرار گرفت.
lacking any purpose or goal

بیهوده, بیفایده
او متوجه شد که کار بیهدف بود و تصمیم گرفت روی چیزی مهمتر تمرکز کند.
having little importance, effect, or seriousness

نسبتاً ناچیز
او از انتقاد جزئی چشم پوشی کرد و بر مسائل مهمتر تمرکز کرد.
additional but less important, often connected to a main element

جانبی, ضمیمه، همراه
تصمیم او برای ترک شرکت اثرات جانبی بر سایر بخشها داشت.
unable to result in success or anything useful

بیهوده, بیثمر
او متوجه شد که بحث بیشتر بیفایده خواهد بود، بنابراین به آرامی شرایط را پذیرفت.
not relevant or significant to the current situation, discussion, etc.

بیارتباط, بیربط
کمیته نتیجه گرفت که اختلاف در گزارش بودجه بیاهمیت بود و نیاز به بررسی بیشتر نداشت.
having a lower status or rank

فروتن, پست
علیرغم شغل پست خود، او با همه با احترام و مهربانی رفتار میکرد.
happening as a side effect or by chance rather than being the main purpose or focus

غیر عمدی
این مطالعه برخی یافتههای تصادفی را که به هدف اصلی آن مربوط نبودند، آشکار کرد.
having no value or significance

بیاهمیت
جزئیات بیاهمیت داستان از پیام اصلی آن نکاست.
not having much importance or influence

ناچیز, کماهمیت
نقش او در پروژه در مقایسه با دیگران ناچیز بود.
having a lack of depth or concern for serious matters

سبکرفتار, احمق
علیرغم اینکه در نگاه اول بیخود به نظر میرسد، او در واقع بسیار متفکر و بینا است.
so small or insignificant that can be completely disregarded

بیاهمیت, کماهمیت
تفاوت در امتیازهای آنها ناچیز بود، با تنها کسری از امتیاز که آنها را از هم جدا میکرد.
having little value or importance

کماهمیت, بنجل، بهدردنخور
تلاشهای دولت برای حل مشکل در مقایسه با ابعاد مشکل ناچیز به نظر میرسید.
lacking significance or importance

بیاهمیت, ناچیز
بحث به نظر بیاهمیت میرسید، زیرا هیچ ارتباطی با مسئله بزرگتر در دست نداشت.
having no importance or connection with something

بیربط, نامربوط
بردن اشتباهات گذشته بیربط به گفتگوی فعلی است.
| صفات ارزش و اهمیت | |||
|---|---|---|---|
| صفات ارزش | صفتهای لوکس | صفتهای اهمیت | صفات ناچیزی |
| صفتهای ضرورت | صفتهای شدت کم | صفتهای شدت بالا | صفات سودمندی |
