صفات ارزش و اهمیت - صفتهای ضرورت
این صفات طبیعت ضروری یا غیرقابل جایگزین چیزی را توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "اساسی"، "حیاتی"، "سرنوشتساز" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
required for a particular purpose or situation

لازم, شرط لازم
تکمیل مدارک لازم قبل از شروع پروژه اجباری است.
essential and impossible to do without

ضروری
تجهیزات ایمنی مناسب ضروری است هنگام کار با مواد خطرناک.
unable to be changed or avoided

حتمی, گریزناپذیر
تغییر بخش ضروری زندگی است.
very necessary for a particular purpose or situation

لازم, ضروری
کرم ضد آفتاب برای محافظت از پوست شما در برابر پرتوهای مضر فرابنفش ضروری است.
extremely important or essential

حیاتی, مهم
زمانبندی برای موفقیت برنامه حیاتی بود.
considered a necessary and important part of something

اساسی, بنیادی
مهارتهای مدیریت زمان برای موفقیت تحصیلی ضروری هستند.
related to the core and most important or basic parts of something

اساسی, بنیادی, اصلی
روش علمی برای انجام آزمایشها و تحقیقات اساسی است.
absolutely necessary and of great importance

حیاتی, لازم، ضروری
ارتباط خوب برای کار تیمی موثر حیاتی است.
having great importance and requiring immediate attention or action

ضروری, لازم، حیاتی، واجب، الزامآور
آمادهسازی کافی قبل از انجام یک کار چالشبرانگیز ضروری است.
useful to each other or enhancing each other's qualities when brought together

مکمل, تکمیلکننده
دو هنرمند سبکهای مکمل دارند که در کار مشترکشان به طور کامل با هم ترکیب میشوند.
signifying a matter of deep concern

جدی و مهم
گزارش تحقیقی، تخلفات جدی از استانداردهای اخلاقی درون شرکت را آشکار کرد.
extremely serious or urgent

بسیار جدی و ضروری
شرکت با مشکلات مالی جدی روبرو است و ممکن است به زودی ورشکست شود.
having significant consequences or outcomes

سرنوشت ساز, تقدیری
در آن روز سرنوشتساز، دو رهبر برای مذاکره در مورد صلح ملاقات کردند، که آینده ملتهایشان را تغییر داد.
requiring immediate attention due to something's urgency or importance

فوری
مدیرعامل نگرانیهای فوری کارکنان را در جلسه مورد بررسی قرار داد.
needing immediate action or attention

ضروری, فوری
ما باید موضوع فوری تغییرات آب و هوایی را قبل از اینکه خیلی دیر شود، مورد بررسی قرار دهیم.
very important and necessary

مهمترین
مسئله مرکزی در بحث تغییرات آب و هوایی بود.
necessary to be fulfilled or obtained

مورد نیاز, ضروری
این دوره سه خوانش الزامی دارد که باید قبل از امتحان تکمیل شوند.
forced to be done by law or authority

اجباری
پوشیدن یونیفرم در مدرسه خصوصی اجباری است.
necessary as a result of a rule or law

اجباری, الزامی
برای همه شهروندان الزامی است که مالیاتهای خود را تا مهلت مشخص شده پرداخت کنند.
ordered or required by a rule or law

اجباری, الزامی
برای تمام کارمندان الزامی است که قبل از شروع کار، آموزش ایمنی را بگذرانند.
forming the basis or essential framework of something

اساسی, پایهای
ارزشهای اساسی سازمان فرآیند تصمیمگیری آن را هدایت میکنند.
| صفات ارزش و اهمیت | |||
|---|---|---|---|
| صفات ارزش | صفتهای لوکس | صفتهای اهمیت | صفات ناچیزی |
| صفتهای ضرورت | صفتهای شدت کم | صفتهای شدت بالا | صفات سودمندی |
