افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای تغییر مثبت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به تغییر مثبت اشاره دارند مانند "تصحیح"، "تعمیر" و "ترمیم".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال ساختن و تغییر دادن
to correct [فعل]
اجرا کردن

تصحیح کردن

Ex: Medical professionals use corrective measures to correct vision problems .

متخصصان پزشکی از اقدامات اصلاحی برای اصلاح مشکلات بینایی استفاده می‌کنند.

to rectify [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: After several failed attempts , engineers worked to rectify the design flaws in the prototype .

پس از چندین تلاش ناموفق، مهندسان برای رفع نقص‌های طراحی در نمونه اولیه کار کردند.

to right [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: The teacher helped the student right the mistake in their homework .

معلم به دانش‌آموز کمک کرد تا اشتباه در تکالیفش را تصحیح کند.

to reform [فعل]
اجرا کردن

با بهبود چیزی آن را تغییر دادن

Ex: The government is working to reform the education system to enhance student learning .

دولت در حال کار برای اصلاح سیستم آموزشی برای بهبود یادگیری دانش آموزان است.

to repair [فعل]
اجرا کردن

تعمیر کردن

Ex: The mechanic will repair my car 's engine tomorrow .

مکانیک فردا موتور ماشین من را تعمیر خواهد کرد.

to overhaul [فعل]
اجرا کردن

تعمیر یا بهبود بخشیدن به چیزی

Ex: The government is considering overhauling the tax system to simplify procedures and enhance transparency .

دولت در حال بررسی بازنگری سیستم مالیاتی برای ساده‌سازی رویه‌ها و افزایش شفافیت است.

to mend [فعل]
اجرا کردن

تعمیر کردن

Ex: Gardeners often mend damaged fences or structures in the garden .

باغبان‌ها اغلب نرده‌ها یا سازه‌های آسیب‌دیده در باغ را تعمیر می‌کنند.

to remedy [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: Legal actions were taken to remedy the environmental damage caused by the industrial spill .

اقدامات قانونی برای جبران خسارت زیست‌محیطی ناشی از نشت صنعتی انجام شد.

to amend [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: Shareholders voted to amend the company bylaws to reflect the updated ownership structure .

سهامداران به اصلاح اساسنامه شرکت برای انعکاس ساختار مالکیت به‌روزرسانی شده رای دادند.

اجرا کردن

تثبیت کردن

Ex: The medication helps stabilize blood sugar levels in patients with diabetes .

دارو به تثبیت سطح قند خون در بیماران دیابتی کمک می‌کند.

اجرا کردن

انقلابی کردن

Ex: Innovations in artificial intelligence are expected to revolutionize various industries .

انتظار می‌رود که نوآوری‌ها در هوش مصنوعی انقلابی در صنایع مختلف ایجاد کنند.

اجرا کردن

نوسازی کردن

Ex: Homeowners often modernize their kitchens by upgrading appliances and adding modern design elements .

صاحبان خانه‌ها اغلب با ارتقای لوازم خانگی و افزودن عناصر طراحی مدرن، آشپزخانه‌های خود را مدرن می‌کنند.

to fix up [فعل]
اجرا کردن

آماده کردن

Ex: The carpenter was hired to fix up the antique furniture .

نجار برای تعمیر مبلمان عتیقه استخدام شد.

to enhance [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: Training programs are designed to enhance employees ' skills and performance .

برنامه‌های آموزشی برای بهبود مهارت‌ها و عملکرد کارکنان طراحی شده‌اند.

to upgrade [فعل]
اجرا کردن

ارتقا دادن

Ex: The engineers are upgrading the power grid for better efficiency .

مهندسان در حال ارتقاء شبکه برق برای کارایی بهتر هستند.

to improve [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: The new software update aims to improve the performance and user experience .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید با هدف بهبود عملکرد و تجربه کاربری انجام شده است.

to evolve [فعل]
اجرا کردن

تکامل یافتن

Ex: Language tends to evolve over time , with new words and expressions emerging .

زبان تمایل به تکامل در طول زمان دارد، با ظهور کلمات و عبارات جدید.

to progress [فعل]
اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex: The software application progressed through multiple updates .

نرم‌افزار کاربردی از طریق چندین به‌روزرسانی پیشرفت کرد.

to better [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: Continuous learning opportunities can better one 's skills and knowledge .

فرصت‌های یادگیری مداوم می‌توانند مهارت‌ها و دانش فرد را بهبود بخشند.

to perfect [فعل]
اجرا کردن

به کمال رساندن

Ex: Engineers strive to perfect the design of new technologies for optimal functionality .

مهندسان تلاش می‌کنند تا طراحی فناوری‌های جدید را برای عملکرد بهینه کامل کنند.

to enrich [فعل]
اجرا کردن

غنی کردن

Ex: She enriches her lessons by including real-life examples .

او با گنجاندن مثال‌هایی از زندگی واقعی، درس‌هایش را غنی می‌کند.

to develop [فعل]
اجرا کردن

توسعه یافتن

Ex: The small startup has the potential to develop into a leading technology company .

استارتاپ کوچک این پتانسیل را دارد که به یک شرکت پیشرو در فناوری تبدیل شود.

to grow [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The team has grown in number this year .

تیم امسال از نظر تعداد رشد کرده است.

to optimize [فعل]
اجرا کردن

بهینه سازی

Ex: Athletes train to optimize their physical and mental performance .

ورزشکاران تمرین می‌کنند تا عملکرد جسمی و ذهنی خود را بهینه کنند.

to hone [فعل]
اجرا کردن

کامل کردن

Ex: Continuous feedback helps employees hone their professional abilities .

بازخورد مداوم به کارمندان کمک می‌کند تا توانایی‌های حرفه‌ای خود را تقویت کنند.

اجرا کردن

چیزی را تغییر دادن (به منظور بهبود آن)

Ex:

ورزشکاران با مربیان کار می‌کنند تا تکنیک‌های خود را برای عملکرد بهینه تنظیم دقیق کنند.

اجرا کردن

بهتر کردن

Ex: Implementing new policies aims to ameliorate workplace conditions for employees .

اجرای سیاست‌های جدید به دنبال بهبود شرایط محیط کار برای کارکنان است.

to uplift [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: Social initiatives aim to uplift communities by addressing economic challenges .

ابتکارات اجتماعی با هدف ارتقاء جوامع از طریق مقابله با چالش‌های اقتصادی انجام می‌شوند.