افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی - افعال برای روابط بین فردی

در اینجا شما برخی افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به روابط بین فردی اشاره دارند مانند "دوست شدن"، "پیشنهاد ازدواج دادن"، و "به فرزندی پذیرفتن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی
to know [فعل]
اجرا کردن

آشنا بودن

Ex: She knows the city like the back of her hand , having lived there for years .

او شهر را مثل کف دستش می‌شناسد، سال‌ها آنجا زندگی کرده است.

اجرا کردن

رابطه خوبی باهم داشتن

Ex:

من با همکارانم در شغل قبلی‌ام خوب کنار می‌آمدم.

to befriend [فعل]
اجرا کردن

دوست شدن با

Ex: The rescue dog quickly befriended its new owner , creating a strong bond .

سگ نجات به سرعت با صاحب جدیدش دوست شد، پیوندی قوی ایجاد کرد.

اجرا کردن

رفاقت کردن

Ex: During the company retreat , employees were encouraged to fraternize to strengthen team bonds .

در طول عقب‌نشینی شرکت، کارمندان تشویق شدند تا برای تقویت پیوندهای تیمی با هم دوست شوند.

اجرا کردن

آشتی کردن

Ex: It takes time to reconcile with family members after a heated disagreement .

برای آشتی با اعضای خانواده پس از یک اختلاف داغ زمان لازم است.

to date [فعل]
اجرا کردن

دوست شدن (عاشقانه)

Ex: He is dating someone who lives in another city .

او با کسی که در شهری دیگر زندگی می‌کند دورهمی دارد.

to go out [فعل]
اجرا کردن

رابطه رمانتیک داشتن

Ex: They started going out in college and have been a couple ever since .
to ghost [فعل]
اجرا کردن

نادیده گرفتن

Ex: I wo n't ghost you ; I 'll be honest .

من تو را گوست نمی‌کنم؛ صادق خواهم بود.

to flirt [فعل]
اجرا کردن

لاس زدن

Ex: Online dating platforms sometimes involve users who flirt without seeking a serious commitment .

پلتفرم‌های دوستیابی آنلاین گاهی شامل کاربرانی می‌شوند که فلرت می‌کنند بدون اینکه به دنبال تعهد جدی باشند.

to seduce [فعل]
اجرا کردن

اغوا کردن (از نظر جنسی)

Ex: It 's crucial to respect boundaries and not attempt to seduce someone without their consent .

احترام گذاشتن به مرزها و عدم تلاش برای فریفتن کسی بدون رضایت او بسیار حیاتی است.

to court [فعل]
اجرا کردن

خواستگاری کردن

Ex: The young couple enjoyed the process of courting before officially entering into a relationship .

زوج جوان از فرآیند خواستگاری لذت بردند قبل از اینکه رسماً وارد یک رابطه شوند.

to love [فعل]
اجرا کردن

عاشق بودن

Ex: She loved him from the moment they met .

او از لحظه‌ای که همدیگر را ملاقات کردند، او را دوست داشت.

to propose [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد ازدواج کردن

Ex: After months of planning , he finally found the courage to propose during a special dinner .
to betroth [فعل]
اجرا کردن

نامزد کردن

Ex: The medieval princess was betrothed to a prince from a neighboring kingdom for political alliances .

شاهدخت قرون وسطی به یک شاهزاده از پادشاهی همسایه برای اتحادهای سیاسی نامزد شد.

to marry [فعل]
اجرا کردن

ازدواج کردن

Ex: They married in a small , intimate ceremony with only family and close friends .

آنها در یک مراسم کوچک و صمیمی فقط با خانواده و دوستان نزدیک ازدواج کردند.

to wed [فعل]
اجرا کردن

ازدواج کردن

Ex:

آنها در بهار گذشته در یک کلیسای کوچک دوست‌داشتنی ازدواج کردند.

to cheat [فعل]
اجرا کردن

خیانت کردن

Ex: The couple decided to part ways after it was revealed that one of them had cheated .

این زوج پس از آشکار شدن اینکه یکی از آنها به دیگری خیانت کرده است، تصمیم به جدایی گرفتند.

to divorce [فعل]
اجرا کردن

طلاق گرفتن

Ex: Last year , they successfully divorced and started anew .

سال گذشته، آنها با موفقیت طلاق گرفتند و دوباره شروع کردند.

to separate [فعل]
اجرا کردن

جدا شدن

Ex: The couple mutually agreed to separate , realizing they had grown apart over time .

زوجین به طور متقابل توافق کردند که جدا شوند، با این درک که با گذشت زمان از هم دور شده‌اند.

to split up [فعل]
اجرا کردن

جدا شدن (رابطه عاشقانه)

Ex:

این یک تصمیم دشوار بود، اما در نهایت آنها موافقت کردند که از هم جدا شوند و راه‌های جداگانه‌ای را در پیش بگیرند.

to parent [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن

Ex:

پدران و مادران تنها اغلب در تربیت فرزندان خود قدرت و انعطاف‌پذیری استثنایی نشان می‌دهند.

to nurture [فعل]
اجرا کردن

کودکی را پرورش دادن

Ex: Foster parents dedicate themselves to nurturing children who need a loving and stable home .

والدین پرورشی خود را به پرورش کودکانی اختصاص می‌دهند که به خانه‌ای پر از عشق و پایدار نیاز دارند.

to adopt [فعل]
اجرا کردن

به سرپرستی گرفتن

Ex: Single individuals can also adopt and provide a stable and loving home for a child in need .

افراد مجرد نیز می‌توانند فرزندخوانده بگیرند و خانه‌ای پایدار و پر از محبت برای کودکی نیازمند فراهم کنند.

to foster [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن

Ex:

برخی افراد انتخاب می‌کنند که از کودکان مراقبت کنند در حالی که والدین بیولوژیکی آنها برای پیوند مجدد تلاش می‌کنند.

to disown [فعل]
اجرا کردن

انکار کردن

Ex: She disowned the nickname her friends gave her , preferring her real name .

او انکار کرد لقبی که دوستانش به او داده بودند را، ترجیح دادن نام واقعی خود را.