واژگان برای IELTS General (نمره 5) - زبان بدن و حرکات
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زبان بدن و حرکات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to hold someone tightly in one's arms, especially to show affection

در آغوش کشیدن, بغل کردن
مادر پس از بازگشت از یک سفر طولانی فرزندش را محکم در آغوش کشید.
to express a meaning with a movement of the hands, face, head, etc.

با سر و دست اشاره کردن
معلم اشاره کرد تا دانشآموزان قبل از شروع درس ساکت شوند.
to move one's head up and down as a sign of agreement, understanding, or greeting

سر تکان دادن (به نشانه تأیید و موافقت)
معلم با تایید به پاسخ دانش آموز سر تکان داد.
to take someone's hand and move it up and down, mainly for greeting

دست دادن
مربی قبل از بازی سرنوشتساز با هر بازیکن دست داد و اعتماد به نفس را در تیم تقویت کرد.
to make our mouth curve upwards, often in a way that our teeth can be seen, to show that we are happy or amused

لبخند زدن
کودکان با خوشحالی لبخند زدند در حالی که در پارک بازی میکردند.
to raise one's hand and move it from side to side to greet someone or attract their attention

دست را تکان دادن
معلم به دانشآموزان دست تکان داد وقتی که وارد کلاس شدند.
to tightly and closely hold someone in one's arms, typically a person one loves

بغل کردن, در آغوش کشیدن
از دیدن یکدیگر بسیار خوشحال بودند، هنگام ملاقات در فرودگاه گرم در آغوش گرفتند.
to touch someone else's lips or other body parts with one's lips to show love, sexual desire, respect, etc.

بوسیدن
همین حالا، زوج جوان زیر نور ماه بوسه میزنند.
to enthusiastically slap someone's raised palm with your own as a celebration, greeting, or show of agreement

بزن قدش!
او وقتی که پازل را تمام کردند با برادرش بزن قدش کرد.
to make happy sounds and move our face like we are smiling because something is funny

خندیدن
آنقدر خندیدیم که شکممان درد گرفت.
to give someone a sign of welcoming or a polite word when meeting them

احوالپرسی کردن, استقبال کردن
در بسیاری از فرهنگها، مرسوم است که با دست دادن یا تکان دادن سر به کسی سلام میکنند.
to bring your eyebrows closer together showing anger, sadness, or confusion

اخم کردن
گیج از دستورالعملها، او شروع به اخم کردن در تلاش برای فهمیدن کرد.
to drop one's eyebrows, chin, or gaze to express sadness, disapproval, or shame, or to show less intensity or hostility in a facial expression

چهره خود را عبوس کردن
همانطور که بحث شدت میگرفت، صداهایشان بلندتر میشد و هر کدام سر خود را پایین میآوردند، نگاههای تند رد و بدل میکردند.
to bend one's head downward, particularly as an act of agreement, greeting, etc.

سر تکان دادن
در طول جلسه، او سرش را به نشانه موافقت با طرح پیشنهادی خم کرد.
to hit someone or something gently, often with a few quick light blows

به آرامی ضربه زدن, آهسته (به چیزی) ضربه زدن
او سطح را ضربه زد تا محفظههای پنهان در میز عتیقه را پیدا کند.
an instance or gesture that indicates approval or satisfaction

نشان تأیید, اشارهٔ رضایت
مدیر به برنامه نشان تأیید داد.
used to indicate failure or disapproval

رأی منفی, علامت مخالفت
منتقدان بعد از اولین نمایش به فیلم رأی منفی دادند.
to draw back involuntarily, often in response to fear, pain, embarrassment, or discomfort

یکه خوردن, (خود را) عقب کشیدن
او نتوانست از لرزیدن خودداری کند وقتی صحنه وحشتناک فیلم ترسناک را دید.
to make a kissing gesture with one's hand or lips and send it toward another person as a sign of affection

کسی را بوسیدن
to hope for good luck or a positive outcome, often literally or symbolically overlapping the middle finger over the index finger

امید داشتن
to laugh in a light, silly, or often uncontrollable way as a result of nervousness or embarrassment

ریز خندیدن
او سعی کرد خجالتش را پنهان کند اما در نهایت با عصبانیت خنده کرد.
to press one's teeth against the lip as a reaction to emotion, pain, or to prevent oneself from saying something

لب خود را گاز گرفتن
to unexpectedly open one's mouth wide and deeply breathe in because of being bored or tired

خمیازه کشیدن
احساس خستگی میکرد، نمیتوانست جلوی خمیازه کشیدنش را در جلسه طولانی بگیرد.
to link hands with someone as an expression of affection, unity, or support

گرفتن دستان یکدیگر
to give someone a message, instruction, etc. by making a sound or movement

علامت دادن, اشاره کردن
داور با بلند کردن کارت زرد علامت پنالتی داد.
to cause surprise, curiosity, or mild shock among people due to something unconventional, unexpected, or controversial

تعجب بعضی را برانگیختن, حرف و حدیث راه انداختن
استعفای ناگهانی شهردار در شهرداری تعجب خیلیها را برانگیخت.
to meet and greet someone who has just arrived

استقبال کردن, خوشامد گفتن
طرفداران بیرون از استادیوم منتظر ماندند تا از گروه مورد علاقه خود استقبال کنند.
| واژگان برای IELTS General (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| سن | شکل بدن | سلامتی | بافتها |
| هوش | صفات مثبت انسانی | صفات منفی انسانی | صفات اخلاقی |
| پاسخهای عاطفی | حالات عاطفی | رفتارهای اجتماعی | طعمها و بوها |
| صداها | دما | احتمال | اقدامات رابطهای |
| زبان بدن و حرکات | حالتها و موقعیتها | نظرات | افکار و تصمیمات |
