آشنا بودن
او شهر را مثل کف دستش میشناسد، سالها آنجا زندگی کرده است.
در اینجا شما برخی افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به روابط بین فردی اشاره دارند مانند "دوست شدن"، "پیشنهاد ازدواج دادن"، و "به فرزندی پذیرفتن".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آشنا بودن
او شهر را مثل کف دستش میشناسد، سالها آنجا زندگی کرده است.
دوست شدن با
سگ نجات به سرعت با صاحب جدیدش دوست شد، پیوندی قوی ایجاد کرد.
رفاقت کردن
در طول عقبنشینی شرکت، کارمندان تشویق شدند تا برای تقویت پیوندهای تیمی با هم دوست شوند.
آشتی کردن
برای آشتی با اعضای خانواده پس از یک اختلاف داغ زمان لازم است.
دوست شدن (عاشقانه)
او با کسی که در شهری دیگر زندگی میکند دورهمی دارد.
رابطه رمانتیک داشتن
نادیده گرفتن
من تو را گوست نمیکنم؛ صادق خواهم بود.
لاس زدن
پلتفرمهای دوستیابی آنلاین گاهی شامل کاربرانی میشوند که فلرت میکنند بدون اینکه به دنبال تعهد جدی باشند.
اغوا کردن (از نظر جنسی)
احترام گذاشتن به مرزها و عدم تلاش برای فریفتن کسی بدون رضایت او بسیار حیاتی است.
خواستگاری کردن
زوج جوان از فرآیند خواستگاری لذت بردند قبل از اینکه رسماً وارد یک رابطه شوند.
عاشق بودن
او از لحظهای که همدیگر را ملاقات کردند، او را دوست داشت.
پیشنهاد ازدواج کردن
نامزد کردن
شاهدخت قرون وسطی به یک شاهزاده از پادشاهی همسایه برای اتحادهای سیاسی نامزد شد.
ازدواج کردن
آنها در یک مراسم کوچک و صمیمی فقط با خانواده و دوستان نزدیک ازدواج کردند.
خیانت کردن
این زوج پس از آشکار شدن اینکه یکی از آنها به دیگری خیانت کرده است، تصمیم به جدایی گرفتند.
طلاق گرفتن
سال گذشته، آنها با موفقیت طلاق گرفتند و دوباره شروع کردند.
جدا شدن
زوجین به طور متقابل توافق کردند که جدا شوند، با این درک که با گذشت زمان از هم دور شدهاند.
جدا شدن (رابطه عاشقانه)
این یک تصمیم دشوار بود، اما در نهایت آنها موافقت کردند که از هم جدا شوند و راههای جداگانهای را در پیش بگیرند.
پرورش دادن
پدران و مادران تنها اغلب در تربیت فرزندان خود قدرت و انعطافپذیری استثنایی نشان میدهند.
کودکی را پرورش دادن
والدین پرورشی خود را به پرورش کودکانی اختصاص میدهند که به خانهای پر از عشق و پایدار نیاز دارند.
به سرپرستی گرفتن
افراد مجرد نیز میتوانند فرزندخوانده بگیرند و خانهای پایدار و پر از محبت برای کودکی نیازمند فراهم کنند.
پرورش دادن
برخی افراد انتخاب میکنند که از کودکان مراقبت کنند در حالی که والدین بیولوژیکی آنها برای پیوند مجدد تلاش میکنند.
انکار کردن
او انکار کرد لقبی که دوستانش به او داده بودند را، ترجیح دادن نام واقعی خود را.