واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - Shopping

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خرید را که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
price [اسم]
اجرا کردن

قیمت

Ex: The price for the concert ticket seemed reasonable .

قیمت بلیت کنسرت معقول به نظر می‌رسید.

barcode [اسم]
اجرا کردن

بارکد

Ex: The barcode system helps retailers track inventory and manage stock levels more efficiently .

سیستم بارکد به خرده‌فروشان کمک می‌کند تا موجودی را ردیابی کرده و سطح سهام را به طور مؤثرتری مدیریت کنند.

discount [اسم]
اجرا کردن

تخفیف

Ex: The store gave a discount of $ 10 on purchases over $ 50 .

فروشگاه تخفیف 10 دلاری برای خریدهای بیش از 50 دلار ارائه داد.

outlet [اسم]
اجرا کردن

فروشگاه (فروش مستقیم)

Ex: The outlet store sells last season 's merchandise at a steep discount to make room for new inventory .

فروشگاه اوتلت کالاهای فصل گذشته را با تخفیف زیاد می‌فروشد تا جا برای موجودی جدید باز شود.

boutique [اسم]
اجرا کردن

بوتیک

Ex: The boutique hotel offers personalized service and stylish accommodations .

هتل بوتیک خدمات شخصی‌سازی شده و اقامتگاه‌های شیک ارائه می‌دهد.

kiosk [اسم]
اجرا کردن

کیوسک

Ex: He rented a space at the local fair to set up a kiosk selling handmade jewelry .

او یک فضای در نمایشگاه محلی اجاره کرد تا یک کیوسک برای فروش جواهرات دست‌ساز راه‌اندازی کند.

vendor [اسم]
اجرا کردن

دست‌فروش

Ex: We bought flowers from a vendor near the train station .

ما گل‌ها را از یک فروشنده نزدیک ایستگاه قطار خریدیم.

trolley [اسم]
اجرا کردن

چرخ (حمل بار)

Ex: After loading the trolley with supplies , he wheeled it back to the storage room for the event preparation .

پس از بارگیری واگن با لوازم، آن را به اتاق ذخیره‌سازی برای آماده‌سازی رویداد بازگرداند.

refund [اسم]
اجرا کردن

بازپرداخت

Ex: The store ’s policy guarantees a refund within 30 days of purchase .

سیاست فروشگاه تضمین عودت وجه را تا 30 روز پس از خرید می‌دهد.

checkout [اسم]
اجرا کردن

صندوق (مغازه، فروشگاه و غیره)

Ex: Self-service checkouts have become increasingly popular , allowing customers to scan and pay for their items independently .

صندوق‌های پرداخت خودخدمت به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند، به مشتریان اجازه می‌دهند تا اقلام خود را به طور مستقل اسکن و پرداخت کنند.

coupon [اسم]
اجرا کردن

کالابرگ

Ex: The coupon was valid for one month only .

کوپن فقط برای یک ماه معتبر بود.

voucher [اسم]
اجرا کردن

کوپن

Ex: The company offered discount vouchers to loyal customers as part of a promotional campaign .

شرکت به عنوان بخشی از یک کمپین تبلیغاتی، کوپن‌های تخفیف به مشتریان وفادار ارائه داد.

auction [اسم]
اجرا کردن

حراج

Ex: He placed the highest bid at the car auction .

او بالاترین پیشنهاد را در مزایده ماشین گذاشت.

shopaholic [اسم]
اجرا کردن

معتاد‌به‌خرید

Ex:

دوستانش نگران رفتار خرید افراطی او و تأثیر آن بر امور مالی‌اش هستند.

brochure [اسم]
اجرا کردن

کتابچه راهنما

Ex: After browsing the brochure , he decided to sign up for the cooking class advertised inside .
اجرا کردن

بازار سیاه

Ex: The documentary explored the impact of the black market on local economies , highlighting how it undermines legitimate businesses and fuels crime .

مستند تأثیر بازار سیاه بر اقتصادهای محلی را بررسی کرد، و نشان داد که چگونه این بازار کسب‌وکارهای قانونی را تضعیف و جرم و جنایت را تشدید می‌کند.

pre-order [اسم]
اجرا کردن

پیش‌خرید

Ex: She placed a pre-order for the upcoming novel by her favorite author to ensure she would receive a signed copy .

او یک پیش‌خرید برای رمان آینده نویسنده مورد علاقه‌اش ثبت کرد تا مطمئن شود یک نسخه امضا شده دریافت می‌کند.

to resell [فعل]
اجرا کردن

مجدد فروختن

Ex: The company is currently reselling excess inventory to manage warehouse space .

شرکت در حال حاضر موجودی اضافی را دوباره می‌فروشد تا فضای انبار را مدیریت کند.

to ship [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن

Ex:

تولید کننده مواد اولیه را به تاسیسات تولیدی در سراسر کشور برای مونتاژ ارسال می‌کند.

to wrap [فعل]
اجرا کردن

بسته‌بندی کردن

Ex: To surprise her , he wrapped the new book in elegant wrapping paper and hid it on the bookshelf .

برای غافلگیر کردن او، کتاب جدید را در کاغذ کادوی شیک پیچید و آن را در قفسه کتاب پنهان کرد.

to import [فعل]
اجرا کردن

وارد کردن

Ex: The technology sector relies on importing electronic components for device production .

بخش فناوری به واردات قطعات الکترونیکی برای تولید دستگاه‌ها متکی است.

to export [فعل]
اجرا کردن

صادر کردن

Ex: Technology companies frequently export electronic devices to various countries .

شرکت‌های فناوری اغلب دستگاه‌های الکترونیکی را به کشورهای مختلف صادر می‌کنند.

to bargain [فعل]
اجرا کردن

چانه زدن

Ex: In a business deal , both parties bargained to find a compromise on payment terms that suited their needs .

در یک معامله تجاری، هر دو طرف چانه زدند تا به یک سازش در مورد شرایط پرداخت که متناسب با نیازهایشان بود، برسند.

اجرا کردن

تولید کردن

Ex: The brewery manufactures a variety of beers , ranging from lagers to ales .

کارخانه آبجوسازی انواع آبجوها را از لاگر تا ایل تولید می‌کند.

to afford [فعل]
اجرا کردن

بضاعت داشتن

Ex: The goal is to afford essential needs and still have room for savings and leisure activities .

هدف این است که توانایی پرداخت نیازهای اساسی را داشته باشیم و هنوز هم جایی برای پس‌انداز و فعالیت‌های تفریحی داشته باشیم.

to bid [فعل]
اجرا کردن

قیمت پیشنهاد دادن (در مزایده)

Ex: The buyer bid for several vintage cars , but only won one of the auctions .

خریدار برای چندین ماشین قدیمی پیشنهاد قیمت داد، اما فقط یکی از مزایده‌ها را برد.

اجرا کردن

قیمت‌ها را مقایسه کردن

Ex:

قبل از رزرو تعطیلاتشان، زوج چند روزی را صرف مقایسه قیمت‌ها بین بسته‌های مسافرتی و اقامتگاه‌های مختلف کردند.

to barter [فعل]
اجرا کردن

معامله کالابه‌کالا کردن

Ex: The farmers decided to barter their surplus vegetables for tools from the blacksmith .

کشاورزان تصمیم گرفتند سبزیجات مازاد خود را با ابزار آهنگری معاوضه کنند.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی