صفات ارزش و اهمیت - صفت‌های ارزش

این صفات ارزش یا هزینه چیزی را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "باارزش"، "گران‌بها"، "بی‌قیمت" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارزش و اهمیت
free [صفت]
اجرا کردن

رایگان

Ex: Free Wi-Fi is available in this café.

وای‌فای رایگان در این کافه موجود است.

worthless [صفت]
اجرا کردن

بی‌ارزش

Ex: The rusty bicycle found in the dumpster was considered worthless junk .

دوچرخه زنگ زده ای که در سطل زباله پیدا شد، زباله بی ارزش در نظر گرفته شد.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

inexpensive [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant offers inexpensive meals that are still delicious .

رستوران وعده‌های غذایی مقرون‌به‌صرفه ارائه می‌دهد که هنوز خوشمزه هستند.

affordable [صفت]
اجرا کردن

مقرون‌به‌صرفه

Ex: The university offers affordable tuition rates for students from diverse socioeconomic backgrounds .

دانشگاه نرخ‌های شهریه مقرون‌به‌صرفه را برای دانشجویان از زمینه‌های اجتماعی-اقتصادی مختلف ارائه می‌دهد.

low-cost [صفت]
اجرا کردن

کم‌هزینه

Ex: The airline offers low-cost flights to popular destinations .

شرکت هواپیمایی پروازهای low-cost به مقاصد محبوب ارائه می‌دهد.

worth [صفت]
اجرا کردن

به ارزش

Ex: The necklace is worth $ 500 .

گردنبند ارزش 500 دلار دارد.

collectible [صفت]
اجرا کردن

قابل وصول

Ex: The invoice became collectible once the terms were met .

صورتحساب پس از برآورده شدن شرایط قابل وصول شد.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

valuable [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: The historic mansion is a valuable property , featuring exquisite architectural details .

عمارت تاریخی یک ملک باارزش است که دارای جزئیات معماری ظریف می‌باشد.

precious [صفت]
اجرا کردن

گرانبها

Ex:

مجسمه فلزی گرانبها یک شاهکار از صنایع دستی هنری است.

pricey [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: They considered buying a new car , but all the options they liked were too pricey .

آن‌ها خرید ماشین جدید را در نظر گرفتند، اما همه گزینه‌هایی که دوست داشتند خیلی گران بودند.

costly [صفت]
اجرا کردن

پرهزینه

Ex: The repair for the car 's transmission was going to be costly , so they decided to trade it in instead .

تعمیر گیربکس ماشین گران تمام می‌شد، بنابراین تصمیم گرفتند آن را معاوضه کنند.

priceless [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Witnessing a beautiful sunset over the ocean is a priceless experience .

تماشای غروب زیبای خورشید بر فراز اقیانوس تجربه‌ای بی‌قیمت است.

upscale [صفت]
اجرا کردن

با‌کیفیت

Ex: The upscale restaurant offered a menu featuring gourmet dishes prepared with the finest ingredients .

رستوران لوکس منویی ارائه می‌داد که شامل غذاهای گورمه تهیه شده با بهترین مواد اولیه بود.

underrated [اسم]
اجرا کردن

کمتر شناخته شده

Ex: The underrated restaurant serves delicious food but doesn't receive enough attention.

رستوران کم‌تقدیرشده غذای خوشمزه‌ای سرو می‌کند اما توجه کافی را دریافت نمی‌کند.

exorbitant [صفت]
اجرا کردن

گزاف

Ex: The company faced backlash for its exorbitant pricing of essential medications , putting them out of reach for those in need .

شرکت به دلیل قیمت‌های سرسام‌آور داروهای ضروری با واکنش منفی مواجه شد و آن‌ها را از دسترس نیازمندان خارج کرد.

overrated [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد ارزش گذاری شده

Ex: Many people believe that the popular movie is overrated, as they found it to be predictable and lacking substance.

بسیاری از مردم معتقدند که فیلم محبوب بیش از حد ارزشیابی شده است، زیرا آن را قابل پیش‌بینی و فاقد محتوا یافتند.

اجرا کردن

چند میلیاردی

Ex:

ادغام چند میلیاردی چهره صنعت مخابرات را دگرگون کرد.

prized [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Her prized accomplishment was winning the prestigious award for her research .

دستاورد ارزشمند او برنده شدن جایزه معتبر برای تحقیقاتش بود.

mid-range [صفت]
اجرا کردن

میانه رده

Ex: The hotel offers mid-range accommodations suitable for budget-conscious travelers .

هتل اقامتگاه‌های متوسط مناسب برای مسافران با بودجه محدود ارائه می‌دهد.

economical [صفت]
اجرا کردن

مقرون‌به‌صرفه

Ex: The company implemented economical measures to reduce expenses without sacrificing quality .

شرکت اقدامات اقتصادی را برای کاهش هزینه‌ها بدون قربانی کردن کیفیت اجرا کرد.